ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

ایرانی های داستان نویسی

تاریخ درج : شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶
شماره روزنامه: 
مروری بر مهم ترین داستان نویس های معاصر ایران؛

روشنک موسوی

 

حتما بارها به گوشتان خورده است که در ایران سنت رمان‌نویسی به معنای اروپایی آن وجود ندارد و بدیل آن در کشور ما، داستان و قصه است. بااینکه حتی قصه و داستان‌نویسی ما به شیوه‌ مدرن، به لحاظ زمانی بسیار نوپاست، اما در این صدسال راه پرپیچ‌وخم و فراز و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته است؛ اما بااین‌حال همچنان در کنار شعر، محبوب‌ترین بخش ادبیات ما را تشکیل می‌دهد. بنابراین بر آن شدیم که تنی چند از قصه و داستان نویسان معاصر ایران را که خواندن آنها، هم چنان مملو از لذت و امیدواری به این سطح از ادبیات کشور است معرفی کنیم. چینش نویسنده‌های معرفی شده از نظر یک علاقه‌مند به ادبیات، ممکن است شامل خطاهایی هم باشد اما گمان می‌برم که در کلیات این نفرات دیگر دوستداران قصه و داستان با نویسنده هم‌راستا باشند.

 

    صادق هدایت
بدون شک قله‌ رفیع داستان‌نویسی ایران صادق هدایت است. به گمان بعضی از منتقدان و متخصصان  ادبیات معاصر، داستان‌نویسی ایرانی هنوز نتوانسته است صادق هدایت را پشت سر بگذارد و وارد فاز جدیدی از داستان شود. هر چه که هست، شرح و بسط و تعمیم و بازتولید قصه‌های او به گونه‌ای دیگر است. شاید ظهور نویسنده‌ای چون صادق هدایت برای نوشتن داستانی هم چون «بوف کور» که بزرگ‌ترین اثر داستان‌نویسی ایران نیز هست سال‌های سال برای چنین جامعه‌ای زمان ببرد.

 

 

    بهرام صادقی
نویسنده‌ کمتر شناخته شده برای عموم و یگانه برای علاقه‌مندان به ادبیات داستانی که با نوشتن «ملکوت»، انقلابی در داستان‌نویسی ایران به وجود آورد. قلم بسیار گیرای بهرام صادقی و لحن و لهجه منحصربه‌فرد او در داستان‌نویسی، او را به‌طور کامل از هم‌عصران خود جدا می‌کند. بااینکه بهرام صادقی بسیار گزیده نویس و کم‌کار از بابت تعداد نوشته‌ها، در ادبیات داستانی ایران است اما به‌طورقطع دو کتاب او «ملکوت» و «سنگر و قمقمه‌های خالی» جزو بهترین نمونه‌های داستان‌نویسی در صدسال اخیر است.

 

 

    هوشنگ گلشیری
گلشیری یگانه قصه‌پرداز تکنیک و فرم به معنای واقعی کلمه در ایران است. «شازده احتجاب» او برگی جدید در تاریخ داستان‌نویسی ایران باز کرد و با نوشتن« معصوم اول تا پنجم» خود را به‌عنوان قدرتمندترین نویسنده‌ جنگ اصفهان در کنار بهرام صادقی به جریان داستان‌نویسی ایران تحمیل کرد. قصه‌نویسی معاصر، به‌ویژه دستور زبان و لحن و آهنگ متن و استفاده از کلمات و جملات کوبنده و کوتاه، مدیون تلاش‌ها و نوشته‌های هوشنگ گلشیری است.

 

 

    غلامحسین ساعدی
شاید پرآوازه‌ترین نویسنده‌ این فهرست، به لطف کتاب‌های ادبیات دبیرستان و چاپ داستان «گاو» او، غلامحسین ساعدی باشد. مشخصه بارز داستان‌های ساعدی فضاسازی بی‌نظیر او و استفاده قدرتمند از جریان‌های روزمره برای پیشبرد داستان است. از زمان مرگ او تاکنون قطع به یقین کسی نتوانسته فضای داستان‌های ساعدی را حتی تقلید کند. تسلط بی‌نهایت او بر ادبیات راه را برای نویسندگان بعد از خود تنگ و تاریک کرده است و قدرت توصیف روابط او، بدون ذره‌ای گل‌درشتی و جلوه، باعث شده است که او به‌عنوان یکی از محبوب‌ترین نویسنده‌های ادبیات داستانی معاصر، نام خود را جاودانه کند.

 

 

    صادق چوبک
شرجی‌ترین قصه‌ها، پر از شور و تنهایی مداوم، پر از جنوب و دریا و مملو از خاطری افسرده و نگران از آن صادق چوبک است. صادق چوبک همچون دیگر نویسنده‌های جنوب، فضای زندگی خود را بر داستان‌ها تحمیل می‌کند و از آنها شبحی در رفت‌وآمد میان تنهایی خود و سختی جنوب می‌سازد.

 

 

    صمد بهرنگی
برای جوانی که رنگ سی‌سالگی به خود ندید و در بیست‌ونه‌سالگی در ارس جاودانه شد، این حجم از قدرت در توصیف قصه‌ها و داستان‌های فولکلور رشک‌برانگیز است. توان صمد بهرنگی برای جمع‌آوری، تدوین، بازنویسی، و حتی تلفیق داستان‌های فولکلور، او را به نویسنده‌ای شهیر در تاریخ ایران بدل کرده است. بیشترین شهرت صمد بهرنگی به خاطر تالیف داستان استثنایی «ماهی سیاه کوچولو»  و نمایش دغدغه‌ها و آرمان‌های نسل خود است.

 

    علی‌اشرف درویشیان
وجه مشخصی که علی‌اشرف درویشیان را از دیگر نویسندگان هم‌عصر خود جدا می‌کند، چیرگی تمام و کمال او به عناصر داستان برای توصیف فقر و سیاهی‌ای است که او و هم‌نسلانش و حتی شاگردانش درزمانی که او در روستاها و شهرهای اطراف کرمانشاه معلمی می‌کرد با آن درگیر بودند. «از این ولایت»و «آبشوران» به‌تنهایی گواهی مستدلی بر توانایی درویشیان در خلق موقعیت‌های تراژیک و هم‌چنین مبارزه بی‌زمان و مکان عده‌ای با فقر و سیاهی و آوارگی است.

 

 

    جلال آل احمد
اگرچه بسیاری از منتقدین جلال را به دلیل دخالت جهان فکری سیاسی خود در داستان‌هایش مورد شماتت قرار می‌دهند اما نمی‌توان به نقش پررنگ او در داستان‌نویسی ایران اقرار نکرد. لحن و طنز تلخ و گزنده‌ او و توصیف رخدادهایی که در جهانی خیالی اما تاریخی و پررنگ پیش از خودش شکل می‌گرفتند او را به‌عنوان یکی از چهره‌های تاثیرگذار داستان‌نویسی ایران معرفی کرد.

 

 

    شهریار مندنی‌پور
یکی از ماهرترین و خوش‌فکرترین داستان نویسان حال حاضر ایران که بااینکه جلای وطن کرده است اما داستان‌نویسی او کاملا آواز ایرانی دارد شهریار مندنی‌پور است. شهریار مندنی پور با داستان‌های فرم محور خود توانسته است که به‌عنوان یکی از زبده‌ترین داستان‌نویسان ایرانی در استفاده از فرم داستانی در کنار هوشنگ گلشیری بایستد.« شرق بنفشه»‌ می‌تواند نمونه‌ خوبی برای چیره‌دستی او در استفاده‌ به‌موقع از وقایع دراماتیک باشد.

 

 

    ابوتراب خسروی
دیگر چهره‌ برتر و هنوز در قید حیات داستان‌نویسی ایران ابوتراب خسروی است. نویسنده‌ای که نوشتن برای او چیزی بیشتر از یک سرگرمی و حتی یک شغل است. او در داستان‌هایش زندگی می‌کند و به داستان‌هایش زندگی می‌بخشد. داستان‌های بلند او نمونه‌ تمام‌عیاری از فهم سیر داستان مدرن ایران تاکنون و نشان‌دهنده‌ تسلط بی‌نظیر او بر ادبیات کهن و مدرن، بر تاریخ و جغرافیا و هم‌چنین درک درست او از جریان ادبیات امروز جهان است. ابوتراب خسروی با نوشتن «اسفار کاتبان» فصلی جدید در داستان بلند ایرانی باز کرد که تا مدت‌ها می‌تواند سرمشق خوبی برای نوشتن داستان مدرن و درعین‌حال لذت‌بخش امروز باشد.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/68708

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی