ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

ایران-روسیه علیه یک‌جانبه‌گرایی

تاریخ درج : سه شنبه ۱۴ امرداد ۱۳۹۹
حسن بهشتی‌پور در گفت‌وگو با اصفهان‌زیبا: به نفع ایران است که با همه کشورها در ارتباط باشد

پگاه ظاهری/خبرنگار

روابط رسمی ایران و روسیه در سال 1592، یعنی 424‌سال پیش، هنگامی‌که اولین سفیر ایران از کاخ کرملین مسکو (محل اقامت تزارها) بازدید کرد، آغاز شد. این زمان مقارن با سلطنت فئودور ایئانویچ، آخرین تزار از دودمان روریک‌های روسیه و شاه‌عباس‌اول از سلسله صفویه ایران بود. اما با توجه به منابع مکتوب، رابطه بین روس‌ها و پارس‌ها، به مدت قبل از این، یعنی قرن دهم و هنگام حکومت روس کیف باز می‌گردد. در تاریخ طولانی روابط بین دو ملت و دو کشور، دوره‌های روشن و تاریکی وجود داشته است. گاهی اوقات این رویدادهای تاریخی، چه در روسیه و چه در ایران با تفاسیر متفاوتی روبه‌رو شده که نه‌تنها باعث تضعیف اعتماد، بلکه اثر منفی نیز در روابط دوجانبه داشته است. عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای، نتیجه طبیعی سیاست‌های ضد روسی دولت شاه در اوایل قرن 19 بود. این اسناد برای اولین بار حداکثر گسترش نفوذ روسیه در قفقاز را به‌صورت حقوقی مشخص، و ایجاد یک صلح نسبتا پایدار با ایران را امکان‌پذیر کرد. تا وقوع انقلاب کمونیستی 1917 روسیه، عهدنامه‌های منعقده با ایران، اساس قانونی روابط روسیه و ایران را تشکیل می‌داد. توافقات سال‌های 1921 و 1940 ایران و شوروی، ادامه معاهدات گلستان و ترکمانچای شد؛ این روابط پرفراز و نشیب تا امروز ادامه داشته است.با تداوم فشارهای حداکثری آمریکا و اعــمال تــحریم‌های یک‌جانبه و ظــالمانه عــلیه ایران، روابــط کشورمان با قدرت‌های برتر شرق در جبـران اثــرات مـــحدودیت‌ها و رفــع بـــحران‌های اقـــتصادی گسترش پیدا کرد؛ قرارداد 25 ساله راهبردی با چین و تمدید توافق 20 ساله با روسیه که با هدف تأمین منافع مشترک میان تهران، پکن و مسکو در حال رقم‌خوردن اســت، ازجــمله این اقــدامات است. توافقاتی که از یک‌سو تهران را به سطحی از مقابله با شرایط ناپایدار در مبارزه با واشنگتن و از طرف دیگر چین و روسیه را در رقابت با ایالات‌متحده و تقابل با یک‌جانبه‌گرایی این کشور در منطقه و جهان کشانده است. این در حالی است که روابط ایران و روسیه در سایه خروج آمریکا از برجام و در عرصه‌های نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک، بیشتر از پیش گسترش یافت و پرونده هسته‌ای ایران نقش برجسته‌ای در سیاست خارجی تهران‌مسکو و در قبال واشنگتن ایفا کرد. روابطی که به عقیده کارشناسان این حوزه عمدتا بر پایه ملاحظات ژئوپلیتیک صورت گرفته و در شرایطی که ایران با گزینه‌های دیپلماسی محدودی در رفع مشکلات خود مواجه است، تا اندازه‌ای به ایران قوام می‌دهد. حسن بهشتی‌پور، کارشناس مسائل اوراسیا در گفت‌وگو با «اصفهان‌زیبا» با گذری در تاریخ روابط ایران و روسیه، تمدید قرارداد تهران‌مسکو را نقشه راهی با رئوس همکاری‌های اقتصادی، سیاسی، امنیتی و دفاعی این دو کشور عنوان می‌کند و معتقد است ایران باید با در نظر گرفتن شرایط و بر اساس منافع خود و البته ضعف‌هایی که دارد، وارد گفت‌وگو و مذاکره در حوزه بین‌الملل شود. به گفته این کارشناس بین‌الملل کشورمان باید در شرایط غیر تحریمی و بر اساس یک برنامه‌ریزی خردمندانه روابط خود را با بیشتر کشورهای جهان به‌خصوص با همسایگان و به دلیل منافع مشترک حفظ کند؛ نه اینکه تنها به شرق یا غرب متکی باشد. او با توجه به پیش‌زمینه‌های تاریخی که در ذهن ایرانیان نسبت به برخی کشورها ازجمله روسیه وجود دارد و یادآور اتفاقات تلخ تاریخی است، می‌گوید: «اگر بخواهیم سوابق استعماری کشورها را در روابط بین‌الملل مدنظر قرار دهیم باید قید کل روابط با خیلی از کشورها را بزنیم؛ کشورهایی همچون انگلیس، هلند، پرتغال، اسپانیا و فرانسه همگی دارای سوابق استعماری هستند و ایران با آن‌ها رابطه داشته و خواهد داشت. این ویژگی‌ها در برقراری رابطه ملاک نیست.» در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانیم.

 

روابط تاریخی ایران و روسیه نشان می‌دهد که هرکدام با اهداف بین‌المللی و منطقه‌ای و در سال‌هایی که از فروپاشی شوروی می‌گذرد با فاصله کمابیش مشخص و به شکلی محتاطانه به تعامل با یکدیگر پرداخته‌اند. کمی در خصوص این روابط طی این سال‌ها توضیح دهید؟

روابط تهران مـــسکو از ســــال 1370 تاکـــنون و طی 29 سال فراز‌و‌نشیب‌های بسیار داشته است؛ در 10 سال اول رویکرد روسیه به سمت غرب‌گرایی بود. نگاه بوریس یلتسین اولین رئیس‌جمهور روسیه و همکاران او بیشتر بر پایه توسعه مناسبات با غرب بود. درنتیجه روابط با ایران در آن زمان کمتر موردتوجه قرار گرفت و ابعاد گسترده‌ای به دلیل تمایلاتی که در حکومت روسیه وجود داشت، پیدا نکرد. پس‌ازاینکه ولادیمیر پوتین در سال 1999 نخست‌وزیر و پس‌ازآن در سال 2000 رئیس‌جمهور روسیه شد، رویکرد روسیه به‌تدریج نسبت به غرب تغییر پیدا کرد. پوتین در بهمن 1385 و در کنفرانس مونیخ با یک سخنرانی انتقادات گستـــرده‌ای به یـــک‌جانـــبه‌گــرایی آمریکا کرد و پس‌ازآن بود که فاصله خود را با آمریکا و به دلیل عدم پایبندی به توافقاتش بیشتر کرد. از طرفی روسیه نسبت به طرح سپر دفاع موشکی آمریکا احساس خطر کرده و آن را تهدید مستقیم علیه خود می‌دانست. در دور دوم ریاست‌جمهوری پوتین ما شاهد گسترش روابط ایران و روسیه بودیم. روابــطی که عــمدتا دیپــلماتیک و امنیتی و کمتر اقتصادی بود؛ شرکت‌های روسی نگران تحریم‌های آمریکا علیه خود بودند و تا اینکه برجام تصویب شد، با استفاده از این فرصت روابط خود را با ایران و در دوران پس از برجام گسترش دادند. از طرفی همکاری‌های ایران و روسیه در سوریه از سال 2011 به بعد و در جهت مبارزه با تروریست گسترش پیدا کرد و دستیابی به نتایج مثبت در این خصوص به توسعه روابط این دو کشور کمک کرد. بعد از خروج آمریکا از برجام در اردیبهشت97 روابط اقتصادی میان ایران و روسیه کم‌رنگ شد؛ شرکت‌های بزرگ روسی همچون گازپروم،‌ لوک اویل و روس اتم عملا همکاری خود را با کشورمان متوقف کردند و روابط رو به خاموشی رفت. حالا اما حرف از تمدید یک قرارداد 20 ساله به میان است. قراردادی که اگر منعقد شود و با توجه به تجربه‌هایی که در این زمینه وجود دارد، ممکن است در کنار دیگر مذاکراتی که امضا شد اما اجرا نشد، قرار گیرد.

 

روسیه کشوری با سابقه استعماری است و به همین دلیل مخالفان بسیاری در ایران دارد. ضرورت ازسرگیری روابط ایران با این‌گونه کشورها و بدون در نظر گرفتن تجربه‌های گذشته آن‌ها چیست؟

اگر بخواهیم سوابق استعماری کشورها را در روابط بین‌الملل مدنظر قرار دهیم، باید قید کل روابط با خیلی از کشورها را بزنیم؛ کشورهایی همچون انگلیس، هلند، پرتغال، اسپانیا و فرانسه همگی دارای سوابق استعماری هستند و ایران با آن‌ها رابطه داشته و خواهد داشت. این ویژگی‌ها در برقراری رابطه ملاک نیست، ایران باید بر اساس شرایط و منافع و ضعف‌هایی که دارد، وارد گفت‌وگو و مذاکره با کشورهای دیگر شود و تنها اهداف خود را دنبال کند. داشتن این نوع نگاه درواقع تابیدن تاریخ است که هیچ نتیجه‌ای نخواهد داشت. انگلیس و فرانسه نزدیک به 100 با یکدیگر در حال جنگ بودند، اما هم‌اکنون اتحادیه اروپا را تشکیل داده‌اند. آیا ایران در شرایطی است که منافع خود را به‌تنهایی تأمین کند؟ ما باید در سایه همکاری و گفت‌وگو با کشورهای مختلف به تأمین منافع ملی خود بپردازیم. نکته مهم دیگر اینکه ایران و روسیه همسایه یکدیگر هستند و باید ملاحظات همسایگی را در راستای تأمین امنیت و منافع مشترک به‌کار ببرند. از طرفی این روابط باید متقابلا سودمند باشد؛ به این معنی که ایران، روسیه و چین نباید نفعی یک‌طرفه داشته باشند. چراکه در صورت یک‌طرفه بودن این توافقات، همکاری‌ها دوام پیدا نخواهد کرد. همکاری‌ها زمانی پایدار است که منافع متقابل باشد.

 

پس دلیل مخالفت با روابط ایران و کشورهایی همچون چین و روسیه چیست؟

مخالفان می‌گویند که اقتصاد روسیه مکمل اقتصاد ایران نیست؛ ایران و روسیه هر دو نفت و گاز تولید می‌کنند. ایران باید با کشورهایی که مصرف‌کننده نفت و گاز است ارتباط برقرار کند نه با کشوری که خود تولیدکننده است. از طرفی مخالفان این امر کیفیت فناوری روسیه را زیر سؤال برده‌اند. آن‌ها معتقدند فناوری روسیه در مقایسه با کشورهایی همچون آلمان و فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی از کیفیت پایین تری برخوردار است که آن را در اختیار ایران می‌گذارد.

 

آیا روابط ایران و روسیه طی این سال‌ها تنها به تجارت نفت و گاز ختم شده است؟

عمده همکاری ایران با روسیه طی این 39 سال پس از فروپاشی شوروی روی مسئله‌اتم بوده است. فناوری‌ای که هیچ کشوری جز روسیه در اختیار ما قرار نداد. امکانی که ما توانستیم آن را بومی و از این طریق به تولید هزار مگاوات برق اتمی در سال دست پیدا کنیم. از سوی دیگر ارتباط ایران و روسیه در رابطه با مسائل دفاعی، خرید تسلیحات نظامی و همچنین مسائل هسته‌ای نیز بوده است. مواردی که ایران به دلیل تحریم‌ها با محدودیت‌های زیادی در خصوص آن‌ها مواجه بود و به‌جز روسیه هیچ کشوری در این زمینه با ایران همکاری نکرد. نگاه منتقدان به روابط ایران با کشورهایی همچون روسیه و چین به صورتی است که انگار ایران دارای حق انتخاب‌های متعددی بوده و به میل خود، روسیه و چین را انتخاب کرده است.

 

اگر تحریم‌ها علیه ایران صورت نمی‌گرفت، آیا ایران بازهم به فکر توسعه روابطش با روسیه یا چین می‌افتاد؟

همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردم، روسیه همسایه ایران است و رابطه با همسایه چه به آن کشور احتیاج داشته باشیم، چه نداشته باشیم، باید همیشه برقرار باشد. در جهان امروز کشوری موفق است که یک سبد متنوع از همکاری‌های اقتصادی با بیشتر کشورهای جهان در دست داشته باشد. ترکیه بهترین مثال برای این موضوع است که با کشورهای مختلف جهان در ارتباط است. به عبارتی بر اساس منافع ملی و حتی در صورت عدم وجود تحریم‌ها به نفع ایران است که با همه کشورها در ارتباط باشد؛ نه اینکه خود را تنها به شرق و غرب متکی کند. در حال حاضر نیز مجبوریم که با چین، روسیه، هند و حتی با ژاپن و کره جنوبی در ارتباط باشیم. خردمندی در این است که ایران به نحوی برنامه‌ریزی کند که با همه کشورهای دنیا ارتباط خوبی داشته باشد.

 

توضیح شما در خصوص تحریم‌های تسلیحاتی علیه ایران که در اکتبر نیز به سر خواهد رسید و آمریکا در تلاش برای تمدید آن است، چیست؟ آیا نزدیکی ایران و روسیه در حمایت این کشور از ایران و در وتو کردن این پیشنهاد از سوی آمریکا به شورای امنیت است؟

همگی این‌ها یک نوع فضاسازی‌ مطبوعاتی بیش نیست. روابط ایران و روسیه که تنها به این قطعنامه برنمی‌گردد. ایران از سال‌ها پیش با روسیه در ارتباط بوده است. زمانی که روسیه به همراه چین به قطعنامه‌های تحریمی علیه ایران رأی می‌داد، تنها به این خاطر بود که ایران ازلحاظ تولید سلاح هسته‌ای برای آن‌ها یک خطر و تهدید به حساب می‌آمد. چین و روسیه تنها به دلیل منافع و امنیت خود به آن قطعنامه‌ها رأی می‌دادند نه به خاطر تبعیت از آمریکا. زمانی که ایران برجام را پذیرفت در چارچوب این قطعنامه برنامه‌ریزی کرد و فعالیت هسته‌ای خود را ادامه داد و نشان داد که به دنبال سلاح هسته‌ای نیست و استانداردهایی که در برجام آورده شده است را رعایت می‌کند. از آن زمان چین و روسیه خط خود را از آمریکا جدا کردند و نه‌تنها به قطعنامه‌های پیشنهادی آمریکا رأی ندادند، بلکه جلوی آن‌ها همچنان ایستاده‌اند و با قدرت از ایران حمایت و البته منافع خود را نیز دنبال می‌کنند. از طرفی این دو کشور به دنبال دشمنی با آمریکا نیستند بلکه به دنبال رقابت با آن هستند و اینکه بتوانند در مقابل یک‌جانبه‌گرایی آمریکا بایستند.

 

 درنهایت چه سازوکارهایی برای بسط و بهبود روابط ایران و روسیه در آینده با توجه به شرایط و موقعیت ایران در منطقه و خارج از آن وجود دارد؟

اولین راهکار این است که یک نظر کارشناسی در مجلس یا شورای عالی امنیت ملی یا هر نهاد تصمیم‌گیرنده دیگری مطرح شود؛ اینکه باید در روابط با چین یا روسیه سیاست واحدی اتخاذ کرد. این درست نیست که بلافاصله پس از ارتباط با این کشورها مخالفان و موافقان این موضوع با یکدیگر بجنگند. سیاست خارجی نباید اسیر بازی‌های جناحی شود. سیاست خارجی یک مسئله فراجناحی و فراگروهی است و باید بر اساس منافع ملی و منافع اکثریت ملت ایران انجام شود. باید با یکسان‌سازی سیاست‌ها و تصمیم دقیق بر اساس منافع کشور پیش رفت و 80 میلیون نفر نیز با قدرت از آن سیاست حمایت کنند. از آن‌سو وزارت امور خارجه نیز بتواند با قدرت و قوت به اجرای این سیاست‌ها بپردازد؛ نه اینکه متهم به خیانت شود. این دعواهای جناحی باعث می‌شود که طرف مقابل نیز به فکر امتیاز‌گیری بیشتر از ایران باشد و با دیدن این شرایط به نفع خود عمل کند.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/111254

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی