ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

حجی به «سندرم مسئولین» دچار می‌شود

تاریخ درج : یکشنبه ۸ دی ۱۳۹۸
این نوع بیماری به افرادی سرایت می‌کند که احساس تکلیف می‌کنند

بشیر   اسماعیلی /نویسنده

داشتم از زیر بازارچه بلند رد می‌شدم که دیدم حجی گوگردچی یه گوشه داره می‌خنده و رو پاش می‌کوبه. گفتم:حجی چی شده؟ گفت: والا نیمی‌دونم، به نِظرم مالی آلودگی هواس. گفتم: همه مریضی شنیده بودیم از آلودگی هوا به‌وجود میاد، به‌جز خندیدن. حجی گفت: خره یه چیزی غم‌انگیز بوگو تا ریسه نرفتم.بسکی خندیدم باد افتاده‌س تو ناقلوسیم. حالاس که خفه شم. گفتم: رفتم یه باک بنزین زدم، شد دویست هزار تومن. دیدم خنده حجی بیشتر شد و به سرفه افتاد . زنگ زدم اورژانس و گفتم خودتونو برسونید، یه پیرمرد بدحال داریم. حجی در همون حال خنده گفت: پیرمرد آقادس. لغو کون اورجانسا، اینا سری تیشه را بند کونن سه چار میلیون سر کارمون می‌ذارند. گفتم: پس سعی کن نخندی. حجی گفت: قطع کونا زنگ بزن حج‌خانوم بوگو حجی یه زن دیگه‌ هم اسده‌س آ گوشی را بده من . دیدم چاره‌ای نیس، با ترس و لرز به حج‌خانوم زنگ زدم و مورد را بهش گفتم و گوشی را دادم به حجی گوگردچی. صدای جیغ و داد حج‌خانوم رو که از تو گوشی شنیدم، با خودم گفتم الانه که خنده حجی بند بیاد؛ اما در کمال تعجب این‌بار حجی افتاد روی زمین و به قول خودش از خنده ریسه رفت. خلاصه مجبور شدیم عاقبت حجی را بستری کنیم. او توی بیمارستان به زور سه‌تا آمپول بیهوش شد . دو سه ساعت بعد نمی‌دونم کی این ماجرا را لو داده بود که از صدا و سیما و روزنامه‌ها ریختند توی بیمارستان تا خبر اینکه یه نفر از شدت خنده در بیمارستان بستری شده، پوشش بدن! پزشک معالج حجی به خبرنگاران گفت که این مورد بی‌سابقه بوده و آزمایش‌ها و «ام آر آی» حجی هم چیزی را نشون نمی‌ده. اتفاقا اون روز یکی از پزشکان معروف ایرانی‌الاصل ساکن کانادا تو بیمارستان حضور داشت. ازش خواستند که حجی را معاینه کنه.پزشک معروف با دیدن حجی فورا دستور داد که یه مقداری نشادر را با فلفل قاطی کنند و به صورت شیاف به حجی بدن. هنوز یک ساعتی نگذشته بود که حجی به هوش اومد و حالش هم بهتر شده بود. گفتم: حجی چطوری؟ گفت: الحمدلله بِهتِرم اما بدنم می‌سوزِد. گفتم: طبیعیه، تحمل کن خوب می‌شه. حجی گفت: من که بیهوش بودم می‌خواسی از بالا سرم تکون نخوری، اینا یه بِلای سرم نیاورده باشن؟ گفتم: نه، خیالت راحت باشه؛ فقط تجویز دکتر را عملی کردن. حجی گفت: حالا چه مرگیم بوده‌س؟ بسکی خندیدم دلا رودم پیچیده‌س تو هم. در همین لحظه پزشک حجی به همراه خبرنگاران وارد اتاق شد و بعد از معاینه، اعلام کرد که بیماری حجی نوعی بیماری نادره که به تازگی در بین قشر خاصی از جامعه شیوع پیدا کرده. پرسیدند: اسم این مریضی چیه؟  دکتر گفت: سندرم مسئولین! این بیماری در بین کسانی که پست‌های اجرایی دارند، شایع شده و علایمش هم اینه که هر چقدر مشکلات بیشتر بشه، بیمار بیشتر می‌خنده. گفتم: آخه حجی ما که مسئول نیست. دیدم حجی گوگردچی درحالی‌که داره ناله و نفرین می‌کنه، گفت: بله، راست می‌گن آقای دکتر. الای خیر نبینِد رسولی عاموم، صبح گفت که رئیس قرض‌الحسنه محله‌شون اختلاس کرده‌سا بیرونش کردن، تو بیا رئیسی اینجا شو. منی خرم از زوری بیکاریا دربه‌دری گفتم باشِد . تا رفتم پشتی میز نیشستم یکی اومدا از مشکلاتی قرض الحسنه گفت که یه دفعه بنا کردم به خندیدنا دیگه بند نیومد. وخسادم برم یخده راه برم که از سرم بیوفتد، زیری بازارچه بلند دوباره گرفتا دیگه از حال رفتم که این بشیری رسید میونی جونم.هم من، هم خبرنگارا با شنیدن این ماجرا حیرت کرده بودیم. پرسیدم: درمان این مریضی چیه؟ دکتر گفت: اولا فورا استعفا بدند،  بعدم تا سه روز شیاف نشادر و فلفل بزنن تا خوب بشن. حجی گفت: اصش ریاسِت به ما نیومده‌س. یه ساعت رئیس بودم، حالا تا سه روز بایس  مداوا بشم. تا من باشم دیگه حبی مقام نگیردم. گفتم: چرا درباره این مریضی اطلاع‌رسانی نشده؟  حجی گفت: حتما اطلاع‌رسانی کونید، مخصوصا این بندگانی خدا که اِز رو احساسی وظیفه صف‌کشیدن برن تو مجلس، بشون بوگوید اگه قصددون خِدمتس که هیچی، ولی اِگه مثی حجی گوگردچی می‌خواید برید به مشکلات بخندید، به درد بعدش نیمی‌ارزِد . در همین اثنا آقا موص هم که خبر بستری‌شدن حجی را شنیده بود، وارد اتاق شد . حجی گفت: ایشونم دبیری صفحه‌س، فلفلا را بیارید. گفتم: حالا هنوز که ایشون سندرم مسئولین نگرفته. حجی گفت: طوری نیس، واکسنس! کار اِز محکم‌کاری عیب نیمی‌کوند.

 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/105123

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی