ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

به یاد شاهین بلندپرواز شاهین

تاریخ درج : چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۹
شماره روزنامه: 

محمود ابراهیم زاده/مربی شاغل در آمریکا

رفتم پشت تابلوی تخته‌ای بزرگی که همون سمت استادیوم نصب شده بود، روبه‌روی جایگاهی که محل هوادارای ایرانجوان و  پاس بود قایم شدم، بعد از چند دقیقه که اوضاع عادی شد، راه افتادم و رفتم به طرف جایگاه شاهینی‌ها بغل جایگاه و سکوها. روی آب‌انبار استادیوم ایستادم. هیچ وقت نمی‌نشستم؛ چون قد و قواره ریزه‌ای داشتم و باید سرپا و اون‌هم روی بالاترین پله‌های سکو بازی را نگاه می‌کردم. زمین بازی خاکی  بود و به‌خاطر باران شب قبل تو محوطه شش قدم و جلوی دروازه‌ها آب جمع شده بود. درواقع گل و شل بیشتری زیر دست و پای دروازه‌بان درست شده بود. برای توسعه زمین و ساختن پیست دو و میدانی دور مستطیل  زمین بازی، به عرض ۱۰ متر و به عمق نیم متر زمین  کنده شده بود و آب بارون مثل یه رودخونه دور تا دور زمین راه افتاده بود. هوادارای شاهین نگران بودند که اسماعیل برزگر ، دروازه‌بان شاهین، به علت شکستگی دستش نتونه بازی کنه؛ بنابراین  آقای پور بهی، مدیر باشگاه، دروازه‌بان شاهین اصفهان را  برای این بازی دعوت کرده بود. هواداران درباره این دروازه‌بان حرف می‌زدند: یکی از قد و قواره‌اش می‌گفت، دیگری از دست‌ها و سر و سینه ستبرش،یکی هم از پنجه‌های مثل عقابش می‌گفت. شش‌دونگ حواسم رو داده بودم به طرف هوادارانی که درباره این دروازه‌بان  و خصوصیاتی که داشت، نظر می‌دادند.یکیش می‌گفت مثه رستم دستانن، وقتی دستاش رو واز می‌کنه از تیل تا تیل می‌پوشونه، فوروارد جرئت نمی‌کنه تو شش‌قدمش بره. عامو خدر از محله هلالی که شاهینی اصل بود، می‌گفت: به خدا اگه مندلو (برزین) تو کنج گلم بزنه، مثه گوجیک میره سیش.محمد زاد فقیه وسط وایساده بود با حسن حق پرست از بچه‌های بنمانع. می‌گفت وقتی تو گل می‌وُیسه فوروارد می‌ترسه ازش و توپش لو میده. پدر احمد تورانی هم بالا وایساده بود و می‌گفت:‌ها آغا ! ماشاءالله عجب ابهتی داره!انگشتاش مثه چنگال عقابن توپ دم دستش می‌چسبه.خلاصه آن‌قدر گفتند و گفتند که خیالم راحت شده بود که نمی‌بازیم و باورم شده بود که امروز حتما می‌بریم... .بازیکنان وارد زمین شدند. همگی روی خط طولی زمین و جلوی جایگاه به خط ایستادند. ایرانجوان با پیراهن قرمز و شورت سیاه وشاهین با پیراهن سفید و شورت سیاه، اومده بودند تو زمین و لباس دروازه‌بان‌ها هم یکدست سیاه  بود. از بلندگوی استادیوم اسامی‌بازیکن‌هاخوانده شد.نفر دوم از بازیکنان شاهین محمد برزمهری بود که هوادارها به محض شنیدن اسمش، تشویق بی‌سابقه‌ای  کردند، منم تا تونستم سوت دو انگشتی زدم و بالا و پایین پریدم.دو تیم باهم دست دادند و با سوت داور ،بازی شروع شد. توپ چندبار از این دروازه به دروازه مقابل رفت و برگشت کرد. کار هر دو دروازه‌بان  به‌خاطر خیسی و لیزبودن زمین محوطه شش‌قدم خیلی مشکل بود. هرلحظه امکان داشت دروازه‌بان‌ها سر بخورند و توپ از دستشون در بره.ادامه دارد...

 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/107909

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی