ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

اندیشکده جهانی صلح برای اصفهان

تاریخ درج : پنجشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸
مجید ملک‌زاده از «صنعت صلح» و اعجاز خاک می گوید

ریحانه شهبازی / خبرنگار
در کوچه پس کوچه های قدیمی اصفهان در محله چهارباغ پایین، مردی هنرمند و دغدغه‌مند برای جهانی شدن پیام صلح و دوستی از اصفهان به همه دنیا، در میان آثاری ارزشمند از معرق و مشبک بر روی فلز، روزگار می گذراند. درست کنارِخانه تاریخی بخردی، سردرِ خانه ملک زاده، مشخص است. با ورود به خانه و چند قدمی پیش رفتن، موزه‌ کوچکی ازخاک در ابعادی یک متر در یک متر اما به وسعت دریایی از اطلاعات وناگفته‌ها تورا سرپا نگه می دارد که رمز و راز خاک‌های اسطوره خیز، چراغ دیگری از دانستنی ها را برایت روشن کند. شور و اشتیاق، رویی‌گشاده و صبوری در ارائه اسناد، مدارک و توضیح درباره اهداف و آرمان‌هایش برای جهانی شدن پیام صلح، یادآوری خلقی صلح آمیز دارد و چنان با آرامش و متانت مخاطب خود را مجاب می‌کند که گویی پیام صلح را از درون  خودآغاز کرده است.مجید ملک‌زاده که اکنون دهه چهارم زندگی خود را می‌گذراند، طی 14 سال است که دو رویکرد «خاک، بهانه ای برای صلح» و «هنر در خدمت صلح و مفهوم» را دنبال می‌کند و تقریبا 40 نمونه خاک از دیار اسطوره خیز این مرز و بوم در این موزه نگه داری می کند.روی میز، شیشه‌های کوچکی از خاک گندم کشاورزی که هر کدام رنگ منحصر به فردی دارند چیده شده است. به گفته ملک‌زاده این خاک‌ها از دیار بزرگانی است که در آن جا رشد یافته اند و از این خاک اسطوره شده اند.  او می‌گوید: همیشه برایم سوال بود که در این خاک‌ها چه چیزهایی وجود دارد که اسطوره خیز هستند. اسطوره مانند اسفنج عمل می‌کند‌، موج‌های منفی را به خود می‌گیرد و آرام می کند و بعد به جامعه برمی گرداند. از خاک تبریز ستارخان، شهریار، پروین اعتصامی و...،از خاک تفرش پروفسور حسابی، از خاک اراک امیر کبیر و پدرش و چند نمونه خاک دیگر که هرکدام برای خود حرفی برای گفتن داشتند. او تاسیس اولین موزه خاک را بهانه ای برای صلح می داند که حتی سعدی و حافظ برای ارزشمندی خاک، شعری سروده‌اند وطبق  نظریه جهان وطنی، «چنانچه اصل من از خاک باشد، پس در این صورت همه سرزمین‌ها سرزمین من و همه مردم خویشان من هستند.»او با نشان دادن اثری هنری از لایه چینی که با خاک خلق شده بود، می‌گوید: آن را لمس کنید؛ چراکه ملموس بودن باورذهنی بیشتری را ایجاد می‌کند و به همین دلیل است که توریست ها سفر می کنند تا از نزدیک و با لمس کردن به وجود نهفته آثار پی ببرند. یک زمانی توریست‌هایی از نروژ وآلمان برای بازدید به اینجا آمده بودند و با دیدن این موزه متاثر شدند و گفتند: «اروپا تا این حد به موضوع  خاک توجه ندارد.»این اتاقچه پر شده بود از قاب بزرگان و اسناد و مدارکی از گذشته و گذشتگان .ملک‌زاده با اشاره‌ای به منشورکوروش کبیر وجایگاه آن در سازمان ملل و دو آیه از قرآن و چند حدیث، تصریح می کند: ما بیشتر دنبال این هستیم که مردم را به وحدت و هم‌گرایی برسانیم، توسعه امری است انسانی و نمی‌توان آن را از ملت‌ها جدا کرد. راه به اتاق بزرگ‌تر پیدا می‌کنی و آثار متفاوت گران‌بهای مشبک و معرق فلزی روی دیوارها تو را مبهوت می‌کند که هرکدام چه پیامی می‌تواند داشته باشد. ملک زاده بخشی از زندگی اش را با مرحوم پدر بر روی مشبک و معرق فلز سپری کرده که 50 سال پدر و حدود 20 سال، خودش با خون دل خوردن و ریش و مو سفید کردن این آثار را جمع‌آوری کرده است. او ریشه ای قوی در این مرز و بوم دارد و برای ادامه این مسیر، پسر دوازده ساله‌اش را نیز با خود همراه کرده است و هم‌پای پدر و با زبان انگلیسی پیام‌های صلح را بازخوانی می‌کند؛نسلی که قطعا میراث‌دار تاریخ گذشته و حافظان تاریخی آینده خواهند بود و نیاز به سرمایه‌گذاری و توجه بیشتر دارند.جد پدری‌اش میرزا عبداله ملک التجار تبریزی، تاجر تبریز بود که به درخواست حکومت وقت به استان مرکزی رفت و در تفرش ساکن شد و مرحوم پدرش مهدی ملک زاده نیز در آنجا به دنیا آمد. زمانی که مرحوم استاد عیسی بهادری(بنیان‌گذار هنرستان هنرهای زیبا) از اصفهان برای دیدار اقوام خود به اراک رفته بود، در بازار کارهای پدر او را می بیند و از اومی خواهد که با او به اصفهان برود تا درهنرستان مشغول تدریس شود. در میان این همه اثر فاخر از مس و برنج و برنز، کتاب‌هایی با عنوان «جنگ و صلح»، روی میزی انباشته شده است و روی این کتاب‌ها قابی با پیام صلح، همه در محاصره پرچم های کشورهای مختلف قرار دارد. «ما از اندیشه به صلح می‌رسیم». این همان پیغامی است که ملک‌زاده می‌خواهد به دنیا بدهد و می‌گوید: از هر المانی که انسان را به صلح برساند مانند زنگ، ساعت ها، گلوله
و ... استفاده می‌کنیم. می‌توانیم فلز را در خدمت جنگ و خشونت بگیریم یا آن را در خدمت صلح و دوستی و این ناشی از رویکرد ماست که می تواند تغییر ایجاد کند.ساعت‌های دیوار کوب، زمان را در 10:10 تسخیر کرده بود تا در همان خواب ابدی اعلام  پایان جنگ جهانی دوم باقی بماند و این عقربه‌ها، از علامت« v» ویکتوریا و لبخند نشان داشت.او درباره اهداف و آرمان‌هایش که یکی از آنها توسعه پایدار در راستای صلح است، توضیح می‌دهد: «چهار محور اقتصاد، اجتماع، محیط زیست و فرهنگ محورهای توسعه پایدارهستند که آسمان‌خراش آن بنا می‌شود و گل آن صلح است». توسعه به آرامی رخ می‌دهد و رشد و پیشرفت سریع و جالب است که توسعه ریشه‌دار و بقیه بدون ریشه هستند. او در ادامه صحبت‌هایش یک کشور را به یک عقاب تشبیه می کند که  به دو بال اقتصاد و فرهنگ، بدن به عنوان اجتماع و محیط زیست هم نیاز دارد.

 

 وظیفه ما برقراری تعادل در هر بخشی است
او معتقد است که  تعادل به هم خورده و وظیفه ما برقراری تعادل در هر بخشی است که تخصص داریم و بدانیم که همه بخش‌ها و حوزه‌ها به یکدیگر مرتبط هستند و این امر فقط با احساس وظیفه شناسی محقق می شود. اگر هنرمندان هنر را در خدمت مفهوم به کار گیرند و جریان سازی کنند در این صورت است که می توانیم اندیشکده جهانی صلح را در اصفهان افتتاح کنیم و در حال حاضر نشست‌های گفتمانی آن در حال اجراست. ما عملا با این کار به حقوق بشر احترام می گذاریم؛ بنابراین باید گفت‌و گو در محور فرهنگ و هنر قرار گیرد. «صنعت صلح»، مهم‌ترین موضوعی است که برای آسمان خراش صلح در نظر گرفته ایم؛ چراکه بیش از 67 صنعت در دنیا وجود دارد، اما از نام «صنعت صلح» خبری نیست.

 

صلح پایدار ، یکی از چشم‌اندازهای اقتصاد سالم است
 او اشاره ای به جمله یکی از برندگان نوبل کرده و می‌گوید:« یکی از چشم‌اندازهای اقتصاد سالم، صلح پایدار است و هر زمان که اقتصاد سالم نباشد، آتش جنگ شعله‌ور می‌شود؛  البته در دستورهای اسلامی هم به این امر اشاره شده است. پس باید مراقب اقتصاد باشیم؛ چراکه می تواند جنگ‌آفرین یا صلح آفرین باشد.»سه اثر معروف مینیاتوری صلح که نتیجه کار تیمی و گروهی است در سه قاب بزرگ و در چند نقاشی کوچک به اندازه یک بته‌جقه به نمایش گذاشته  شده و این آثار تمام توجه‌مان را به خود جلب می‌کند: «صلح و بزرگ‌سالان»، «صلح و کودکان» و «صلح و حیوانات».او در توضیح این تابلوها می‌گوید:هر کدام از تابلوها سه دایره مرکزی دارند که بر اساس آن بشر باید هر 24 ساعت از شبانه روز درگیر تفکر باشد و در این تابلوها از کبوتر و دست‌های در هم گره کرده استفاده شده که همه این علائم نشان از صلح دارند. او ادامه می‌دهد: شکسپیر درباره  «زنجیر» حرف قشنگی می زند که یک زنجیر هیچ گاه قوی‌تر از ضعیف‌ترین حلقه خود نیست. در حال حاضر نیاز داریم که به خودمان و دنیا اعلام کنیم که در عرصه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و غیره به صورت زنجیر درآمده ایم و هر اتفاقی که در این راستا رخ دهد، حاشیه‌ای امن برای ما ایجاد می کند. بحث صلح را باید به صورت محکم بیان کنیم تا  نتوانند با کشوری که حرف برای گفتن در زمینه صلح دارد، جنگ کنند.او با گله و انتقاد از آموزش و پرورش و ارشاد درباره فرهنگ به‌ویژه برای کودکان، می گوید: البته که نباید منتظر ماند و آینده از آن کسانی است که راه را می‌سازند. پدرم بنیان این هنررا بنانهاد و من آن را ادامه دادم و فرزند من باید ببیند و چند پله از من بالا برود.

 

اگر سفره خاک شد، یک عمر مهمان مردم است
ملک‌زاده برای گسترش پیام صلح و توجه بیشتر به فرهنگ و تاریخ می‌گوید:سفره  هفت‌سین 13 روز مهمان مردم است؛ اما اگر سفره خاک شد، یک عمر مهمان مردم است و هر پدر و مادری سفره خاک اجداد خود را بیاورند و داستان بزرگان خود را برای فرزندانشان بازگو کنند. همین گفت‌و‌گوی کلامی یک کرسی تاریخ شفاهی می شود برای فرزندان. طبق قانون میراث فرهنگی اگر 25 سال از این سفره خاک و شناسنامه بگذرد، میراث ملموسی می شود که باید آن را حفظ کرد؛ بنابراین اگر نسل به نسل این سفره بچرخد و هرخانواده ای سفره خاک داشته باشد، اتحاد فرهنگی ایجاد  می‌شود و جوان ها دیگر از آن گریزی ندارند.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/97137

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی