ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

«جامعه»‌ی ملتهب نودوهشت!

تاریخ درج : شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۹
مروری بر خروجی صفحه جامعه روزنامه اصفهان زیبا در سالی که تلخ گذشت

زینب تاج‌الدین/دبیر سرویس جامعه

نودوهشت سالی پر از اتفاق‌های اجتماعی رنگارنگ بود. صفحه جامعه روزنامه اصفهان زیبا نیز بر حسب وظیفه ذاتی خود در قبال بیان مسائل و مشکلات اجتماعی جامعه، سال پرحادثه نود و هشت را با پرداختن به سوژه‌های متفاوت ملی و محلی پشت سر گذاشت؛ سالی که با سیل و زلزله‌ بی‌سابقه‌ای‌ در کشور آغاز و با کرونای جهانگیر به پایان رسید. سیل خانمان برانداز در برخی از نقاط کشور در نخستین روزهای آغاز سال، حضور میلیونی مردم ایران در مراسم راهپیمایی اربعین و حواشی که به دنبال داشت ازجمله صدور گذرنامه، اعتراض‌های مردمی‌در آبان ماه به دنبال گران شدن ناگهانی بنزین، شیوع بیماری آنفولانزا و مرگ تعدادی از مردم در سراسر کشور، ترور و شهادت سردار سلیمانی؛ فرمانده سپاه قدس ایران، حواشی تشییع پیکر شهید سلیمانی، سقوط هواپیمای اوکراینی و کشته شدن 176 سرنشین آن به واسطه شلیک اشتباه موشک سپاه، سیل سیستان و بلوچستان و ورود ویروس کرونا به ایران را می‌توان بخشی از این اتفاق‌های مهم اجتماعی در سال نود و هشت دانست که سرویس جامعه روزنامه اصفهان زیبا در قالب‌های مختلف از جمله گزارش میدانی، گزارش تحقیقی، گفت‌وگو و میزگرد به آنها پرداخت و گاها شکل پرونده‌ای به آنها داد. آنچه در ادامه می‌خوانید مروری بر برخی از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین مطالب منتشر شده در صفحه جامعه روزنامه اصفهان زیبا در سال 98 است که گاها با بازتاب‌های فرامحلی نیز همراه بوده‌اند.

روزگاری اینجا کویت بود

آب بعد از 15 سال به گاوخونی رسید؛ اتفاقی که هفتم فروردین ماه و به دنبال بارش‌های سیل‌آسا در کشور رخ  داد و به نظر حال برخی از تالاب‌های کشور را خوب کرد. به همین مناسبت خبرنگار اجتماعی روزنامه اصفهان زیبا به ورزنه رفت و با انتشار گزارشی با این عنوان که «روزگاری اینجا کویت بود»، از حال و هوای گاوخونی و ورزنه‌ای‌ها یک ماه پس از بارش‌ها نوشت. 

چالش چرخش چرخ‌ها

اواخر اردیبهشت‌ماه 98 بود که خبر ممنوعیت دوچرخه‌سواری زنان در اصفهان رسانه‌ای، و پای دادستانی و نیروی انتظامی‌و ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر و حتی امام جمعه نیز به این مبحث باز شد. بسیاری از مردم و مخاطبان عام در شبکه‌های اجتماعی اعم از توییتر و اینستاگرام نظرات خود را بیان کردند و برخی از مسئولان و صاحب‌نظران نیز در مصاحبه با رسانه‎ها از خوب و بد این دستور گفتند. اصفهان زیبا نیز با انتشار پرونده‌ای دو صفحه‌ای با عنوان «چالش چرخش چالش‌ها» به سراغ این سوژه رفت؛ پرونده‌ای که صحبت‌های دو تن از موافقان و مخالفان این طرح را منتشر کرد... «دوچرخه سواری در مسیر امید» و «دوچرخه سواری در شأن زنان نیست»، تیتر گزارش میدانی و گفت‌وگوی منتشر شده با دبیر ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر استان اصفهان در این پرونده است.

توانا شده هرکه دارا شده

بامداد 27 اردیبهشت در خیابان کارگر اصفهان، تصادف دختر و پسر پورشه‌سوار، که منجر به مرگ یک پسر جوان شد، حادثه ساز شد؛ تصادفی که شاید به دلیل به زبان آوردن یک جمله از طرف مقصر این حادثه، از چندین و چند تصادفی که روزانه در سطح خیابان‌های شهر رخ می‌دهد، متفاوتش کرد: «کشتیم که کشتیم، دیه‌اش را می‌دهیم». نکته مهم، اما واکنش مردم در فضای مجازی بود؛ به این نحو که جمعیت کثیری از کاربران، رکیک‌ترین و بدترین ناسزاها را نثار دختر و پسر متمول کردند و آنها را به خاطر همین ثروتمند بودن، مورد سرزنش قرار دادند. این اتفاق شاید بهانه‌ای شد برای ترتیب دادن یک میزگرد با موضوع نابرابری اجتماعی که «رضا اسماعیلی» جامعه‌شناس، «مرتضی پدریان» آسیب‌شناس، «علیــــرضا مهدی» جامعه‌شناس و کارشناس آمــــوزش،‌ «هادی امیری» اقتصــــاددان و «مهــــدی شریعتـی» پژوهشگر دینی و فعال در حوزه نهج البلاغه را مهمان روزنامه اصفهان زیبا کرد. «توانا شده هر که دارا شده»، تیتر این میزگرد بود که پیامدهای نابرابری در جامعه را گوشزد کرد.

سفت بشین مسافر

چندسالی‌ست که موتورسوارها، تنها وسیله جابه‌جا نمی‌کنند؛ بلکه به حمل و نقل آدم‎‌ها نیز روی آورده و از این طریق امرار معاش می‌کنند. شهر اصفهان نیز مدتی‌ست با پدیده تاکسی‌های موتوری مواجه شده که از دست قضا در مرکز شهر و در حوالی دفتر روزنامه اصفهان زیبا نیز بیشتر رویت می‌شوند. تیرماه 98 بود که خبرنگار ما بر ترک یکی از همین موتورها نشست و «سفت بشین مسافر» را با موضوع بررسی زمینه‌ها و تبعات تاکسی موتورهای معیشتی در اصفهان، به رشته تحریر درآورد و در صفحه جامعه منتشر کرد. 

زمانی برای مستی اسب‌ها

دهم مردادماه، افتادن اسبی بر زمین در هرم گرمای نیمه تابستان در میدان نقش‌جهان اصفهان و انتشار عکس آن در شبکه‌های مجازی، بازخوردهای مختلفی را به دنبال داشت؛ از فعالان زیست‌محیطی تا مردم عادی و حتی مسئولان به این رخداد واکنش نشان دادند. صفحه جامعه روزنامه اصفهان زیبا نیز با تهیه گزارشی با  تیتر «زمانی برای مستی اسب‌ها» به واکاوی این ماجرا پرداخت و حتی پای صحبت‌های درشکه‌چی(صاحب) این اسب سفید، که معروف به نجیب‌خان است، نشست.

ملالت  بی هویتی

یکی از موضوع‌های پرسروصدا و البته پردردسر صفحه جامعه در سال 98، رفتن به سراغ ترنس‌ها و بیان مشکلات آنها بود؛ آدم‌هایی که سال‌ها از «ملال جنسیتی» و «بی‌هویتی» رنج می‌برند و روزی هزاربار آرزوی مرگ را در سر می‌پرورانند. «ملالت بی‌هویتی» عنوان گزارش تحقیقی صفحه جامعه بود؛ گزارشی که خبرنگار رودر رو با ترنس‌ها، گوش شنوای مشکلات آنها در شهر اصفهان شد. البته پرداختن به این سوژه تنها به یک گزارش محدود نشد و با ورود ستاد امر به معروف و نهی از منکر به مسئله تخصصی ترنس‌ها و باعث و بانی شدن توقف صدور عمل جراحی تغییر جنسیت و از همه مهم تر، ادعای فعالیت فرقه ای برخی فعالان حوزه «ترنسکشوال» خبرنگار ما را پای میز گفت‌وگو با 

حجت‌الاسلام احمد عبداللهی‌نژاد، دبیر ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر استان اصفهان، نشاند که با تیتر «معروف و منکر خنثی‌ها و ترنس‌ها» منتشر شد.

زخم ناسور «سالک» بر پیشانی «شرق»

«سالک» که سال‌هاست مهمان برخی از نقاط استان اصفهان است، همچنان پای درمان آن می‌لنگد! همین شد که انتشار پرونده‌ای با این موضوع در دستور کار ما قرار گرفت تا از چند و چون این بیماری عجیب و غریب که زخمی‌بدقواره بر بدن پیر و جوان شرق استان انداخته است و البته کم کاری‌ها و بی‌توجهی‌ها به آن، بگوییم و بنویسیم.  زخم ناسور «سالک» بر پیشانی «شرق» و «لک بر گونه سالک» عنوان دو گزارش صفحه جامعه با محوریت بیماری سالک است.

نان، عشق، موتور هزار!

مردادماه 98، انتشار متن رأی یکی از شعب دیوان عدالت اداری برای رسیدگی به تقاضای صدور گواهینامه رانندگی موتورسیکلت یک زن در اصفهان، واکنش‌های متفاوتی را در شبکه‌های اجتماعی به دنبال داشت. اما ماجرا از کجا شروع شد؟ یک زن اصفهانی با بردن شکایتی به شعبه ۳۱ دیوان عدالت اداری حکمی‌را دریافت کرد که در آن نیروی انتظامی‌ملزم به صدور گواهینامه برای زنان شده است. حکم دیوان عدالت اداری درباره اینکه موتورسواری منع قانونی ندارد، سبب شد تا دیگر متولیان این امر به این حکم واکنش نشان دهند. «نان، عشق، موتور هزار!» گفت‌وگو با عرفانه فریدنی، دختر 30ساله اصفهانی، است که در برابر مخالفان موتورسواری زنان قدعلم کرد و آن‌قدر پاپی این و آن  شد تا بالاخره یکی از شعب دیوان عدالت اداری رأی را به نفع او صادر کرد و خواهان صدور گواهی‌نامه برایش شد؛ رأیی که در نیمه مردادماه رسانه‌ای شد و روی خروجی خبرگزاری‌ها قرار گرفت. این گفت‌وگو اولین گفت‌وگوی رسانه‌ای با فریدنی است که در صفحه جامعه اصفهان زیبا منتشر  شد.

زیر پوست مردانه مشاطه‌ها

سال گذشته زنگ خطر آرایشگاه‌های مختلط در کشور توسط مسئولان امر به صدا درآمد؛ آرایشگاه‌هایی زیرزمینی که در آن مردان، زنان را بزک می‌کنند و البته برعکس آن هم بود. آنچه با یک حساب سرانگشتی و با چندبار چرخیدن در فضای مجازی به دستمان آمد این بود که اصفهان به عنوان یکی از کلان‌شهرهای بزرگ کشور نیز از فعالیت این آرایشگرها بی‌نصیب نمانده است. گزارشی با تیتر «زیرپوست مردانه مشاطه‌ها» ماحصل گزارش میدانی خبرنگار اجتماعی اصفهان زیباست تا برخلاف گفته پلیس اصفهان که معتقد بود هیچ گزارشی مبنی بر فعالیت مردان آرایشگر و ارائه خدمات آرایشی زنانه به پلیس ارائه نشده است، ثابت کند با یک جست‌وجوی ساده اینترنتی می‌توان مردان آرایشگری را در همین اصفهان پیدا کرد که خدمات آرایشی زنانه ارائه می‌دهند؛ از مـــــدل‌های میکاپ، براشینگ، شینیون، رنگ، مش، مدل عروس، تتو، ماساژدرمانی و  اپیلاسیون و هر آنچه که فکرش را بکنید. این گزارش خواندنی مردادماه 98 در اصفهان زیبا منتشر شد.

به آنفولانزا دست ندهید

آذرماه سال گذشته بود که بیماری عفونی آنفولانزا پایش را توی کفش اصفهانی‌ها کرد و بیش از 15 قربانی گرفت. البته بین آمارهای رسمی ‌و غیررسمی‌از زمین تا آسمان فاصله بود. همین شد که خبرنگار ما مثل همه مردم از خوف این بیماری مرگ‌آور لرزید و به چندین بیمارستان در سطح شهر مراجعه کرد. «به آنفولانزا دست ندهید» ماحصل این گزارش میدانی بود که مشاهدات خبرنگار اصفهان زیبا را در بیمارستان‌ها و اورژانس‌های اصفهان به تصویر کشید.

پای معیشت لای چرخ مدیریت

به دنبال گران‌شدن بنزین در آبان‌ماه سال گذشته و وقوع اعتراض‌های خسارت‌آور در سطح شهر اصفهان، گروه جامعه با برگزاری میزگردی با حضور دو تن از استادان دانشگاه در حوزه‌های جامعه‌شناسی و اقتصاد، به ریشه‌یابی این رفتارها با تمرکز بر اقتصاد اجتماعی پرداخت. بابک صفاری، اقتصاددان و مرتضی پدریان، جامعه‌شناس در این میزگرد حضور داشتند و به پرسش‌های خبرنگار ما پاسخ دادند. «پای معیشت لای چرخ مدیریت» تیتر این گفت‌وگوی خواندنی بود که اسفندماه بر خروجی روزنامه اصفهان زیبا قرار گرفت.

خون به دل هموفیلی‌های اصفهان

«خون به دل هموفیلی‌های اصفهان» روایتی است مختلف و متفاوت از دردهای مشترک و البته شبیه به هم بیماران هموفیلی در اصفهان. این گزارش میدانی که 24 دی‌ماه 98 بر خروجی روزنامه اصفهان زیبا قرار گرفت و در صفحه جامعه منتشر شد، سال‌هاســت کــه خــون بـه دل بیـش از6۰۰ بیمـار در اصفهـان کرده و مشــکلات ثانویــه دیگــری را برایشــان بــه وجــود آورده؛ از توزیــع نامنظــم فاکتــور در داروخانه و نبود فیزیوتراپی و عدم رسیدگی کامــل در بیمارســتان تــا مانــدن بیماران هموفیلی در صــف انتظــار بــرای تعویــض مفصــل در تهــران.

وحدت اجتماعی حول سردار سلیمانی

شهادت سردار سپهبد حاج ‌قاسم سلیمانی در دی‌ماه سال گذشته جدای از شوک باورنشدنی که به ایران وارد کرد ، دسته‌ها و گروه‌ها و اقشار مختلف جامعه را دست در دست هم گذاشت و سوای تفکرات و باورها و گرایش‌های سیاسی و مذهبی، کنار هم آورد. حضور حداکثری افراد در مراسم تشییع پیکر سردار سلیمانی و جناحی نکردن این ماجرا بیشتر از هر زمان دیگری اتحاد و همدلی مردم جامعه را نشان داد؛ مردمی ‌‌که اتفاقا انتقادهای زیادی در ماه‌های پیشینش به مسائل اقتصادی و اجتماعی و سیاسی داشتند، اما این نارضایتی‌ها و ناامیدی‌ها نتوانست مانع اتحاد آنها و دفاع از میهنشان در روزهایی که کشور آماج فشارهای بیرونی قرار دارد، شود. صفحه جامعه در گفت و گو با «رضا اسماعیلی» و «داروین صبوری»، جامعه‌شناس و مدرس دانشگاه، به چرایی شکل‌گیری وحدت اجتماعی در آن روزها پرداخت که با تیتر «وحدت اجتماعی حول سردار سلیمانی» منتشر شد.

تعطیلیم!

اصفهان چندسالی‌ست که به‌طور جدی با معضل آلودگی هوا دست و پنجه نرم می‌کند؛ اتفاقی که در نیمه دوم سال به شکل نمایان‌تری نفس‌های مردم را در سینه حبس می‌کند و گاها به تعطیلی مدارس، دانشگاه‌ها و... منجر می‌شود. سال نودوهشت نیز یکی از آن سال‌هایی بود که به مراتب بیشتر از سال‌های گذشته اصفهان را درگیر هوای آلوده‌اش کرد و بساط تعطیلی را بیش از پیش فراهم کرد. صفحه جامعه نیز بر همین اساس، سال گذشته در شماره‌های متعددی به این موضوع پرداخت و از نگاه‌های مختلفی واکاوی‌اش کرد؛ به‌عنوان مثال، مجتبی فرهمند، معاون احیای حقوق عامه دادستان عمومی‌و انقلاب اصفهان، در گفت‌و‌گو با خبرنگار ما از ورود جدی دادستانی به معضل آلودگی هوا و از برگزاری جلسه‌هایی که قرار است منجر به کاهش آلودگی شوند، گفت. «برخی از دستگاه‌ها در حوزه آلودگی هوا کم‌کاری کردند» تیتری بود که برای این مصاحبه انتخاب شد. «از میان شیشه، از میان مه» نیز عنوان گزارش دیگری بود که وضعیت میدانی آلودگی هوا در این کلان‌شهر را بررسی و بیان کرد؛ اصفهان در دود آلاینده‌ها گم شده است.

سوگ سقوط در گلستان

آسمان اصفهان، صبح پنجشنبه 28 دی‌ماه میزبان هواپیمایی با مهمانان ویژه بود: 11 نخبه اصفهانی که هفت روز پیش از آن، همه خاطرات، آرزوها، ترس و دلهره‌های ریز و درشتشان را داخل چمدانی ریختند و با هزار و یک رویا راهی فرودگاه امام‌خمینی شدند؛ اما به‌واسطه یک سهل انگاری سفرشان ناتمام ماند و راهی دیار ابدی شدند. «سوگ سقوط در گلستان» عنوان گزارش مراسم تشییع 11 جانباخته اصفهانی حاضر در حادثه هواپیمای اوکراینی بود.

من در خودم قرنطینه شدم

و اما کرونا... ویروس کوچکی که بالاخره و در غفلت مسئولان از چین راهی ایران و اواخر بهمن ماه نود و هشت اولین تلفاتش در قم نمایان شد. کم‌کم ترس و دلهره از کرونا در جان مدارس، دانشگاه‌ها، ادارات، بازارها، خیابان‌ها و خطوط حمل‌و نقل شهری و بین‌شهری ریشه دواند. مدارس، نیمه‌تعطیل شد و والدین پا در هوا! مردم بلاتکلیف بودند؛ البته جدای از یک سری که آنچنان این بیماری را جدی نمی‌گرفتند. داروخانه‌ها یک شبه خالی از ژل و مواد ضدعفونی شدند و قحطی ماسک و دستکش و مایحتاج بهداشتی آمد. همه چیز دست به دست هم داد تا مردم در آخرین روزهای سال 98 و درست در روزهایی که باید خودشان را برای ورود به سال جدید آماده می‌کردند، در بین اخبار و آمار کرونایی رسانه‌ها محصور و در خانه‌هایشان قرنطینه شدند. «من در خودم قرنطینه شدم» عنوان گزارشی بود که در همان روزهای اسفندماه به کروناهراسی در اصفهان پرداخت و وقوع یک «بحران انسانی» را بررسی کرد. خبرنگار جامعه البته گفت‌وگوی تفصیلی و خواندنی را با حیدرعلی عابدی، عضو کمیته ملی کرونا و کمیسیون بهداشت و درمان مجلس نیز ترتیب داد که با تیتر «کشور آماده کرونا نبود» در روزنامه منتشر شد.

 

 

 ملخ‌ها خاطره‌ها را خورده‌اند

عادل امیری/خبرنگار

همه ما مجبوریم زیر نور مهتابی کارهای سفارشی انجام بدهیم؛ اما این یک کار معمولی نبود: من با یک گزارش کودک‌آزاری پربازتاب با تیتر «با بچه‌های ما خوب تا نکردند» پا به سرویس جامعه روزنامه اصفهان زیبا گذاشتم. سالِ نو، سرویس نو، همکارهای جدید از بعد سوم و من که مثل مارکز گوش به زنگِ سوژه‌های ولو کف شهر بودم، آماده روایت بودند. اگر دروغ نبافته باشم، هنوز عاشق گزارش میدانی‌ام و در سالی که گذشت، نزدیک به بیست تایی نوشته و در آنها از روزگار کرونایی اصفهان و از دوچرخه سواری در مسیر امید گفته‌ام!. نزدیک به صد و ده بیست تایی یادداشت در حوزه‌های مختلف هم نوشته و ملت را در صفحه آخر روزنامه بردم لبی آب تماشای زاینده رود. در گزارشی به افتخار شب زاون قوکاسیان سنگ تمام گذاشتم، مفتخر شدم که به کارگاه روزنامه نگاری فریدون صدیقی رفتم و ناگهان در راهروی تحریریه بغضم ترکید، وقتی هواپیمای خودی را زدند. من دستِ بالا به حوادث ژانوالژانی عادت کرده بودم، چه می‌دانستم مرگِ کاری یعنی چه؟ چه می‌دانستم محتکر یعنی که! اصلا تا حالا به آنفولانزا دست نداده و از این بیمارستان به آن بیمارستان دنبال لک بر گونه سالک نگشته بودم. نرفته بودم قاطی چندهزار معتاد ترک کرده، درباره کودکان کار و کودکان خیابانی چیزی ننوشته بودم و نمی‌دانستم جامعه اصفهان این همه گوشه و کنایه دارد... به دهانم مزه کرد. دلم خواست! بیشتر خوشم آمد از زندگی اجتماعی آدم‌ها. رفتم توی کوکشان. من در خودم قرنطینه شدم و شروع کردم درباره نوشتن و از مترو نوشتن که قطع شد. راه افتادم کفِ شهر، زندگی پیک‌های موتوری را پشت موتور مستند کردم: داد زدم سف بشین مسافر، اینجا دیگر سرویس فرهنگ نیست.! یک سرش راهروهای دادسرای نیکبخت است و سرِ دیگرش تحلیل پیامدهای خشک‌سالی شرق اصفهان. جامعه است، بی‌ فرهنگ هم به کار خودش ادامه می‌دهد، حالا که پای معیشت لای چرخ مدیریت گیر کرده است. گوش کن! ملخ‌ها خاطره‌ها را خورده‌اند. امیدوار بودم این شایعه دروغ روز سیزده بوده باشد؛ اما سال 98 با سیل، شروع و با کرونا درسال 99شیوع یافته است!. رئیس دولت گفته ممکن است این وضعیت یک سالی طول بکشد. این برای یک خبرنگار به تازگی اجتماعی شده که میدانی عمل می‌کند یعنی نشستن در خانه، یعنی بیکاری، یعنی فکرکردن به سالی که گذشت؛ سالِ بد، سال باد.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/107754

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی