ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

خوش‌پوشِ بلندبالایی روی سی‌وسه پل

تاریخ درج : پنجشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۶
شماره روزنامه: 
یک سال‌از فقدان علی معلم گذشت

عادل قیومی

 

ما علاقه‌مندان سینما چند سالی‌ست که «اسفند»مان آغشته شده به از دست دادن‌ها. اسفند بود که زاون قوکاسیان رفت. اسفند امسال هم که لوون هفتوان ساکن جهان مردگان شد. اما بهانه‌ این نوشته مرگی ا‌ست که اسفند سال پیش رقم خورد و همچنان باورش دشوار است. مرگ علی معلم، مدیر مسئول و سردبیر مجله سینمایی دنیای تصویر و تهیه‌کننده‌ سینما، با آن حجم از شور زیستن و محضر گرمش چنان نامنتظر و دور از ذهن می‌نمود که بُهت و تسلیم ما در برابر مرگ را دو چندان کرد. البته علی معلم هم در مصرف سیگار زیاده‌روی‌هایی داشت و با اندک تن‌رنجوری‌هایی محشور بود، ولی کاملا سرِ پا و سرِ حال می‌نمود. حتی مجله‌ ویژه‌ عیدش را هم به سامان رساند، ولی هنگام انتشارش دیگر خود در این جهان نبود.

علی معلم و مرگ؟! ولی به ناگاه در دفتر مجله‌اش قلبش برای همیشه از تپش بازایستاد. او این اواخر نامرادی‌هایی را تاب آورد. به بحث‌های فرساینده تن داد تا مجله‌اش را پس بگیرد و گرفت و باز لذت و دانایی را در مجله‌اش با ما تقسیم کرد، ولی همه به شوق و ذوق ادامه دادن فکر می‌کردیم و ذره‌ای تصور نمی‌کردیم که قلبی پنهان در سینه که در این مشاجره‌های کلامی با آدم‌هایی که جهانشان با جهان متعالی او به کل متفاوت بود، ممکن است کم بیاورد و دیگر همراهی‌اش نکند. حالا علی معلم برای نگارنده تبدیل شده به یاد و یادمان‌هایی که با او ماندگار شده است در گوشه‌ای از ذهن. نخستین تجربه‌ ترجمه‌ سینمایی را علی معلم در زمستان 1374 در اختیارم گذاشت که حاصلش شد ترجمه‌ای مفصل درباره ژانگ ییمو، فیلم‌ساز چینی. حالا بماند که به بی‌راهه رفتم و از این فرصت چنان که باید بهره نبردم. نقل است که علی معلم تا این آخرین سال زندگی‌اش هم میدان می‌داد به جوان‌ها. کافی بود با آن شمّ ویژه‌اش دریابد که علاقه‌مندیِ یک جوان به سینما ریشه‌دار و با مطالعه است نه سطحی و از سر شیدایی، کافی بود تا در یک جلسه‌ گپ‌‌وگفت خیالش راحت شود از بابت سپردن کاری سترگ به یک جوان. این‌گونه است که دو پرونده‌ پُر و پیمانِ سینمایی اخیر در مجله‌اش را می‌سپارد به کسی که دارد نحستین تجربه‌های نوشتاری‌اش را در این حجم پی می‌گیرد و شگفتا که اعتمادش جواب می‌دهد در پرونده مبسوط «نقش‌های منفی در سینمای ایران» و پس از آن پرونده‌ مبسوط «فیلم‌های کالت» که با انتشار پرونده، آن جوانی که علی معلم به او اعتماد کرد یکبار دیگر هم سربلند بیرون می‌آید. همه‌ ما سینمادوستان علی معلم را پیش از آنکه با «دنیای تصویر»‌ش بشناسیم در چند برنامه‌ سینمایی دهه 60 دیده بودیم. با آن ظاهر برازنده و صدای گرم، گیرا و خواستنی‌اش. بعدتر با آغاز دهه 70 نخستین بار در خیاط‌خانه‌ کوچک قاسم پورفتاحی در دیار زادگاهم، نائین مجله‌ای دیدم با قطعی متفاوت، قطعی که هم‌ولایتی‌ام، احمد طالبی‌نژاد، به شوخی آن را به قالیچه‌ زر و نیم نائین تشبیه کرد. از آن زمان کم و بیش محشور بودم با مجله‌ای که نام «دنیای تصویر» را بر آن نهاده بودند. بعدتر هر چه خاطره دارم از علی معلم با اصفهان گره خورده است. او که از سال 1379 پایه‌ ثابت حضور در جشنواره کن در فرانسه بود و به گونه‌ای تبدیل شده بود به مرد سفرهای سینمایی، به تقریب هیچ جشنواره‌ کودک و نوجوانی را در اصفهان از دست نداد. بارها او را در هتل عباسی دیدم که برازنده و خندان و گاهی با قهقهه دارد با رفقا و همکارانش گپ می‌زند. شبی مرد خوش‌سیمای، خوش‌پوشِ بلندبالایی را دیدم که دارد از روی سی‌وسه پل می‌گذرد. رود آن شب جاری بود و به اصفهان معنا می‌داد. تازه فارغ شده بود از بازی در «آلما». هم‌پا شدم با او. پرسیدم «بازی را ادامه می‌دهید؟» سیگاری دیگر گیراند، خندید و گفت «نه هرگز» یقینا تجربه‌ خوبی  نبود برایش. البته بعدتر خیلی کوتاه در فیلم «آل» که خود تهیه‌کننده‌اش بود ظاهر شد. این‌گونه است که چهارباغ عباسی گام‌های موقر او را به یادگار در دل خود جای داده است. او اصفهان را دوست داشت و چه خوب که فیلم ماندنی «گاوخونی» اثر زیبای جعفر مدرس صادقی داستان‌نویس اصفهانی به همت علی معلم به سرانجام رسید. شبی در اصفهان موفق شدم تا با او هم‌قاب شوم و عکسی به یادگار بگیرم؛ در سینما ساحل اصفهان که آن روزها نامش آفریقا بود. آمده بود تا در جلسه خصوصی نمایش «شام آخر» با حضور کارگردانش (فریدون جیرانی) حضور داشته باشد. جلسه‌ای که گزارشش را نوشتم و در تنها شماره رنگی مجله‌اش منتشرش کرد. حالا روزگار شبکه‌های اجتماعی و فیسبوک است و علی معلم از دوستان فیسبوکی. خوشحال می‌شوم که نوشته‌هایم را می‌خواند و لایک می‌زند. چند باری گپ اینترنتی می‌زنیم.   با شروع برنامه‌های سینمایی «هفت» علی معلم را بیشتر دیدیم و تنها کسی یافتیمش که در مناظره‌هایش با مسعود فراستی، انگار که فراستی را به گوشه‌ رینگ پرتاب کرده است. او مرد استدلال‌های منطقی بود، وسیع و جامع‌الاطراف. بلندپروازی‌هایی داشت و برخی را جامه‌ی عمل پوشاند و برخی را پی‌نگرفت. با هر طیف و جناح و مسلکی وارد بحث و بده‌بستان‌های کلامی می‌شد تا به قدر وسع نور بپاشاند به جهان تاریک تنگ‌نظران. حالا علی معلم همچنان در تک تک واژه‌های مجله‌اش حضور دارد. سبزجای باشد و یادش مانا.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/70963

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی