ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

درباره دل‌تنگی

تاریخ درج : سه شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۹
شماره روزنامه: 

همیشه صندلی تکی می‌گیرم. از ترمینال بیهقی. آخرین حرکت. یازده‌ونیم. با خیال راحت پشتی صندلی را می‌خوابانم و می‌خوابم. بی‌توجه به فیلم و توقف و هر ماجرای دیگر تهران تا اصفهان. چند ماه است می‌روم. یک سال نشده. ساز بهانه است. فردا شب دوباره با آخرین حرکت برمی‌گردم. دل می‌کنم و برمی‌گردم. از ترمینال کاوه. بازهم با صندلی تکی.چند دقیقه گذشته و اتوبوس هنوز راه نیفتاده است. شاگرد راننده می‌خواهد روی صندلی جفتی بنشینم و جایم را به خانمی بچه به بغل بدهم. هنوز جوابی نداده‌ام و موافقت نکرده‌ام. مطمئن است جایم را خواهم داد و می‌رود انتهای اتوبوس. جایم را می‌دهم. می‌روم دو ردیف جلوتر. جلوی یخچال. کنار آقایی که این‌طرف نشسته. طرف راهرو. بالاخره راه می‌افتد.حالا دیگر از تهران دور شده‌ایم و هنوز خواب به چشمانم نیامده است. مسافر کناردستی‌ام کمی جلو می‌رود و نگاهم می‌کند. می‌بیند بیدارم. می‌پرسد. می‌گویم بیدارم. می‌گوید چه خوب. در بطری آب را باز می‌کند و جرعه‌ای می‌خورد بعد از بسم‌اللهی که می‌گوید. بطری را که داخل سبد پشت صندلی جلویی گذاشت، پرسید تا حالا دلت تنگ‌شده وقتی شکسته است؟ صورتش خاموش و روشن می‌شود از نور چراغ‌های کنار جاده که می‌ریزد روی ریش‌سفیدش تا حدس بزنم هفتادسالی دارد. شاید کمتر یا بیشتر. می‌خواهم بگویم دل‌تنگی بهانه رفتن هر هفته‌ام به اصفهان است. نمی‌گویم. می‌گویم دل‌تنگ شده‌ام. می‌گویم همه‌اش دل‌تنگم. می‌گوید نه. می‌گوید صحبت از دلی است که شکسته باشد و... متوجهش نمی‌شوم. می‌خواهم بپرسم. نمی‌پرسم. خودش می‌گوید؛ چهارده سال بیشتر نداشت. رفت جبهه. بی‌اجازه... بی‌خداحافظی... از من... از مادرش... دلم شکست... دلمان شکست... امروز چهل‌وچهار سالش شد... بیست‌ونه سال است... نه چیزی می‌شنود... نه‌حرفی می‌زند... بیست‌ونه سال است... روی تختی دراز کشیده... بیست‌ونه سال است که هر ساعت... هرروز... هر هفته دلم برایش تنگ می‌شود... دلم برای او که رفت و برنگشت... مادرش تاب نیاورد این‌طور دیدنش را... پشتی صندلی را عقب داد و دستش را گذاشت روی پیشانی‌اش. صورتش خاموش و روشن می‌شود. اشک‌هایش در روشنی‌ها برق می‌زنند. به دل‌تنگی‌ام فکر می‌کنم که نمی‌داند. به این‌که اگر قبل از برداشتن ساز یا حتی بعدش، بگویم و بگوید برایش مهم نبوده و نیست چه؟ هیچ از دل‌تنگی می‌ماند آیا؟ از بهانه هر هفته رفتن؟/منبع: کانال مرتضی قدیمی

url : http://www.isfahanziba.ir/node/110454

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی