ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

درمان دل یا درد دین؟

تاریخ درج : سه شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۷
شماره روزنامه: 
اشاراتی در باب علم و عالم دینی

محمد فاتح پور 

 

اینک که بسیاری از اصحاب ایدئولوژی و عوام اهل تفکر که  سودای تولید علم دینی را در سر می پرورانند و مخالفان این امر را چونان کافر تکفیر می کنند، ضرورت تامل در باب علم جدید و نظرات آنان که در عالم مدرن این علم را یافته و وصف کرده اند دو چندان شده است. فهم عالم مدرن و متعلقاتش چون توسعه و علم جدید و ... هنوز از اهم مسائل نظری ما است و طرح مسائلی چون احیا تمدن اسلامی و تولید علم دینی به همان میزان می تواند نشان از غرب زدگی باشد که طرح های تجدد متجددان عصر مشروطه.

 بسیاری از آنان که در پی وصول به علم دینی اند بی آنکه در مبانی عالم مدرن نظر کنند خام اندیشانه در پی آن‌اند که با اخذ علم جدید و پرورش آن در عالم اسلام ، عالمی که به محاق رفته و هنوز ظهور و بروز نکرده است ، به تولید علم دینی بپردازند. برخی دیگر نیز در پی آن‌اند که با تولید علم دینی در راستای تاسیس تمدن اسلامی گامی بردارند. با این وجود در طی این چند دهه هنوز پرسشی دقیق از علم جدید و نسبت ما با این علم مطرح نشده است . تا آن هنگام که از ماهیت علم جدید با خبر نباشیم سخت می توانیم در باب آن حکم کرده و آن را در عمل به کار گیریم. تفاوت علم قدیم و علم جدید نه از باب نقص و کمال و نه تقدم و تاخر بلکه تفاوتی حاصله از دو عالم است. در هر عالم به انسان و جهان به نحوی نگریسته می شود و در راستای این نگرش است که علوم نضج می یابند و در جایگاه خودشان قرار می گیرند. علم جدید صورت کمال یافته یا پیشرفته علم قدیم نیست ، این علم با فهم خاصی از انسان و جهان شکل گرفته است و بدل به قدرت شده است. علم قدیم را می توان وصف جهان دانست که در آن سعی در هماهنگی با طبیعت است اما در علم جدید سخن ، سخن تسخیر طبیعت و غلبه بر آن است چنانچه فرانسیس بیکن معتقد بود که با تازیانه باید این طبیعت را رام خویش سازیم. این سودای تسخیر و تصرف هیچ گاه از علم جدا نشد و شاید از این باب باشد که بتوانیم علم جدید را در نسبت با تکنولوژی بیابیم و به عبارت بهتر علم تکنولوژیک تعریف کنیم. علم جدید عین قدرت است و  در آغاز پیدایش از نسبت خویش با دین پرسش می کند و این پرسشگری نیز محصول طبیعی این ظهور و گسست بوده است. در قرون وسطی همه امور حتی امور عقلانی توسط دین و کلیسا تهدید می شوند و اگر فلسفه و علم و ... بخواهد ظهور کند باید در دادگاه دین از خود دفاع کند.آنانی که از علم دینی سخن می رانند اغلب مقصودشان را از این امر مشخص نکرده اند و همیشه به وقت پاسخ به حریـــم امـــن دین یا انقـــلاب اسلامی خزیده انــــد و مخالفانشان را به تهمت های عجیب و ناسزاهای غریب رانده اند. نزاع میان علم و دین صورتی تاریخی دارد و نمی‌توان آن را از زمینه تاریخی آن جدا ساخت، برخی چنین پنداشته اند که اگر علم جدید به هر عالمی برود باید نزاع علم و دین نیز بدانجا رخت بربندد و حتی می‌توان گفت طرح علم دینی در جان خود نشان از مشغول بودن به این نزاع دارد. اگر مراد از علم دینی علمی باشد که امثال بوعلی سینا و شیخ بهایی و غیاث الدین کاشانی و... بدان پرداخته اند باید در نظر داشت که این علم به ذات علم دینی نبوده بلکه در هندسه عالم دینی شکل گرفته است. علم را نمی توان به وصف دینی متصف کرد زیرا علم و دین هر یک مسائل و زبان خاص خود را دارند. میان علم دین تضاد یا موافقت وجود ندارد اما نباید چنین پنداشت که با یکدیگر بی نسبت اند بلکه منظور آن است که در حیطه علم اموری اثبات می شوند که به نحو مستقیم بر اعتقادات تاثیری ندارند و اینجاست که سخن از عالم قدری واضح می شود. هر عالمی با تفکر بنا می شود و اندیشمندان و فلاسفه گاه سازنده آن عالم و گاه توصیف گران آن‌اند و چنانچه گفتیم با ظهور عالمی نو آدمی نوین نیز ظهور می کند ، آدمی که فهمی دگر از خود و جهان خود دارد و در راستای این فهم از علوم بهره می گیرد و آنها را در جایگاه های متفاوت و مناسب می نشاند.برخی بیان می دارند که علم بسته به قوم خاص
یا جغرافیای معینی نیست و می توان آن را به همه جا برد و در همه جا آموخت . این سخن سخن ناصوابی نیست بالاخص آنکه با تامل در عالم مدرن و علم جدید نوعی پیش روندگی و انتشار را می یابیم ، اما مسئله آنجاست تنها قواعد علمی در نظر نیست بلکه جایگاه آن علم در عالمی که بدان وارد می شود باید در نظر آید. در قریب به دو سده تجددمآبی ما نیز علم جدید را چونان دیگر اجزا عالم مدرن خواسته ایم و در پی وصل این علم در ایران بوده ایم. سید جمال الدین اسدآبادی به ریشه درخت علم نظر داشت و برآن بود که این ریشه باید در زمین ایران غرس شود. این نظر از آن باب که فهمی از علم دارد قابل توجه است اما از آن جهت که از شرایط امکان و جایگاه این علم و ریشه اش در عالم دیگر پرسش نکرده است ، در وصول به واقعیت بی ثمر می ماند . اگر قرار است سراغ از علم بگیریم باید از جایگاه آن نیز پرسش کنیم. اینک اگر سخن از علم دینی به میان می آید باید بدانیم که نمی شود علم را به ذات دینی یا غیر دانست بلکه می توان از عالمی دم زد که در آن علم به نحوی یافته می شود و نضج می یابد که با فهم کنونی دنیا از علم تفاوت دارد. باید سراغ از عالمی دگر گرفت و این خواست جز با تفکر حاصل نمی شود. نمی توان از منظر سیاست های رنگ به رنگ به تاسیس تمدن پرداخت و گزاف نگفته ایم اگر بگوییم که فارغ از منظر ایدئولوژی  که چندی است بدل به یگانه منظر تحلیل انقلاب اسلامی شده است ، با ظهور این انقلاب نشانی از عالم و تمدنی دگر گاه به گاه نمایان می شود. ما اینک در بی عالمی به سر می بریم ، از سویی نمی‌توانیم به عالم مدرن و همه متعلقاتش دست یابیم و از جهتی دیگر در فهم سنت خویش عاجر مانده ایم . کوتاه سخن آنکه پیش از طرح و تجویز و تولید علم دینی باید به عالمی دینی اندیشید و در راستای حصول این عالم سنت را به گفت آورد.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/71899

دیدگاه جدیدی بگذارید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی