ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

تکرار تاریخ با دریاس و جسدها

تاریخ درج : چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۸
شماره روزنامه: 
مریوان حلبچه‌ای به شهر کتاب اصفهان آمد

شیما خزدوز/خبرنگار

 «دریاس گرچه نمی‌دانست نفع واقعی کارشان چیست، اما خوشحال بود که کاری برای مرده‌ها می‌کند. همین که مرده‌ها را لمس می‌کند و با احترام به باغ منتقلشان می‌کرد کمی از احساس غریبی‌اش کم می‌شد. احساسی که آن جسدها در ذهنش می‌آفریدند با زنده‌ها حس نمی‌کرد.» رمان «دریاس و جسدها» نوشته بختیارعلی یکی از پرکارترین نویسندگان کرد زبان بهانه‌ای شد تا مریوان حلبچه‌ای مترجم این اثر به اصفهان دعوت شود و مهمان شهر کتاب اردیبهشت باشد. حلبچه‌ای سال‌ها شناساندن فرهنگ کردی و لزوم ارتباط و دوستی فرهنگی بین زبان فارسی و کردی را رسالتی بر دوش خود دیده و در این راه آثار بسیاری را از کردی به فارسی و از فارسی به کردی ترجمه کرده است و به قول خودش«کاری که اقلیم کردستان باید برای فرهنگ من انجام می‌داد به تنهایی انجام دادم.»مریوان حلبچه ای تا امروز 50 کتاب در زمینه‌های مختلف را از دو زبان کردی و فارسی ترجمه کرده و برای برقراری این ارتباط فرهنگی سال‌ها در خلال فستیوال گلاویژ کردستان زمینه حضور بیش از 300 نویسنده، مترجم و روزنامه نگار فارسی زبان را در سلیمانیه فراهم آورده است.مریوان آن طور که خود روایت می‌کند، از 17 سالگی کار ترجمه را آغاز کرده است، شاید سن کمی باشد اما او کتاب‌خوان بوده و از معاشرت‌های فرهنگی بسیار متأثر: «تنهایی در تهران و دوری از خانواده سبب شد که بیشتر کتاب بخوانم. از 15 سالگی بسیاری از نویسندگان را می‌شناختم یا با آنها رفت و آمد می‌کردم. دفتر پوران فرخزاد جایی بود که بسیاری از نویسندگان حتی نویسندگان خارج کشور را ملاقات کردم.»غم مهجور ماندن فرهنگ کردی اما از همان روزها با مریوان بود:«اگر جایی سخن از فرهنگ کردی بود یا از کردستان حرفی به میان می‌آمد تنها به فولکلور و موسیقی خلاصه می‌شد، اما من که از کودکی ادبیات خوانده بودم و شناخت داشتم متاسف بودم که چرا هیچ تصوری از ادبیات کردی نیست. این درحالی بود که در میان شاعران و نویسندگان کلاسیک و مدرن کردزبان بودند کسانی که به فارسی و عربی شعر می‌گفتند یا می‌نوشتند. شاید مقصر کردها بودند که قدمی برای این معرفی برنداشتند.» «آخرین انار دنیا»، «غروب پروانه»، «شهرموسیقی‌دان‌های سفید» و «دریاس و جسدها» آثاری از بختیار علی است که مریوان حلبچه‌ای ترجمه کرده است. او درباره آشنایی با بختیار علی و علت انتخاب آثار او برای ترجمه فارسی به تاثیری که او بر جهان‌بینی و زیستش گذاشته، اشاره می‌کند. گویی نوشته‌های بختیار علی از دل مریوان برخاسته است: «بیش از 21 سال است که آثار بختیار علی را به فارسی ترجمه می‌کنم و آنها را دوست دارم. او برای من در حد بزرگ‌ترین نویسندگان جهان است و بیشترین تاثیر را بر زندگی من گذاشته است. بختیار علی متفکراست به 5 زبان دنیا از جمله آلمانی، انگلیسی، فارسی، فرانسه و عربی مسلط است، 30 سال آلمان زندگی کرده اما زبان و فرهنگ فارسی را به خوبی می‌شناسد. احساس می‌کنم که او نعمت بزرگی است برای مردم خاورمیانه. شعرها، پروژه‌های نظری و تئوری دارد که خیلی خوب و حساب شده پیش می‌رود. این بود که من تصمیم به ترجمه آثار او گرفتم و زبان فارسی نخستین زبان ترجمه آثار بختیار علی شد. برای مثال رمان «غروب پروانه» پیش از این به هیچ زبان و حتی هیچ گویش دیگر کردی ترجمه نشده بود. در اروپا رسمی وجود دارد که اگر رمانی انگلیسی نوشته می‌شود هم‌زمان مترجمان اختصاصی آن را به فرانسه یا آلمانی ترجمه می‌کنند. ما هم از همان 21سال پیش چنین هدفی را داشتیم اما ترجمه رمان آخرین انار، غروب پروانه و جمشیدخان به دلیل چالش‌های سانسور سال‌ها بعد منتشر شد. ترجمه رمان«شهر موسیقیدان‌های سفید» پس از 14 سال به تازگی قرار است به نمایشگاه کتاب برسد؛ این کتاب 2 سال پیش بزرگ‌ترین جایزه ادبی آلمان را دریافت کرد پیش از اینکه نسخه کردی منتشر شود حالا ببینید که سانسور چطور می‌تواند به ادبیات و فرهنگ کتاب‌خوانی و درنهایت فرهنگ ایرانی لطمه بزند.»به عقیده مریوان، همان‌طور که ترجمه آثار محمدعلی جمالزاده در 50 سال پیش سبب‌ساز جایگاه جهانی او شد. اگر آثار بختیار علی هم 20 سال زودتر ترجمه می‌شد او حالا نسبت به دیگر نویسندگان کرد جایگاه بالاتری داشت.اما «دریاس و جسدها» رمانی که ترجمه‌اش امسال منتشر شد داستان تراژیکی از زیست مردمانی است که به دنبال تغییر سرنوشت خود هستند و برای نجات از وضعیت اسف‌بار خود به دنبال نجات‌دهنده.روایتـــی بی‌زمـــان و مکان که جغرافیای خاصــــی هم ندارد. اسطوره‌سازی، تقدس‌گرایی و جدال تفکرات آدم‌ها از موضوعات اصلی این رمان است که بختیارعلی در خلال قصه دو برادر به آن پرداخته است. حلبچه ای درباره انتخاب این رمان برای ترجمه می‌گوید:« 3سال پیش از بختیار علی خواستم که این رمان را برایم بفرستد، او قبول کرد و گفت که این نسخه نهایی نیست. من در آن دوره یک سالی می‌شد که از فضای کلی خاورمیانه به‌ویژه فضای سیاسی و اجتماعی کردستان و اتفاقاتی که رخ می‌داد ناراحت بودم. گویی امید هر روز کمتر و کمتر می‌شد. این بود که پس از خواندن رمان، نامه‌ای به بختیار نوشتم و گفتم که برخلاف آثار قبلی که بیشتر از حکومت‌ها، احزاب و قدرت‌ها انتقاد کردی این بار روی سخنت متوجه مردم خاورمیانه است. خوشحالم که حرف دلم را زدی و مرا آرام کردی. این رمان به سرزمین خاصی اشاره ندارد و با خوانش آن می‌توان هر جایی در خاورمیانه یا حتی آفریقا را تصور کرد. بختیارعلی در این رمـــــان یک منتقـــــد است نسبت به مفهـــــوم اسطــــــوره‌ســــازی که ریشـــــه در فرهنگ چندهزارساله‌ای دارد و به ایدئولوژی مدرن هم گره خورده و در نهایت مورد سوء استفاده قرار  می‌گیرد. او به مروری تاریخی می‌پردازد که هزاران سال است تکرار می‌شود و نتیجه تازه‌ای دربرندارد. از سویی نوشتن و آرشیو کردن برای بختیارعلی بسیار حائزاهمیت است؛ این احترام برای نوشتار و شنیدن روایت در سیر قصـــــه و داستان رمـــــان‌های او نمود پیدا می‌کند. او به نجات تمام جهان اعتقادی ندارد، بلکه معتقد است اگر کسی توانست دو نفر اطرافیانش را تغییر دهد مطمئن باشد که کار کمی انجام نداده است. «دریاس و جسدها» گرچه روایتی تلخ است اما طنازی زیرکانه بختیار علی در خلال پرداخت به جزئیات بسیار حائز اهمیت است. نمــــونه آن چای‌خانه‌ای است که عده‌ای برای تغییر در آن جمع می‌شوند، آنجا حرف‌های پیش پا افتاده می‌زنند و حتی گاهی دعوا می‌کننــــد یا مردی که همسرش را کتــــک زده کنار مقبره ژنرال از قیام سخن می‌گوید.»

 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/107412

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی