ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

درباره زندگی

تاریخ درج : پنجشنبه ۲۵ امرداد ۱۳۹۷
شماره روزنامه: 

فولاسادی دائمی بود. بعد از دیپو آمد و بر خلاف او بچه‌ ساکتی بود. هرچند از یک وقتی به بعد از صبح تا شب گریه می‌کرد و در تختش غلت می‌زد و همه‌ اهل خانه را بیدار نگه می‌داشت. غذا را یکباره پس نمی‌زد ولی به‌سختی غذا می‌خورد. ده ماهش هم نشده بود و سعی و تلاش را از چشم‌هایش می‌خواندیم. وقتی از لابه‌لای نرده‌های تختش دست دراز می‌کردیم که دستش را بگیریم با تمام زورش انگشتمان را می‌چسبید و نگه می‌داشت. بعد ناگهان پس می‌کشید، انگار سیل درد به چشم‌هایش هجوم می‌آورد و اشکش را درمی‌آورد.برشی از «فولاسادی» روایت وله سوینکا از اتفاق عجیب دوران کودکی‌اش، ترجمه‌ نسیم توکلی. متن کامل این زندگی‌نگاره را می‌توانید در بخش «درباره زندگی» شماره مرداد داستان همشهری ببینید.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/79589

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی