ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

خفته در چارچوب تئوری

تاریخ درج : پنجشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۷
شماره روزنامه: 
تکثر ماهیت انسانی، حوزه‌ای مستقل برای اقتصاد هنر می‌طلبد

عادل امیری

 

 

 

شاید باورش اندکی مشکل باشد اما گمان می‌رود که واقع گرایی سیاسی، به طرز غریبی به واقع گرایی اقتصادی خواهد انجامید و واقع گرایی اقتصادی نیز، بر اساسِ تعریفی فحوایی از واقع گرایی سیاسی، منجر به ظهور و بروز رشته هایی میانی در این دو زمینه و به خصوص اقتصاد هنر خواهد شد! شاید از خودمان بپرسیم که نسبت ما و اقتصاد هنر ذیل مبحث واقع‌گرایی سیاسی و اقتصادی، آن هم در متروپل اصفهان چه خواهد بود؟! سیاستِ واقعی یا واقع گرایانه، درکی از سیاست است که بنای خود را بر آن می‌گذارد که شرایط و عوامل موجود و معین را در نظر بگیرد، به جای آنکه بر قضایای ساده ایدئولوژیک یا امور وجدانی و اخلاقی مبتنی و موجب ایجادِ دلواپسی باشد!

 

 

شاید تکیه برنادیده گیری امور وجدانی و اخلاقی آن هم در مقوله ای مرتبط با هنر، اندکی متناقض به نظر برسد اما مسئله اینجاست که رابطه اقتصاد و اخلاق نیز به دلیل ارتباط تنگاتنگش با معیشتِ انسانی، رابطه چندان قابل اعتمادی نیست.  پیوندِ اقتصاد با هنر نیز، آنگونه که می‌پنداریم، رابطه ای اخلاقی نیست اما برخی کاربران مفاهیم پیشینی سعی می‌کنند تا آن را اخلاق مدار یا اخلاق گرا جلوه دهند، این درحالی است که با تمامی مناقشات موجود در خصوص یافتن یا ساختن تعریفی ثابت برای اخلاق در هنر و اقتصاد، بد نیست بدانیم که اقتصاد، هنر و اقتصادِ هنر مقولاتی اخلاق گریزند، زیرا هم پای پول در میان است و هم پایِ احساسات و ادراکاتِ درونی انسان که پیش از هر تعریفِ عارضی، خوی طبیعی خود را دارند. همچنین سوال دیگری برای ما مطرح است و آن اینکه آیا نیازی به خلط مباحث هست؟

 

 

شاید بپنداریم که نیست و حقیقت نیز این است که نیست اما برخی جریانات تندرو همواره مایل بوده اند تا با ایجاد دلواپسی هایی خاص، این افق های نامرتبط را با قدرت به هم سنجاق کنند. این در حالی است که مقوله حساس اقتصاد هنر، بنابر تعریف واقع گرایی سیاسی ضمن قبول تکثر ماهیت انسانی، خواهان ایجاد حوزه‌ای مستقل برای سیاست است. این حوزه مستقلِ سیاسی، به طرزی ظریف به حوزه مستقل اقتصادی خواهد انجامید، اگر که بدانیم چه داریم، چه می‌خواهیم و مقرر است تا پارادایم هایی که قرار است بسازیم، ما را با اقتصاد هنرِ استانی، به کدام منزل برسانند.برای نیل به این مفهوم، باید به سپهر سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و اعتقادی شهری که در آن زندگی می‌کنیم، واقف باشیم. به همین منظور نیازمند آنیم تا بدانیم که واقع گرایی ریشه در تاریخ بشری دارد، اما پیدایش رسمی آن به دوره پس از جنگ جهانی دوم بازمی‌گردد. در نگرش واقع گرایی، قدرت زیر بنای سیاست و شکل دهنده روابط بین‌الملل محسوب می‌شود، یعنی همان چیزی که در جایگذاری مفاهیم اقتصادی به جای مفاهیم سیاسی تندروانه، به راحتی می‌تواند یک اقتصاد خرد را به اقتصاد جهانی از طریق هنر گره بزند، البته به شرطی که زیرساخت های آن آماده باشد.  اما آیا ما هیچ گونه پارادایمی حتی برای نظم بخشی به تعاریف و حوزه هایِ هنری مان داشته ایم؟ آیا هیچ گاه توانسته ایم به هنر، در چشم اندازی اقتصادی به عنوان یک صنعتِ ارز آورِ مولدِ ارزش افزوده نگاه کنیم؟ آیا  هیچگاه به فرار  قریحه های توانمند هنری به پایتخت یا خارج از کشور فکر کرده ایم و آیا گفته ایم رفت که رفت؟!  یا در ترازِ مالی سالانه مان سقوط سرمایه نمادین و واقعی را حس کرده ایم؟  مفهوم پارادایم، مارا برآن می‌دارد تا در قدم اول، با نگاهی به زمینه امروزی تولید هنر در اصفهان و متصور شدن چشم اندازی برای آینده اقتصادی آن، به نقشه پراکندگی های هنری شهری که دوستش داریم، نگاهی بیندازیم.آنگونه که می‌دانیم، قطبِ فروش آثار هنری، کارگاه های تولیدی، فروشگاه ها، گالری ها، آموزشگاه ها و موارد مرتبط،  در دهه های گذشته، در جنوب اصفهان و مناطقی قرار داشته و دارد که به طور معمول، محل سکنی و انباشت سرمایه و سرمایه سالاران بازار سنتی بوده است. این در حالی است که کارگاه های تولیدی و محلِ زندگی بیشتر  تولیدکنندگان به طور معمول در عرضِ جغرافیایی پایین تری قرار داشته اما محل عرضه، به دلیل توسعه و توزیع امکانات ناهمسان در مناطق میانی و بالایِ شهر اصفهان قرار داشته است. به این معنی، سیاست توزیع ناعادلانه امکانات و تمرکزگرایی آن باعث شده تا قشر کارگر یا عاملان اصلی تولیدِ انبوه و همچنین هنرمندانِ تولیدکننده کم بنیه از لحاظ اقتصادی، نتوانند از هنرِ بازوی خویش در جهت بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی خود بهره ببرند و در این میان تنها صاحبان سرمایه، دلال ها، قاچاقچی‌ها، واردکننده های آثار نازل و صادرکنندگان آثار فاخر هستند که انحصار بازار را در دست دارند و تنها آنتی تزِ  تغییر محتوای این جریان نیز چیزی نیست جز  پیوستنِ به بازار آزاد فروش آثار هنری در در دل اقتصاد خردی که طعم صادرات آثار هنری را به خوبی چشیده، اما در پستو.   بر این اساس، مفهومِ «سیاستِ واقعی» جنبه‌های فلسفی مشترکی با واقع‌گرایی و عمل‌گرایی می‌یابد که غالبا به سادگی، از آن به‌عنوان عمل‌گرایی در سیاست یاد می‌شود، برای مثال، چنین می‌گویند که فرد «به دنبال سیاست‌های عمل‌گرایانه» است. گاهی نیز ترمِ سیاستِ واقعی را در معنایی کنایه‌آمیز و تحقیرگر به کار می‌برند و به سیاستی اشاره می‌کنند که بر قهر و اجبار تکیه دارد و غیراخلاقی، یا ماکیاولیایی  است و گمان می‌برد که قدرت بر پاهای خود ایستاده!

 

 

 

حال با توجه به این مفهوم، باید به دنبال سیاست های عمل گرایانه باشیم زیرا سیاست‌های جهانی بر اساس رقابت دولت‌ها (بخوانید دولت شهرها) بر سر منافع ملی یا «برخورداری» از آنها آغاز می‌شود.طراحی رشته اقتصاد هنر(مقطع كارشناسی) در دانشگاه هنر اصفهان در ابتدای سال 1390 شروع شده و استادان متخصص در زمینه های اقتصاد و هنر  پس از بررسی بیشتر  منابع موجود در دانشگاه های جهان (دارای این رشته یا رشته های مرتبط با آن) به تدوین شرح دروس این رشته پرداخته اند. برای این رشته دروسی همچون مبانی اقتصاد هنر، اقتصاد هنر پیشرفته، بازارشناسی و بازاریابی هنر، جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی هنر، روش تحقیق در اقتصاد هنر،  نرم افزارهای کاربردی در اقتصاد هنر، مسئله شناسی اقتصاد هنر در ایران، زبان تخصصی، مبانی زیباشناسی هنر، تجارت الکترونیک کالاهای هنری، اقتصاد سنجی، اقتصاد هنرهای نمایشی، اقتصاد هنرهای تجسمی، اقتصاد صنایع دستی، اقتصاد گردشگری و میراث فرهنگی، اقتصاد موسیقی، اقتصاد کالاهای فرهنگی و پایان نامه در نظر گرفته شده و هم اکنون هفت سال از حلول این رشته در هنر اصفهان می‌گذرد، اما گویا تنها در چارچوب نظریه باقی مانده است!. واقع‌گرایی سیاسی پارادایمی مدرن و توصیفی ست، یا به عبارتِ دیگر، چارچوبی تئوریک و روش‌شناختی است که رخدادها را در زمینه روابطِ بین‌الملل تبیین کرده و در نهایت، پیش‌بینی می‌کند.  واقع‌گرایــــــان سیاســـی مایل انـــد از این پیش‌فرض شروع کنند که جست‌وجو، در اختیار گرفتن، و به کار انداختنِ قدرت مسئله عمده و اصلی سیاست است. با این حال، برخی از واقع‌گرایان در روابطِ بین‌الملل، این پیش‌فرض را در موردِ دولت به کار انداخته‌اند که هر دولتی در اصل، به دنبالِ بقا یا امنیتِ دم‌دست و مستقیمِ خود است به جای آن که مثلا به دنبالِ قدرت، یا احیای سیاست هایی اقتصادی باشد که در آن رابطه ای برنده برنده باکمترین سرمایه و بیشترین سود ممکن قابل دسترسی است.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/75243

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی