ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

آنجایی که روسو ناکام می‌ماند

تاریخ درج : دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۹
نگاهی انتقادی به «قرارداد اجتماعی» ژان ژاک روسو به بهانه زادروز او

بابی تایلور/ ترجمه: علی‌محمد طباطبایی

ژان ژاک روسو  یکی از نامدارترین متفکران سده‌ هجدهم اروپا و دوره‌ اوج روشنگری است. او اغلب به‌عنوان فیلسوف روشنگــــــری شناخته می‌شــــود، ولی بسیاری از پژوهشگران او را در تداوم سنت فکری عصر روشنگری نمی‌دانند، بلکه بیشتر منتقد  اندیشه‌های این عصر ارزیابی می‌کنند.نظریه‌پردازان سیاسی مدت‌های طولانی برای یافتن دلیل قانع‌کننده‌ای که بتواند وجود دولت اقتدارگرا را موجه جلوه دهد در تلاش بودند. نقطه‌ اوج این جست‌وجو در (عصر) روشنگری بود، یعنی هنگامی ‌که فلاسفه و دانشمندان علوم سیاسی برای کشف الگوی جدیدی که رابطه میان فرد و دولت را بیان کند متحد گشتند: نتیجه‌ چنین کوششی «قرارداد اجتماعی» از آب درآمد.بر اساس این نظریه افراد یک «وضعیت طبیعی» هرج‌ومرج طلب را ترک کرده و به‌طور داوطلبانه بعضی حقوق و اختیارات خود را به «اجتماع» منتقل می‌کنند تا بدین ترتیب زندگی و دارایی آن‌ها محفوظ بماند. قرارداد اجتماعی به‌عنوان مفهومی در ظاهر منطقی و عملی در شکل کلی خود، شهرت و افتخارش را اول‌بار هنگامی از دست داد که حامیان آن دراین‌باره که دولت چه شکلی باید داشته باشد و فرد اگر اصلا قرار است حقوقی داشته باشد، چه حقوقی باید برای خود محفوظ نگه دارد با یکدیگر به نزاع پرداختند.طی این دوره از بگومگوهای شدید بود که فیلسوف فرانسوی ژان ژاک روسو اثری تأثیرگذار به وجود آورد به نام «قرارداد اجتماعی». در طرح روسو یک جامعه‌ خیالی که در آن تمامی حقوق و دارایی‌های مردم به دولت واگذار شده، در حقیقت تحت کنترل مستقیم «مردم» قرار دارد. در چنین مکانی به‌طور مرتب گردهمایی‌های بزرگی جهت روشن کردن علاقه‌های مشترکی که توسط «اراده‌ همگانی» دریافت می‌گردد، برگزار می‌شود. سپس این علایق را دولت برحسب وظیفه‌ خود به اجرا درمی‌آورد. روسو این تلفیق عجیب از نظام اشتراکی و دموکراسی مستقیم را توسط این ادعا موجه جلوه می‌دهد که القای حقوق فردی مزیت‌های ویژه را منسوخ کرده و استبداد را عملا غیرممکن می‌سازد، زیرا پس‌ازاین مردم هرگز به یکدیگر ستم نمی‌کنند.«قرارداد اجتماعی» هم توسط دمکرات‌ها و هم طرفداران نظام استبدادی جهت پشتیبانی از مواضع مربوطه مورداستفاده قرارگرفته است. چنین ابهام و دوپهلویی بیشتر نشانه‌ای است از تناقض‌هایی که زیربنای کل مقاله‌ بلند روسو را تشکیل می‌دهد. اثر او به‌ویژه در سه زمینه‌ اساسی آسیب‌پذیر و شکننده است: تدوین «اراده‌ عمومی»، پایین‌تر قرار دادن حقوق فردی و اعتبار مفهوم «قرارداد اجتماعی» در کل. اصطلاح «اراده‌ عمومی» آن‌گونه که به نظر می‌رسد اشاره دارد بر اینکه مصلحت و منفعتی وجود دارد که در تمامی کسانی که درگیر ماجرا هستند به یک اندازه مشترک است. اما حتی اگر چنین چیزی درست می‌بود، به اجرا درآوردن یک دمکراسی مستقیم به طرزی مأیوس‌کننده غیرقابل انجام از آب درمی‌آمد. روسو پس از بناکردن تصویری هیجان‌انگیز از هدف یکپارچه و برادری در میان توده‌ها، درنهایت به غیرمحتمل بودن آن در مقاله‌ خود اعتراف کرده و معیاری را در نظر می‌گیرد که تا حدی کم‌توقع‌تر است: قاعده‌ اکثریت.

آنجایی که روسو  ناکام می‌ماند

قراردادها برحسب تعریف باید دو ویژگی اساسی داشته باشند: آن‌ها باید داوطلبانه بسته شوند و دیگر اینکه باید آشکارا حقوق و وظایف هر طرف درگیر را یک‌به‌یک نام برند. قرارداد اجتماعی روسو در هردوی این موارد به نحو رقت باری درمی‌ماند. قرارداد اجتماعی به‌ظاهر داوطلبانه است، اما هر فردی که از داخل شدن در آن خودداری کند توسط دولت به نابودی مجبور شده و دارایی‌های او مصادره می‌شود، باوجودی که او هیچ‌گونه خشونتی نسبت به شخص دیگری اعمال نکرده است. علاوه بر آن شرایط چنین قراردادی به نحو استثنایی مبهم است: فردی که مبادرت به بستن این قرارداد می‌کند با اعطای زندگی گران‌بهایش، آزادی و دارایی‌اش به نفع دولت موافقت خود را اعلام می‌کند، آن‌هم در عوض به دست آوردن یک حق رأی بی‌ثمر در تدوین یک «اراده‌ عمومی» حاکم اما شدیدا معیوب. این به‌اصطلاح قرارداد درواقع مظهری است از خیابانی یک‌طرفه: دولت دریافت‌کننده‌ همه‌چیز است اما چیزی به کسی نمی‌بخشد و ازاین‌رو تمامی برگ‌های برنده را در دست دارد. باوجودی که «قرارداد اجتماعی» آشکارا سندی است ضد اندیشه‌ معتقدان به آزادی اراده (لیبرتارین)، اما باید توسط تمامی پژوهندگان جامعه‌ آزاد به‌دقت مطالعه و بررسی شود. در اثر روسو می‌توان ریشه‌های سوسیالیسم معاصر را یافت و انبوه تناقضات و سفسطه‌هایی که شالوده‌ این ایدئولوژی بخت‌برگشته را تشکیل می‌دهد، بدون آنکه برای شگردهای پر از لفاظی طرفداران نظام اشتراکی مانعی ایجاد کرده باشد. اصولی که توسط روسو در مقاله‌ بلندش موردحمایت قرار می‌گیرد حتی امروز نیز دست از سر ما برنمی‌دارند و تا زمانی که ما آخرین دیدار را با آن‌ها داشته باشیم شبح استبداد مانند وزنه‌ای بر وجدان غرب همچنان سنگینی خواهد کرد.منبع: سایت نصور

url : http://www.isfahanziba.ir/node/110244

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی