ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

تازه‌های نشر

تاریخ درج : دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۸
شماره روزنامه: 

«نفس‌های خردلی» جانبازان بی ادعا

«نفس‌های خردلی» عنوان کتابی دفاع مقدسی است که ژیلا اویسی آن را به رشته تحریر درآورده است .این کتاب در ۲۲۰ صفحه و با قیمت ۳۰ هزار تومان از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شد.از اسم کتاب به خوبی مشخص است که کتاب درباره جنگ ایران و عراق و بمباران شیمیایی برخی شهرهای کشورمان از سوی رژیم بعث عراق است. «نفس‌های خردلی» قصه جانبازی است؛ جانبازی رزمنده‌های عاشقی که به خاطر دفاع از خاک میهن و ناموس کشورمان قدم در راهی گذاشتند که برگشتشان با خدا بود.کم نیستند عزیزانی که سال‌های سال با عوارض ناشی از بمباران شیمیایی زندگی کردند و در نهایت به فیض شهادت رسیدند. «نفس‌های خردلی» روایتگر قصه رزمندگانی است که در دوراهی نجات جان خود و دیگری، غیر را انتخاب کردند و جان بر کف پای زندگی هموطن خود ایستادند.دربخش‌های از این کتاب می‌خوانیم: «صحنه عجیبی بود. انگار دکمه استپ یک شهر را بزنی و مردم را در هر حالتی که هستند خشک کنی. مردم شهر کف خیابان‌ها، توی خانه‌ها و بیابان‌ها بی حرکت مانده بودند. بمب سیانوری بود و اکثرا استفراغ کرده بودند. بعضی‌ها از شدت سرفه چشمشان از حدقه بیرون زده بود. تجهیزات دیگر به درد مردم نمی‌خورد. آسیب‌ها شدید‌تر از آن بود که بشود تصور کرد. چند نفر از رزمنده‌ها دلشان سوخت و ماسکشان را دادند به مردمی‌که هنوز زنده بودند. در حال بیرون آمدن از منطقه بودیم که حدود سیصد بچه را دیدیم که با هم گریه می‌کردند. بچه‌ها یا خودشان آمده بودند آنجا یا با پدر و مادرشان. البته پدر و مادر‌ها تا رفته بودند بقیه را نجات بدهند، تلف شده بودند. فرمانده‌ای که آنجا بود به ما گفت: "هرکس چند نفر از این بچه‌ها را بردارد و با خودش عقب ببرد." نمی‌شد به بچه‌ها دست بزنی ...»

 

 

روایتی از مادر سه شهید دفاع مقدس به چاپ رسید

کتاب «ستاره‌های کوکب» به قلم راضیه تجار و روایتگر زندگی مادر شهیدان حسن، علی و رضا مظفر به شیوه مستندداستانی چاپ و راهی بازار نشر شد.این کتاب جدیدترین اثر راضیه تجار است که در ۱۹۲ صفحه مصور به چاپ رسیده و داستان زندگی مادر سه شهید دوران دفاع مقدس را روایت می‌کند.شهید حاج حسن مظفر (متولد ۱۳۳۴)، شهید حاج علی مظفر (متولد ۱۳۳۷) و شهید حجت‌الاسلام و المسلمین حاج رضا مظفر (متولد سال ۱۳۴۰) سه برادر بودند که با پیروزی انقلاب اسلامی‌در مقاطع مختلف همواره نقشی مهم ایفا کردند و در عملیات مرصاد به تاریخ ششم مرداد سال ۱۳۶۷ هر سه به شهادت رسیدند.در بخشی از این کتاب آمده است: «داداش حسین! میگن نیروهای پارچین قراره به مسجد حمله کنند.حسین از جا پرید. به این اتاق و آن اتاق دوید و به اهالی خانه خبر داد. چند قبضه اسلحه در خانه داشت و سه راهی انفجاری. آنها را برداشت و به اتفاق حسن و علی به طرف مسجد دویدند. بالای پشت بام مسجد سنگر گرفتند. نیروهای ژاندارمری حمله کردند. در و دیوار مسجد گلوله‌باران شد. مردم به کمک آمدند. از قبل پشت بام را پر از پاره آجر کرده بودند. با پرتاب آجرها گروه اول فرار کردند، گروه دوم یک ربع بعد آمدند.-بریزید سرشون.فریاد حسین، حسن و علی را هم به تقلا انداخت و مردمی‌که کنارشان بودند. پاره آجرها را ریختند و گروه دوم هم تارومار شد.از روی پشت بام‌هایی که به هم راه داشت خود را به خانه رساندند. خبر رسید ساواکی‌ها رد "مظفرها" را زده‌اند. کوکب دست به کار شد.- این جعبه‌های گوجه فرنگی را خالی کنید.- برای چی مادر؟- جاش پاره سنگ‌های کوچه رو بریزید.حمله که شروع شد، کوکب و مردانش هرچه پاره سنگ بود روی سر آنها ریختند؛ همگی الله اکبر گفتند.- مادر دمت گرم! قلعه سنگباران درست کردی. حقا که شیرزنی- شما هم شیربچگانم...»

 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/102283

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی