ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

تأثیر قصه و ادبیات داستانی بر مغز کودکان

تاریخ درج : دوشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۹۹

یاشار هدایتی /نویسنده

عصب‌شناسی خواندن، در معنای تأثیر خواندن و مطالعه روی مغز و ساختار عصبی آن و همچنین چگونگی پردازش مواد خواندنی در مغز، موضوع بسیار گسترده‌ای است؛ زیرا هر دو سوی این موضوع، یعنی «عصب‌شناسی» و «خواندن»، بحث‌های تودرتو و بی‌پایانی دارد که پژوهشگر با ورود به آن‌ها، خود را میان دریایی بی‌پایان با موج‌هایی خون‌فشان خواهد دید. صید معنا در چنین دریایی با قایق آهسته «کنکاش» و تور ریزبافت «پژوهش»، کاری است بسیار دشوار. ازاین‌رو، پژوهشگر ناگزیر در کاری عامدانه و آگاهانه باید موضوع پژوهش را محدودتر کند تا به جای صید معنا از دریای بی‌پایان، به صید در دریاچه یا رودخانه بپردازد تا احتمال دستیابی به نتیجه‌ای سودمندتر، شدنی شود.تقلیل و تحدید هر دو سوی موضوع عصب‌شناسی خواندن، کاری در همین راستا خواهد بود. در تقلیل و تحدید بحث خواندن، نخستین مرحله محدود‌کردن گروه سنی موضوع پژوهش می‌تواند باشد؛ یعنی بررسی موضوع روی مغز کودکان و نه خواننده عام و گسترده یا بزرگسال.دومین مرحله که نتیجه طبیعی و منطقی مرحله نخست است، کاستن از دایره مواد خواندنی بر پایه مخاطب است؛ یعنی محدودشدن به مواد خواندنی کودکان. سومین مرحله، کاستن از گستردگی مواد خواندنی کودکان است. کودکان انواع مطالب را از مواد درسی تا دانستنی‌های علمی و از شعر تا سرگرمی‌ها مطالعه می‌کنند. هریک از این مواد خواندنی در مسیری متفاوت از مدارهای عصبی مغز کودک پردازش می‌شود. اما پژوهشگر با کاستن از این گستردگی، به نتیجه‌های دقیق‌تری می‌تواند برسد. بسنده‌کردن به بررسی چگونگی پردازش ادبیات داستانی در مغز کودک و به‌عبارتی‌دیگر، بررسی تأثیر ادبیات داستانی بر مغز کودکان، از گستردگی موضوع خواهد کاست. مرحله پایانی، تعیین محدوده برای سویه نخست بحث، یعنی عصب‌شناسی خواهد بود. اکتفا به برخی بنیادهای نورولوژی و تبیین مسئله بر پایه یک رویکرد تئوریک از این جمله است. پژوهش درباره تأثیر قصه‌ها و ادبیات داستانی بر مغز کودکان نه‌تنها پاسخی می‌تواند باشد به چرایی سودمند بودن خواندن داستان برای کودکان، بلکه معیارهای گزینش داستان برای کودکان را نیز می‌تواند پیشرفت دهد.عصب‌شناسی پاسخی است به یک نیاز؛  زیرا «می‌توان با قاطعیت گفت دستور همه کارهایی را که در طول زندگی انجام می‌دهیم، از مغزمان گرفته‌ایم... هنگامی‌که از خوردن غذا لذت می‌بریم، یا در یک رابطه انسانی، حس خوشایندی را تجربه می‌کنیم، یا از غم و غصه گریه می‌کنیم یا خشمگین می‌شویم، می‌ترسیم یا فرار می‌کنیم یا از خودمان دفاع می‌کنیم و هزاران هزار موقعیت دیگر را با مغزمان مدیریت می‌کنیم. برای همین است که نیاز داریم تا بیشتر و بیشتر از مغز، ساختار، رفتار و آینده‌اش اطلاع داشته باشیم. علم عصب‌شناسی زاییده همین نیاز و اهمیت است.» بنیاد عصب‌شناسی بر بررسی رفتار اجزای میکروسکوپی مغز، یعنی سلول‌های عصبی (نورون‌ها) و اجزای ماکروسکوپی مغز، یعنی کارکرد نواحی گوناگون مغز و تعامل میان آن‌ها استوار است. مغز را «پیچیده‌ترین ساختار زنده در جهان» دانسته‌اند. این اندام وزنی نزدیک به یک‌ونیم کیلوگرم و صد میلیارد سلول عصبی دارد و واحدهای جداگانه ولی وابسته به هم را در مغز می‌سازند. این واحدها «در عین انجام فعالیت اختصاصی خود، در هماهنگی کامل با یکدیگر کار می‌کنند.» این هماهنگی تنها در مغز محدود نیست و در همه جای بدن جاری می‌شود. دستگاه عصبی، اندام‌های حسی، ماهیچه‌ها و غده‌های داخلی، امکان آگاه‌شدن از محیط‌زیست و سازگاری با آن را فراهم می‌آورند. درک آدمی از رویدادها، وابسته به چگونگی ردیابی اندام‌های حسی از محرک‌ها و تعبیر مغز از اطلاعات دریافتی است... درواقع ظریف‌ترین فرایندهای اندیشه آدمی بر الگوی خاصی از رویدادهای برقی و شیمیایی مغز استوارند. به همین سبب شناخت جوانب گوناگون فرایندهای زیست‌شناختی بنیادین رفتار و کارکرد ذهن، در پرتو شناسایی فرایندهای زیستی زیربنایی آن‌ها بهتر حاصل می‌شود.»عصب‌شناسی با بررسی  روی مغز، این توانایی را دارد که ادراک‌ها و رفتارهای انسانی را بتواند توصیف کند. همچنین از جنبه توصیفی، عصب‌شناسان بر این باورند که «علم عصب پایه ما را در شناخت عمیق‌تر از خویشتن و ساختن محیطی انسانی‌تر برای زیستن کمک می‌کند.» در این جنبه تجویزی، قلمرو علم اعصاب با قلمرویی مانند «شناخت»درهم می‌آمیزد و «عصب‌شناسی شناختی»  را شکل می‌دهد. علوم شناختی سنتی، رفتارها و عملکردهای شناختی را بدون توجه به ساختار مغز و عملکردهای آن بررسی کرده است؛ اما عصب‌شناسی شناختی این کار را با بررسی روی مغز پی می‌گیرد تا پاسخ‌گوی این پرسش باشد که «فعالیت‌های ذهنی چگونه در مغز پردازش و تقویت می‌شوند؟»در این رویکرد از عصب‌شناسی، علوم طبیعی با علوم انسانی پیوند می‌خورد و موضوع‌هایی مانند زیست‌شناختی، فیزیولوژیکی و... با موضوع‌هایی همچون فرهنگ، روان‌شناسی، تربیت و یادگیری، نزدیک و هم‌نشین می‌شوند. دانش اعصاب‌شناختی، علمی جوان و رو به رشد است که هدف آن توصیف پایه عصبی فرایندهای شناختی است. از این دیدگاه، موضوع «خواندن و مطالعه» به سبب پیوند استواری که با فرایندهای شناختی همچون زبان، حافظه، یادگیری، درک و... دارد، از زاویه عصب‌شناسی، نه‌تنها می‌تواند تبیین و تحلیل شود، بلکه پیشرفت و گسترش نیز بیابد.منبع سایت آموزک

 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/111246

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی