ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

«قهوه‌خانه‌ها» کانون برپایی مجالس سخنوری

تاریخ درج : یکشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۸

مرشد‌هاشمی (زرین کلاه)/نویسنده

در مطالب قبلی که در هفته‌های اخیر در صفحه میراث ناملموس روزنامه اصفهان زیبا منتشر شد، به آشنایی با هنر نقالی و آئین‌های وابسته به آن و نیز بن مایه هنر نقالی پرداختیم و دانستیم که نقالی ریشه در سخنوری دارد. مستندات تاریخی گویای آن است که متصوفه پدید آورنده آیین سخنوری و مقطع تاریخی آن از دوران صفویه است که شرحی از آن قبلا گفته شد. اما جای آن است که به کیفیت برگزاری و طرز آداب و رسوم این آیین کهن ایرانی اشاره‌ای داشته باشیم؛ آدابی که دربر دارنده مسائل اخلاقی، اجتماعی، ارشادی و ادبی فراوان برای مردمانی است که اوقاتی از روزمرگی خود را پای مجلس سخنوران و نقل نقالان سپری می‌کردند.ابتدا باید گفت که کانون برپایی مجالس سخنوری غالبا قهوه‌خانه‌ها هستند که معمولا محل تجمع اقشار مختلفی از جامعه و اصناف و پیشه‌ورانی که در راستای پیدایش سخنوری دخیل بوده‌اند، هستند. جهت سرگرم کردن مردم به‌خصوص در شب‌های دراز زمستان، نقالان سخنور از روی کتاب‌هایی مانند رموز حمزه، اسکندرنامه، خاورنامه و حسین کرد شبستری به روایت می‌پرداختند و بعد از آن شاهنامه فردوسی جای این کتاب‌ها را گرفت. شب‌های ماه مبارک رمضان یکی از بهترین مواقع جهت مراسم سخنوری است. به این صورت که در آخرین شب ماه شعبان کسی که به‌عنوان سخنور در قهوه خانه تصدی داشت، ابزار کار خود را بدان جا می‌آورد و مشغول «پوست کوبیدن» می‌شد. اساس این سخنوری عبارت بود از یک «سر دم» یعنی محل استقرار شخص سخنور، مقداری پوست ببر و پلنگ و آهو (و درصورت عدم دسترسی به اینها، حتی الامکان پوست گوسفند) و مقداری از «وصله‌های درویش» مانند رشته، کشکول، تبرزین، مطراق، شاخ و نفیر، ارّه پشت نهنگ (اره نهنگ) و سنگ قناعت و...که روی پوست یا در اطراف آن قرار می‌گرفت. پس از آماده‌سازی و چینش سردم و از نخستین شب ماه رمضان در قهوه‌خانه سخنوری آغاز می‌شد و تا پایان این ماه ادامه می‌یافت. افرادی که سواد خواندن و نوشتن و حتی گاه دستی در شعر و ادب داشتند در این مجلس نشسته و به سخنوران که سخنشان با شعر، بحرطویل، معمّا، لغز، مسمّط، غزل، قصیده، رباعی، مرثیه و حمد و نعت آمیخته بود با تعجب و تحسین گوش می‌دادند. از این بیان فصیح و سخن‌گویی به اهل مجلس حال خاصی دست می‌داد و زمانی به خود می‌آمدند که شب رفته و وقت خوردن سحری رسیده بود.

حسین کرد شبستری و نقل نقالان

اما آنچه مهم است دانستن محتوا و مضمون مجلس سخنوری است که بدان اشاره می‌کنیم. یکی از موضوعاتی که بخشی از این محتوا را پر می‌کند کتاب حسین کرد شبستری است که قبل از رواج نقل شاهنامه فردوسی در میان نقالان و سخنوران در قهوه‌خانه‌ها رایج بود. تنها افسانه عامیانه‌ای که زمان و مکان آن به درستی معلوم نیست. اما آنچه از این کتاب می‌خوانیم این است که در دوره صفویه، در شبستر و اصفهان و دیگر نقاط ایران اتفاق می‌افتد. شمشیر برّان این پهلوان در راه ترویج مذهب جعفری از نیام بیرون آمده و پهلوانانی که با او دست و پنجه نرم‌ می‌کنند، تمام مسلمان و غیرشیعه هستند که پهلوان حسین کرد بر آنان چیره می‌شود. یا ایشان را می‌کشد یا به مسیر هدایت می‌کشاند و از همین جهت جزو «حماسه مذهبی» در فهرست طبقه‌بندی گونه‌های نقالی از نظر محتوا و مضمون به‌شمار می‌رود.درباره مضامین مورد استفاده در نقالی، سخن به تفصیل خواهد آمد. اما جا دارد درباره مجلس سخنوری به جزئیات بیشتری بپردازیم. گفته شد که اساس سخنوری با برپایی سر دم است که در ثبوت سردم سخن فروان است. از آنجا که سخنوران باید آماده پاسخ‌گویی به سؤالات مستمعان و به‌خصوص حریفان فن و نیز در بداهه‌گویی مهارت داشته باشند، از ایشان در مورد ثبوت سردم سؤال می‌شود. مقصود از ثبوت، بیان تاریخچه‌ پدید آمدن آن دستگاه و رمزهایی است که در هر یک از اجزای آن نهفته است و بدین منظور سخنوران با اشعار مربوط به پاسخ‌گویی می‌پرداختند.سردم گذشته از مجالس سخنوری در زورخانه نیز مرسوم و محل جلوس مرشد زورخانه است. در چگونگی پیدایش سردم روایت چنین است که دو برادر بنام خلیل و جلیل ایده‌پرداز و سازنده سردم بوده‌اند و آن گاه که از سخنور درباره ثبوت سردم سوال می‌شود، او با اشاره به اشعار و بحرطویل به بیان مطلب می‌پردازد و چنین می‌خواند: «چند بیهوده زنی لاف سخن در بر من / دم مزن ای بیهُده گو/ زین سخنان ورنه بگیرم سر راهت / که برآری تو ز دل آه و فغان/ افکنمت در هیجان/ می‌کنم این لحظه بیان / تا که شوی واقف از آن / هم ز خفا هم ز عیان / تا تو شوی آگه و واضح کنمت دایره‌ی فقر و فنا را....» تا آنجا که می‌گوید: «دو برابر شده از روز ازل باعث این سردم و برپا بنمودند چنین حرفه‌ی درویشی و بُد نام یکی زان دو خلیل و دگری بود جلیل / این دو برادر شده بودند همی مخترع سردم و ترتیب بدادند "چهار و سه و ده سلسله" را تا همه‌ی خیل دراویش به استادی آنها بنمایند دگر احسن و تشویق نمایند چنین سالک با جود و سخا را...» الی آخر... .

url : http://www.isfahanziba.ir/node/106003

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی