ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

دیدی مثی منار جنبون می لرزوند

تاریخ درج : پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۸
عکس العمل احتمالی اصفهانی ها در مواجهه با حوادث طبیعی

بشیر اسماعیلی

از قدیم نقل است اصفهان از چهار بلای بزرگ در امان است: سیل و زلزله و توفان و صاعقه. انصافا هم در طول سالیان درازی که این شهر باستانی به عنوان یک مرکز تمدنی پویا در فلات مرکزی ایران مطرح بوده، خبری از صاعقه و توفان نشده است. سیل هم که نه تنها در سال‌های اخیر رخ نداده، بلکه همین میزان آب هم که در زاینده جاری بود خشک شد و از میان رفت. در این میان زلزله هم امری بی سابقه در اصفهان محسوب می‌شود. شاید به همین دلیل است که اصفهانی ها به خاطر امن بودن شهر و دیارشان نسبت به مقوله بلایای طبیعی بسیار حساس‌اند. چند سال گذشته که زمین لرزه مختصری در اصفهان رخ داد، عکس العمل همشهریان در نوع خود جالب توجه بود که اکنون با مروری بر خاطرات آن زمان، سبک برخورد اصفهانی ها با حوادث غیرمترقبه را هم مورد بررسی قرار می دهیم. این موضوع با حال و هوای این روزهای برخی استان های کشورمان شنیدنی است که مردم اصفهان چگونه برخورد خواهند کرد.

 

 

 

پناه بردن به پارک :اصفهان را شهر پارک ها نامیده‌اند . البته این نامگذاری بیهوده هم نیست چرا که سرتاسر این شهر پارک های با صفا و زیبایی دیده می‌شوند . پس از وقوع زلزله آنچه هم فال و هم تماشا محسوب می شود،  این است که مرد خانه را که هر بار به بهانه های مختلف از بردن خانواده به پارک سر باز می‌زده است ، مجبور کنی برای حفظ جان  اعضا هم که شده است، سریعا به نزدیک ترین پارک  بشتابد . در این میان بساط شام و قلیان و بازی های گروهی هم بر پاست و در حقیقت عدو سبب خیر می شود به خواست خدا . چند سال پیش  زلزله مثل سیزده بدر عمل کرد و تمام پارک ها و بوستان های شهر را تا صبح مملو از جمعیت نگه داشت .در این میان ظاهرا امر خیر هم سر گرفت که به این عزیزان که هر شرایطی را برای برقراری پیوند غنیمت می شمارند، صمیمانه تبریک عرض می نماییم. تجمع در کوچه : اولین واکنش به زلزله این است که سریع خود را به کوچه برسانی. این عکس العمل فوری دو حسن دارد : اول اینکه در فضای باز احتمال زنده ماندن افزایش می یابد و حسن دوم و مهم تر آنکه همسایگان را می‌توانی ببینی و درباره حادثه با آنها صحبت کنی . عباراتی مثل «دیدی مثی منار جنبون می لرزوند»، «خونا زندیگی‌مون کپ نشد رو هم»، « خوبس طاقمون نیمد پاین»  و امثالهم در گفت‌وگو های کوچه ای شنیده می‌شود.  برخی افراد از فرصت استفاده کرده و مسائل جنبی را  نیز  با همسایگان مطرح می کنند، برای نمونه ممکن است یک نفر بگوید « راسی حالا که دیدمدون نیمی‌دونین کدوم (...) شبا میاد دری خونه ما آشغالاشا می‌ذارد؟» بحث های خانم ها هم که وارد جزئیاتش نشویم بهتر است . ذوق زده شدن : شاید باور نکنید ولی خیلی ها از بابت زلزله ذوق زده شدند . بسیاری از جوانان این حادثه طبیعی را نوعی بازی پلی استیشن تلقی کردند یا اینکه آنها را یاد شهر بازی می انداخت . در شبکه های مجازی به فاصله چند ثانیه پس از وقوع زلزله پست هایی مثل «خره خیلی حال داد»  یا «انگار خونمون رفت رو ویبره»  یا «عجب جنبون جنبونی شد یه دقه» به چشم می خوردند که حاکی از برخورد فانتزی بعضی از شهروندان با این تهدید جدی بود .یک نفر هم هست که هنوز  می‌گوید «کاش یه بندری دیگه برامون بِزِنِد» که اشاره به لرزش زمین دارد . بی‌خیالی : عده ای از شهروندان اصفهان با بی‌خیالی مطلق با این پدیده مواجه شدند . به نقل از یکی از دوستان، پدرش که همراه با خانواده در حال صرف گوشت و لوبیا بوده اند ، وقتی زلزله می شود به خواست اطرافیان مبنی بر فرار به حیاط بی توجهی می‌کند، با این استدلال که «دِ ولم کونین سری نون خوردن، هر کِسی هم مرد که می بِرنش تختی فولاد خاکش می کونن !»  یا یکی دیگر از دوستان که به هنگام زلزله از خواب پریده بود ، در پاسخ به اصرار مکرر برادرش که امشب را باید در پارک بخوابیم و الا آوار می آید روی سرمان،  با بی حوصلگی کلاه کاسکتی را که روی میز  بوده سرش می گذارد و مجددا می خوابد ! یک نقل قول جالب دیگر نیز از زبان یک کاراکتر بسیار بذله گو است که خانمش از وی می پرسد «وا خاک به سرم ، زلزله اومد؟» و ایشان پاسخ می دهد «زلزله ؟ ابِدا! بچا  طبقه بالا دارن ورجه ورجه می کونن !» مرور گناهان : بعضی از افراد هم هستند که به محض اینکه بلایی نازل می شود شروع به تضرع و توبه می کنند . اینان فکر می کنند به واسطه گناهانشان دچار بلا شده اند و برای نجات از مهلکه فورا گناهانی که قبلا انجام داده اند را به یاد می آورند و با خود عهد می‌کنند اگر جان سالم به در بردند دیگر دست به چنین اعمالی نزنند. به عنوان مثال کسی تعریف می کرد که با شریکش در منزل بود که زمین لرزه شروع شد. شریکش شروع کرد به فریاد زدن  که خدایا رحم کن، دیگه به حق خودم قانع خواهم بود و به مردم اجحاف نخواهم کرد . راوی که ظاهرا اصفهانی اصیلی بوده است ، خطاب به شریکش می گوید : «وخی عامو ، تو اون دفعه م که هواپیما می‌خواست بیفتد عهد کردی دیگه تو پاچه آدما نکونی، وخی یه کاغذا قلم بیار تا مکتوب کونم پاشا مهرا امضا کون اِگه راس می گوی !» فرار : روز های بمباران در جنگ تحمیلی را به خاطر دارم که مردم از اصفهان به شهرستان های امن تر می‌رفتند تا آب ها از آسیاب بیفتد و در امان باشند . در زلزله سال های گذشته نیز، آنهایی که خیلی جان ترس بودند، چند روزی را از اصفهان به شهر های اطراف نقل مکان کردند . این حرکت ، حداکثر عاقبت‌اندیشی در برابر وقوع بلایای طبیعی به حساب می  آید که در حالت بدبینانه اش چون این دسته افراد  دیگران را جا می‌گذارند و می روند ، تداعی کنده شعار  «ما که رفتیم آسیا ...»است. امیدواریم شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم و این شهر زیبا و دیدنی در امنیت کامل برقرار بماند .

url : http://www.isfahanziba.ir/node/93632

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی