ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

اکسیر نوجوانی

تاریخ درج : چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۹
شماره روزنامه: 
تولد، رشد و نمو صفحه نوجوان در سال 98

عطیه میرزاامیری/خبرنگار حوزه نوجوان

میان شلوغی‌های خبری سال 98، چراغ‌قوه‌ای که دستمان بود و باعث شده بود در تاریکی‌ها زمین نخوریم، داشتن صفحه نوجوان روزهای چهارشنبه بود؛ صفحه‌ای که برای نوجوانان بود و بخش مهمی از آن را خودشان می‌نوشتند یا باعث نوشته شدن آن می‌شدند. اردیبهشت 98 به این فکر افتادیم که در میان تیترها، گزارش‌ها و یادداشت‌هایی که در روزنامه نوشته و به چاپ می‌رسد جای صفحه‌‌ای که به نوجوانان و دغدغه‌ آنها اختصاص داشته باشد، خالی است.  برای همین قلم‌هایمان را برای گفتن از این قشر، تیز کردیم و صدای آنها شدیم.روزهای هفته به این فکر می‌کردیم که دغدغه‌ یک نوجوان امروزی چیست؟ و وقتی به نتیجه می‌رسیدیم راهی خیابان می‌شدیم تا با نوجوانانی که درگیر زندگی روزمره خود هستند، گپ بزنیم و از آنها درباره آن موضوع سوال بپرسیم. نوجوانانی که بخش بزرگ و مهمی از جامعه هستند، اما نه در خانه و نه حتی در جامعه به رسمیت شناخته نمی‌شوند. گزارش‌ها از دل خیابان‌ها تنظیم می‌شد. من به‌عنوان یک گزارشگر سر خیابان‌های پرتردد می‌ایستادم و به محض دیدن کسی با شکل و شمایل و سن و سال نوجوانی، به طرفش می‌رفتم و از او می‌خواستم درباره موضوع مدنظرم حرف بزند. اوایل این همه استقبال و اعتماد در حرف زدن برایم عجیب بود. اما رفته رفته متوجه این شدم که این همه شور و استقبال برای حرف زدن، ناشی از این است که نوجوان از اینکه دیده شده و دغدغه‌هایش دست‌کم از سمت یک نفر، خیالی و پوچ نیستند، خوشحالاست. در طول زندگی خبرنگاری‌ام، تنها کسانی‌که بدون ترس و سانسور حرف دلشان را می‌زدند همین نوجوانانی بودند که ما روزانه از کنارشان رد می‌شویم و نمی‌دانیم چه اکسیر عجیب‌غریبی درونشان در حال جوشیدن است. آرام‌آرام جوانه‌ صفحه نوجوان رشد کرد. ما پیگیری‌های هرهفته‌ نوجوانان برای خوانده شدن این صفحه را می‌دیدیم و انگیزه‌مان چندبرابر می‌شد. آنها بدون ترس از انگیزه‌هایشان می‌گفتند، از اینکه عاشق شده‌اند، از اینکه دوست دارند شاخ و معروف شوند، از اینکه قهرمان زندگی‌شان چه کسی است. از موسیقی‌های مورد علاقه‌شان، از دغدغه‌های دیده نشده‌شان، از خرافاتی که به آن معتقد بودند و تمام چیزهایی که در زندگی درگیرش بودند. وقتی این گزارش‌ها را می‌گرفتم و آنها را ثبت می‌کردم به مشترکاتی می‌رسیدم که قبل‌تر از آن غافل بودم. حالا فهمیده بودم چرا نوجوانان این صفحه را دوست دارند. چون با خـوانـدن دغدغه‌ها و موضوعاتی که درباره‌شان نوشته می‌شد این نتیجه گرفته می‌شد که در این سن و سال هیچ‌چیز عجیب‌غریب نیست. همه ما دغدغه‌ها، مشکلات و چـالـش‌هـای یکـسـانـی داریــم. آدم‌بزرگ‌ها ما را زیاد جدی نمی‌گیرند اما گفتن از درونیات ما نشان‌دهنده این است که ما غیرطبیعی هستیم. همه ما در این سن‌وسال در پی یافتن یک چیز مشترک و داشتن یک حس مشترک هستیم. صفحه نوجوان به خود نوجوانان و به من و مای بزرگ‌سال این را یاد داد که نوجوانی سنی جادویی است؛ سنی که سوررئال است و تنها کسانی می‌توانند آن را درک کنند که نوجوان درونشان را فعال کنند.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/107911

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی