ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

برادر بزرگ مراقب شماست!

تاریخ درج : چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸
واکاوی شیوه‌های مدرن نظارتِ کارفرمایان

ایوان مانوکا / ترجمه و تلخیص: آزاده شعبانی

 امروزه کارفرمایان به شیوه‌های گوناگون در حال نظاره کامپیوترها، زمان توالت رفتن و حتی هیجانات و احساسات شما هستند. آیا  رئیس  شما  هم  در  حـال کنـترل و نـظارت بر شـماست؟ ریز پردازنده‌های میکروچیپ تا دستبندهای ردیـاب و سـنسـورهایی که می‌تـوانند احساس افسردگی و خستگی را در شما شناسایی کنند، اینها همه تکنولوژی های جدیدی هستند که کارفرمایان را قادر می‌سازد  با روش های بیشتری بر کارکنان نظارت کنند. آیا چنین روند نظارت و مراقبتی، نگران‌کننده نیست؟  طی 20 سال گذشته، نظارت بر محل کار توجه ویژه‌ای را از سوی رسانه‌ها و دانشگاهیان به‌سوی خود جلب کرده است. در حال حاضر این امکان فراهم‌شده که بتوان تمامی حرکات کارمندان را ردیابی، مکالماتشان را ضبط و عملکردشان را تحلیل و از اطلاعات بیومتریک آنها برای شناسایی و نظارت بر آنها استفاده کرد. تکنولوژی‌های نظارتی جدید ظرفیت کارفرمایان برای نظارت بر کارکنان را افزایش داده و درعین‌حال حقوق کارکنان به‌ویژه در زمینه حفظ حریم خصوصی و رفتار برابر را تحلیل برده است.  این واقعیت که نیروی کار انسانی همچون یک کالا معامله می‌شود که کارفرمایان خریداری می‌کنند و در پی به حداکثر رساندن سود خود از آن هستند نیازمند نوعی نظارت و ارزیابی است که ضرورتا متضمن درجاتی از مداخله در حریم خصوصی کارکنان است. ازنظر تاریخی، نظارت بر محل کار عمدتا شامل ترکیبی از مشاهدات بصری و زمان انتزاعی است. پیش‌تر نظارت بر محل کار، پروسه‌ای نامتمرکز بود که محدود به نگاه سنگین کارفرمایان و منحصر به محل کار بود. امروزه، در اکثر محل‌های کار، حسگرها و دستگاه‌های الکترونیکی وجود دارد که به‌صورت مداوم اطلاعات دیجیتالی مربوط به عملکرد کارکنان در محل کار و گاهی حتی خارج از محل کار را پردازش و جمع‌آوری می‌کند. سلامت و تناسب‌اندام کارکنان نیز به‌طور فزاینده‌ای به مدد تکنولوژی‌های جدید همچون بیومتریک و تکنولوژی‌های پوشیدنی همچون فیت‌بیت‌ها (Fitbits) و اطلاعات به‌دست‌آمده از آنها (شاخص توده‌ بدنی کارکنان، میزان کلسترول، فعالیت‌های فیزیکی، کیفیت خواب، میزان خستگی و غیره) به‌صورت دیجیتالی پردازش و تحلیل می‌شود.  این‌گونه تغییرات منجر به استحاله‌ کارکنان (هم ازلحاظ عملکردی و هم جسمی) می‌شود و آنها را به‌صورت یکسری کد، به خط می‌کند و درنتیجه، کارگران تبدیل به یک عدد در کامپیوتر مدیر می‌شوند. این مسئله موجب افزایش تمرکز و تجمیع جریان اطلاعات در محل کار می‌شود و وضعیتی را ترسیم می‌کند که در آن زندگی مردم عادی، پلیسی شده و تحت کنترل قرار می‌گیرد. «میشل فوکو» در مطالعات اولیه‌ خود، این مسئله را موردبررسی قرار داد که چگونه طراحی معماری نهادهایی همچون تیمارستان‌ها و بیمارستان‌ها به‌گونه‌ای فضا را بین افراد توزیع می‌کند و یک میدان دید را سامان می‌دهد که این امکان برای ناظران فراهم باشد تا بتوانند رفتار افراد تحت نظارت را مورد کنترل و مداقه قرار دهند (بیماران، کارگران، زندانیان و غیره) و آنها را به دلیل رفتارهای تخلف آمیز مجازات کنند. فوکو در کتاب «مراقبت و تنبیه» (Discipline and Punish) و تعدادی از نوشته‌ها و سخنرانی‌های بعدی خود نشان می‌دهد که ماهیت قدرت در چنین نهادهایی تنها محدود به قدرت سرکوب نیست؛ بلکه با هدف ایجاد «بدن‌های رام شده» و تحت نظارتی است که از این مسئله آگاهی دارند و تحت نظارت و مراقبت دائمی هستند و هنجارهای موجود برای آنها درونی شده و به شکلی بایسته، بدون اعمال خشونت و زور رفتار می‌کنند؛ به‌گونه‌ای که می‌توان گفت‌ آنها به خودشان اعمال قدرت می‌کنند. فوکو در آثار بعدی، بر روی زیست- قدرت (biopower) تمرکز دارد؛ یعنی صورت‌بندی از قدرت که به تعبیر فوکو در نیمه‌ دوم قرن هجدهم پدیدار شد و بعدها به‌موازات تکنیک‌های انضباطی بسط پیدا کرد. زیست- قدرت به‌وسیله‌ دولت درباره‌ مردمی به‌کاربرده می‌شود که به‌واسطه‌ یکسـری مشـخصـه‌ها نـشـانـه‌گـذاری شده‌اند (نرخ تولد، نرخ مرگ‌ومیر، چرخه کمبود، بازگشت بیماری‌های همه‌گیر و غیره). وضعیت بهداشت و سلامت نامطلوب به‌عنوان تهدیدی برای قدرت و ثروت دولت در نظر گرفته می‌شود؛ بنابراین افزایش نظارت بر سلامت و تناسب‌اندام کارکنان می‌تواند به‌عنوان شکلی از خصوصی‌سازی و بهره‌گیری از زیست- قدرت قلمداد شود. با ظهور زیست- قدرت بود که دولت‌ها شروع به تمرکز بر رفاه مردم کردند و به‌تدریج آن را از طریق سیاست‌ها و کمپین‌های مختلف مدیکالیزه کردند که همین امر منجر به بروز و ظهور زیست- سیاست (biopolitics) برای نوع بشر شد.

 

 نظارت چشمی و زمان انتزاعی
یکی از ویژگی‌های کلیدی و متمایز سرمایه‌داری در مقایسه با روش‌های پـیـشـیـن تـولــیـد، کـالایـی شـدن (commodification) کار بشر است.همان‌طور که «کارل مارکس» اظهار داشت، سرمایه تنها زمانی به دست می‌آید که در بازار کار، نیروی کار به‌عنوان کالایی خاص در نظر گرفته شود. شخصی که خریدار نیروی کار است و برای آن کار، فروشنده تعیین می‌کند در پی به حداکثر رساندن سود خود از طریق محدود کردن هدررفت بالقوه و کاهش میزان بهره‌وری آن است و این مسئله به‌نوبه‌ خود، نظارت و کنترل را ضروری می‌سازد. محل‌های کار سرمایه‌داری، در کنار تیمارستان‌ها، کلینیک‌ها، بیمارستان‌ها، سربازخانه‌های نظامی و مدارس، یکی از نهادهایی بوده است که فوکو، به‌تبع جرمی بنتام آنها را «ساختار سراسربین» می‌نامید. ویژگی متمایز چنین تمهیدات سراسربینی (panoptic dispositifs) نقش مرکزی است که به‌وسیله‌ نظارت بصری ازلحاظ مکانی بر  بدن‌های افراد اعمال‌شده است. چنین طراحی معماری همان‌گونه که فوکو اظهار کرده بود، برای مراقبت و نظم و القا کردن اطلاعات و تمکین اتخاذشده بود. فوکو در «مراقبت و تنبیه» می‌گوید :این مسئله بسیار حیرت‌آور است که زندان‌ها به کارخانه‌ها شباهت دارند و کارخانه‌ها نیز به‌نوبه‌ خود شبیه زندان‌ها هستند.نظارت بصری در محل کار همواره با زمان انتزاعی همراه بوده و شامل مشاهده‌ کارگران و نیز سنجش عملکرد آنها در ارتباط با برنامه‌های زمانی مختلف یا در ارتباط با اهداف گوناگونی است که در واحدهای زمانی بیان‌شده است. اگرچه پیش از سرمایه‌داری نیز زمان برای کنترل پروسه‌ کار مورد استفاده قرار می‌گرفت، اما خصوصی‌سازی عملی زمان، تنها با ظهور سرمایه‌داری رخ داد؛ یعنی هنگامی‌که نیروی کار انسانی تبدیل به کالا شد. ازلحاظ تکنولوژیک، ورود ساعت به محل کار در ابتدای قرن هجدهم آغاز شد و توزیع ساعت‌های مکانیکی دقیق و قابل‌حمل را امکان‌پذیر کرد که به‌واسطه این ساعت‌ها، انتزاع کامل زمان کار و تبدیل‌شدن آن به ساعات کالایی شده اتفاق افتاد. در پایان قرن هجدهم، پیوند میان کار، ساعت و پرداخت‌ها تبدیل به یک استاندارد در کارخانه‌ها شد.مارکس بر استثمار شدید و گسترده به‌عنوان ابزاری برای افزایش میزان ارزش‌افزوده تأکید داشت. وارد شدن ساعت‌های زمان‌سنج به محل کار، نقطه عطف مهمی در افزایش میزان بهره‌وری و نظارت در محل کار بود و موجب تولد «مدیریت علمی» شد.

 

مدیریت علمی تیلور
 مدیریت علمی توسط «فردریک وینسلو تیلور» قاعده‌مند شد. تیلور در مطالعات معروف خود، در باب زمان و حرکت، در پی تحلیل فرایند کار به‌منظور افزایش میزان بهره‌وری کارگران بود.  این افزایش میزان بهره‌وری از دو طریق به دست خواهد آمد: از یک‌سو، به‌وسیله‌ محدود کردن زمان تلف‌شده در طول پروسه‌ تولید، ازجمله به‌وسیله‌ کاهش مسافت‌های طی شده، حذف کردن حرکت‌های غیرضروری و به‌ویژه مقابله با اتلاف وقت کارگران یا پدیده‌ (soldiering) که به معنای آهسته کار کردن تعمدی است؛ از دیگر سو، به‌وسیله‌ توسعه و بسط اهداف تولیدی از پیش برنامه‌ریزی‌شده که دستیابی به بهره‌وری را تسهیل می‌کند و در پی تقطیع پروسه‌ کار به مجموعه‌ای از عملکردهای خرد است که می‌تواند به‌راحتی توسط نیروی کار غیرماهر نیز انجام شود. آنچه تیلور مدیریت علمی می‌نامد توسعه‌ تکنیک‌های پیچیده‌ نظارت و کنترل کارگران بود. قاعده‌ سیستم تیلوریستی این است که کارگری که تحت نظارت نباشد یک کارگر ناکارآمد است. در این راستا، ابتکار تیلور، به گسترش بیشتر نیروی مراقبتی در محل کار کمک کرد که عبارت بود از ایجاد نوعی الگوی آناتومی-زمانی رفتار که تحت نظارت و مراقبت کارفرما است.فوردیسم در سال 1913، فورد به شکل چشمگیری، میزان بهره‌وری را به‌واسطه‌ راه‌اندازی یک خط مونتاژ جدید افزایش داد. در سال 1913، هر زمان که شرکت می‌خواست 100 نفر را به پرسنل کارخانه اضافه کند، 963 نفر را استخدام می‌کرد؛ به این دلیل که کارگران با سرعت روند کار با مشکل مواجه می‌شدند و مدت کوتاهی پس از استخدام کار خود را رها می‌کردند؛ راه‌حل فورد برای این مسئله، دو برابر کردن دستمزدها بود. در سال 1914 اعلام‌ شد که به کارگران، پنج دلار در روز پرداخت خواهد شد و شرط این پرداخت، اتخاذ شیوه‌های زندگی سالم است. کارگرانی واجد شرایط دریافت پنج دلار در روز بودند که یا یک کارگر مرد بالای 22 سال باشند که یک زندگی پاک و کارآمد داشته باشند یا یک مرد متأهل که با خانواده‌اش زندگی می‌کند که باید واجد شرایطی همچون الکلی نبودن، ابتکار و خلاقیت و نیز تمیزی و آراستگی باشد. شرکت همچنین به کارکنان توصیه می‌کرد که اگر متوجه کاهش وزن، سرفه‌های مداوم و تعریق بیش‌ازحد شبانه شدند حتما به‌موقع به دکتر مراجعه کنند. فورد یک اداره تحت عنوان اداره‌ جامعه‌شناسی به راه انداخت که حدودا 30 بازرس داشت. آنها وظیفه‌ نظارت بر انطباق کارگران و خانواده‌هایشان با این استانداردها را داشتند. آنهایی که به‌اندازه‌ کافی زندگی سالم یا اخلاقی نداشتند بلافاصله از دستمزد پنج دلار در روزشان کاسته می‌شد.همان‌طور که «آنتونیو گرامشی» در تحلیل خود در رابطه با فوردیسم اشاره می‌کند نگرانی فورد درباره سلامت و اخلاقیات کارکنانش، همه‌چیز را مرتبط با تغییر در شرایط عینی ساخته بود. لازمه‌ی شرایطی همچون تولید انبوه، توانمندسازی کارگران ازلحاظ فیزیکی است تا بتوانند قادر به تحمل ریتم سریع خط مونتاژ باشند. گرامشی استدلال می‌کرد که خط مـونـتـاژ فورد، طاقـت‌فرساتـرین و خسته‌کننده‌ترین شکل مصرف نیروی کار بود و تلاش فورد برای کنترل سلامت و اخلاق کارکنان، ابزاری برای مراقبت از کارگران خارج از محل کار بود تا به یک تعادل و ثبات فیزیکی- روانی دست یابند و از فروپاشی روانی کارگران جلوگیری و مانع از تحلیل روحی آنها در شیوه‌ جدید تولید شود. منبع: مانتلی ریویو

url : http://www.isfahanziba.ir/node/97078

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی