ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

«رقصنده جریان‌ساز» ایرانی کیست؟!

تاریخ درج : دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷
شماره روزنامه: 

انسان آرزوهایش را در «هنر» جست‌وجو می کند؛ این آرزو که به ناگاه در شکل یک رقص، آوازه‌اش مرزهای ایران را در می‌نوردد، ماجرایی طولانی دارد. همان که هزاران سال قبل در هنر ایران پا کوبیده، جست‌وخیز کرده و شادی‌اش باعث برکت و مورد توجه جهانیان بوده است. نامش «پازَن» است؛ یک گونه از بُزِ کوهی ایرانی که در میان یافته های باستان شناسان در وسعت 151 هکتاری «شهر سوخته»، بقایای دولت‌شهری باستانی در استان سیستان و بلوچستان که قدمت آن به هزاره سوم پیش از میلاد بر می گردد ، مهم‌ترین نقش را دارد.هنر پویانمایی، «انیمیشــــن»، با تجربیـــــات پراکنده‌ای در اواخر قرن 18 میلادی و به طور رسمی با کوشش دو فیلمساز فرانسوی در اوایل قرن 19 آغاز شد، اما به گواه همگان، اولین پویانمایی جهان متعلق به هنرمندان ایرانی است که روی سفال پیدا شده در شهر سوخته در عصر برنز ترسیم شده است. هنرمند نقاشی که جام سفالین را بوم نقاشی خود قرار داده، توانسته‌ است در پنج حرکت، بزی را طراحی کند که به سمت درخت حرکت و از برگ آن تغذیه می کند. عده ای اعتقاد دارند که نقوش این ظرف سفالینه بیان‌گر داستان باستانی ایرانی با نام «درخت آسوریک» است.

 

 

     قصه درخت آسوریک و رقصنده
پای‌کوبی روی سفالینه ها و صراحی ها، همگی از خصلت های پازن ایرانی اند. پازن بُز بومی ایران، اولین حیوانی است که ایرانیان 9 هزار سال پیش اهلی اش کردند و از کوه و صخره به خانه و کاشانه آوردند. بز کوهی نماد چالاکی، آفرینندگی و سرشت مردانه بوده و هزاران سال در هنر و ادب ایران پا کوبیده است.در داستان درخت آسوریک (درخت سرزمین سورستان ) درخت به بز  فخر می فروشد که من از تو برترم؛ از میوه‌های مـــــن، شــــــاهـــــان و از سایه‌ام شهریاران و از شاخه‌هایم پرندگان می‌برنــــد و چنیـــــن و چنانم. بز چالاک هم تا حرف‌های درخت تمام نشده، آن طور که بر روی سفال شهر سوخته و در پنج فریم نشان داده شده، می پَرَد و برگ های درخت را می‌خورد. تقربیا 90 درصد نقوش سنگ نگاره های ایران بز کوهی است. این حیوان در سمبل های صنایع دستی و تزیینی ایرانی، نشان و پیام آن «آب، باران، فراوانی نعمت، نگهبانی ماه، نگهبان و ناجی مشی و مشیانه» است.

 

 

      میراث نقاشی ایران
کارشناس هنری و طراح سفال و سرامیک در گفت‌وگو با ایرنا می گوید: آغاز نقاشی در ایران به هزاره های پیش از میلاد و زندگی در غارهایی مانند میرملاس، همیان و دوشه نسبت داده می شود و در این ادوار انسان ها به علت ضعف ارتباط کلامی روی دیواره‌ها یک سری نقش ها را می‌کشیدند.«محبوبه کمالی نژاد» می افزاید: پس از ترک غارها در دوره نوسنگی است که کم کم در دهکده ها تصویرسازی بر دیوار کلبه ها و بدنه سفالینه رایج شد و نقاشی نه تنها باور آئینی بود، بلکه با کاربرد تزئینی نیز مورد توجه انسان پیش تاریخی فلات ایران قرار گرفت. در مکتب سلجوقی نقش‌های گیاهی، به شیوه نگارگری ایرانی به نقوش انسانی و حیوانی اضافه می شود و هاله هایی بر دور پیکره‌های باستانی قرار می گیرد. مکتب تبریز هنرش را از چین، ایران و بیزانس می‌گیرد. مکتب شیراز که به آن   «ام المکاتب» هم می‌گویند، با پیکره‌های انسانی درشت و چهره‌های سرخ شناخته می شود؛ در مکتب جلایری نقوش انسان های بلندقامت را می‌بینیم و در مکتب تیموری، پیکره های انسان و حیوان بیـــــش از چشم‌اندازهای طبیعی رخ می نمایاند. اوج فعالیت نقاشی در این دوره هاست.در مکتب صفوی نقش های اسلیمی و ختایی توسط استادکاران روی ظروف حک می شود و گل و ریحان انتزاعی بر ظروف و کاشی ها به وفور یافت می شود. در مکتب اصفهان، بیشتر،  نقوش و خط اهمیت پیدا می کند و گل‌ومرغ که امروزه هم همه جا مقابل دیدگان ماست، از یادگاران مکتب زند است.نقاشی‌های درباری برگرفته از نقاشی‌های کلاسیک اروپا و گل‌های فرنگی و لعاب‌های هفت‌رنگ که کپی‌کاری از نقاشان دوره رنسانس است کار چه کسانی می تواند باشد جز دردانه های قاجار؟!و بالاخره در دوره معاصر ما در ایران و به شکل پژوهشی که روی همه نقوش در تمامی دوره ها کار می‌کنیم، به این نتیجه رسیدیم که رنگ‌مایه‌های حماسی، مذهبی دوره معاصرو نقش های گرافیکی و آزاد از ویژگی‌های این دوره است.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/77430

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی