ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

بدترین انتخاب

تاریخ درج : سه شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۹

علی  شیخ‌بهایی/نویسنده نوجوان

سال 1405

داستان ازآنجایی شروع می‌شود که در 1398 بیماری از چین به اسم کرونا شیوع پیدا کرد. بعضی از کشورها که خیلی هوشیار بودند سریع شیوع این بیماری را اعلام کردند و بعضی‌ها هم نه. نشانه‌های این بیماری آن‌قدر شبیه یک سرماخوردگی ساده بود که مردم هشدارها را جدی نگرفتند و همچنان به امور روزمره خودشان ادامه دادند تا اینکه کشور چین شیوع این ویروس را رسما اعلام کرد و دلیلش را هم گردن بیماری که در بدن خفاش بود، انداخت. به‌هرحال این ویروس بعد از دو سه ماه به‌کل جهان صادر شد و همه دنیا را درگیر خودش کرد.در این مدت هر کشوری به نوع خودش سعی کرد جلوی شیوع بیشتر این بیماری را بگیرد؛ با روش‌هایی مانند تعطیل کردن کسب‌وکارها، توزیع بسته‌های بهداشتی، گذاشتن جریمه برای تردد در شهر یا ساختن وسیله‌هایی برای توزیع بهداشتی ماسک و دستکش.همه این‌ها به بهبود وضعیت کمک می‌کرد؛ ولی اگر مردم همکاری نمی‌کردند هیچ‌کدام فایده‌ای نداشت.با وضع پیش‌آمده بعضی از کشورها توانستند این بیماری را کنترل کنند و بعضی نه. منظورم از کنترل، درمان نیست، بلکه جلوگیری از شیوع بیشتر ویروس است.بد نیست که بگویم تنها چیزی یا کسی که از این بیماری سود برد، سیاره زمین بود؛ چون به طرز شگفت‌آوری از مقدار آلودگی‌ها و آلاینده‌هایش کم شد.بعد از گذشت تقریبا چهار سال جمعیت سیاره‌مان از نه میلیارد نفر به پنج میلیارد نفر رسید؛ یعنی تقریبا نصف شد و این خیلی بد است.بعضی از دانشمندان می‌گفتند این کنترل جمعیت به روش زمین است، بعضی دیگر نیزمی‌گفتند این پدیده تقصیر ما انسان‌هاست و بعضی دیگر می‌گفتند خدا از ما ناراحت شده. دلیلش هر چیزی که بود اتفاق افتاد و حالا باید سعی می‌کردیم درستش کنیم.این موضوع برای قشری که رعایت می‌کردند، ناراحت‌کننده بود؛ به همین دلیل مجبور به نسل‌کشی شدیم؛ چیزی که در فیلم‌ها بسیار می‌بینیم و به آن می‌خندیم.کشتن هم تاوان داشت. کشتنشان باعث خارج‌شدن ویروس ارتقایافته از بدنشان شده و طبیعتادر هوا پخش می‌شد.تنها اتفاق خوبی که افتاد، این بود که چند کشور پیشرفته توانستند لباس‌ها و ماسک‌هایی مقاوم بسازند؛ ولی این لباس‌ها خیلی دوام نداشتند و ساختنشان پرهزینه بود؛ به همین دلیل همه افراد از این لباس‌ها نداشتند.درزمانی که فکر می‌کردیم می‌توانیم با کرونا مقابله کنیم، موج دوم آن نیز پخش شد که بازهم توانست به ما نشان دهد چقدر بی‌دفاع هستیم... .همان‌طور که اشاره شد الان سال 1405 است و تازه واکسن این بیماری ساخته‌شده. طبق آمار پزشکان فقط 70 درصد مبتلایان زنده می‌مانند و علاوه بر آن، این واکسن عوارض نیز دارد. مطمئنا می‌پرسید چرا این‌قدر ساخت واکسن طول کشیده است، من هم در جواب می‌گویم که دکترها و شیمی‌دانان هم به این بیماری دچار شدند و این اتفاق باعث شد پیشرفت‌های ما درزمینه کشف درمانی برای کرونا مدت طولانی به تعویق بیفتد. دکتران تازه‌کار کارشان را شروع کردند و بعد از گذشت تقریبا هفت سال توانستند واکسنی با عوارض جانبی بسازند. دستشان درد نکند.

فصل دوم

اعتماد و احتیاط

سال 1405

سال 1398 و آن ویروس خطرناک؛ دولت‌ها به‌محض باخبر شدن از کرونا آن را به مردم اطلاع دادند. خیلی زود همه اطلاعات موجود از کرونا در اینترنت، خیابان‌ها و پیامک‌ها به شهروندان انتقال داده شد. هیچ‌کس این هشدارها را دست‌کم نمی‌گرفت و باآنکه می‌دانستند این بیماری مانند سرماخوردگی است با دیدن اولین نشانه‌ها خود را به بیمارستان‌ها می‌رساندند.همه مردم و بعضی‌ها حتی به‌اجبار در خانه‌ها حبس شدند و در دوران قرنطینه به‌صورت هفتگی پول و غذا دریافت می‌کردند.شیمی‌دانان هم در آزمایشگاه‌ها حبس شدند و تا زمانی که واکسنی برای این ویروس نمی‌ساختند حق خارج شدن از آزمایشگاه را نداشتند.سرانجام دانشمندان با کنار گذاشتن اختلاف‌های سیاسی بعد از نه ماه، یعنی کمتر از یک سال، واکسن این بیماری را ساختند.مردم جهان خیلی زود متوجه شدند که این بیماری مانند خیلی بیماری‌های دیگر تا ابد وجود دارد؛ ولی دیگر نگران نبودند؛ چون به‌راحتی می‌توانستند با این ویروس مقابله کنند،جوامع نیز با کمترین آسیب فعالیت‌های خود را از سر گرفتند و از اعتماد و احتیاط خویش خوشحال شدند و به زندگی ادامه دادند.

فصل سوم

نتیجه

خیلی از کار‌ها با کمی‌فکرکردن به بهترین تبدیل می‌شوند و جای پشیمانی برایمان باقی نمی‌گذارند.اگر درباره چنین مسائلی مانند کرونا خوب فکر کنیم به این نتیجه می‌رسیم که باید احتیاط کنیم و با این کار می‌توانیم خود را در برابر خطرات احتمالی مقاوم کنیم.مطالب فوق کمی‌تخیلی بود؛ ولی با این کار خواستم بگویم که موقعیت عالی کنونی با اتفاقی کوچک و گاهی تصادفی به هم می‌ریزد و مانند امروز جهان را در برمی‌گیرد و برای برگشتن به زندگی بی‌خطر قبلی باید خسارت زیادی پرداخت.

 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/109364

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی