ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

راوی رنج‌های زنان سرزمینم هستم

تاریخ درج : دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸
شماره روزنامه: 
صمد طاهری در شهر کتاب اصفهان از «زخم شیر»اش گفت

الهام شهیدان / خبرنگار

صمد طاهری، نویسنده خونگرم «زخم شیر» برگزیده جایزه ادبی جلال که پس از داوری جایزه ادبی بوشهر برای این نشست به اصفهان آمده بود،نویسنده ای از نسل غول های ادبیات ایران است؛ نویسندگانی که برای نوشتن وقت می‌گذاشتند و نوشتن برایشان مثل نفس کشیدن جدی بود. نشست ادبی نقد و بررسی «زخم شیر» نوشته صمد طاهری،با حضور این نویسنده و همچنین علی خدایی و سیاوش گلشیری در شهر کتاب اصفهان برگزار شد.طاهری متولد ۱۳۳۶ در آبادان و دانش‌آموخته دانشکده هنرهای دراماتیک تهران است. او در آبادان داستان‌هایش را در مطبوعات و مجلات منتشر می‌کرد. طاهری در شعر نیز دستی دارد. مجموعه‌شعر «قلب‌های کوچک شهر بزرگ» و مجموعه داستان‌های «سنگ و سپر» و «شکار شبانه» از دیگر آثار این نویسنده هستند. صمد طاهری با مجموعه‌داستان «زخم شیر» موفق به دریافت جوایز  ادبی احمد محمود و جلال آل‌احمد شده است. در ابتدای این جلسه، علی خدایی در سخنانی گفت: صمد طاهری یکی از موفق‌ترین نویسندگان معاصر ما  است که در به کاربردن کلماتی که فضا ایجاد می‌کنند، موفق عمل می‌کند. امیدوارم اگر هنوز داستان‌های او را نخوانده‌اید، بخوانید و آرزو کنید که گاهی اتفاقات ناخوشایند در آخر داستان‌ها نیفتد. این واقع‌بین بودن نویسنده را می‌رساند که مخاطب دلش می‌خواهد پایان داستان اتفاقات بد نیفتد. حتما «زخم شیر»، به‌خصوص «مهمانی»، «خروس» و «کبوتر» را دو بار و سه بار بخوانید تا ببینید صمد طاهری با کلمات چه می‌کند!پس از آن سیاوش گلشیری تکه‌ای از یکی از داستان‌های صمد طاهری را خواند و گفت: صمد طاهری دقت‌نظر  زیادی در جزئیات دارد که در داستان‌هایش هم مشخص است. اصلا از ویژگی‌های داستان مکتب جنوب پرداختن به جزئیات است. ما پرداختن به طبیعت و جزئیات و کشمکش انسان و طبیعت را به‌نوعی در آثار داستان‌نویسان جنوب می‌بینیم. در واقـع نـویــســنـدگـان نــسـل سـوم تجربه‌های متفاوتی داشتند و متفاوت می‌نوشتند.در ادامه این نشست، صمد طاهری  در سخنانی با اشاره به اینکه تجربه زیسته در نوشتن برای نویسنده خیلی مهم است، گفت: بیش از هر چیزی اعتقاد من این است که دقت کردن باعث می‌شود ما فضا را درست ببینیم و بسازیم و بنویسیم. نویسنده بدون دقت نمی‌تواند فضا را بسازد. تا فضا برای خودمان ساخته نشود، برای خواننده هم قطعا ساخته نمی‌شود. دقت به محیط و اطراف و اشیا و شناخت آنها باعث می‌شود بهتر بنویسیم.

 

نسل چهارم داستان‌نویسان ما خیلی خوب می‌نویسند
طاهری درباره رشد داستان نویسی در ایران و نسل چهارم نویسندگان گفت: من اخیرا در جایزه داستان بوشهر داور بودم و آنچه در آنجا متوجه شدم، این بود که داستان کوتاه رشد بسیار خوبی در بین جوانان داشته است. هر داستانی را که در مراحل نهایی خط می‌زدم، با حسرت خط می‌زدم. نسل چهارم ما خیلی خوب می‌نویسند و حتی فکر می‌کنم نسل قبلی را پشت سر گذاشته‌اند. فکر کنم نویسندگان نسل من در خواب هم نمی‌دیدند که کسی از نسل بعدی ما و جوان‌ها کاری مثل «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» را بنویسد. فکر می‌کنم ترجمه‌ها و کتاب‌هایی که درباره نوشتن است، اینها همه به کمک این نویسندگان آمده است.این نویسنده سپس در پاسخ به پرسش یکی از مخاطبان که به فضای تلخ «زخم شیر» برای زن‌ها اشاره می‌کرد، گفت: من تنها خواستم روایتگر رنجی باشم که بر زنان سرزمینم وارد شده و می‌شود و درواقع فقط روایتگری بودم که از مظلومیت زن در «زخم شیر» صحبت کردم که از فضای مردسالار برمی‌آید.او درباره آشنایی خود با هوشنگ گلشیری نیز گفت: در سال 57 در دانشکده هنرهای دراماتیک تهران از طریق دوستانی مثل محمدعلی طالبی با ناصر زراعتی که در کانون پرورش فکری کار می‌کرد، آشنا و دوست شدم. کارهای من را آن اوایل او می‌خواند. یک بار درباره یک روستای اطراف کرمانشاه که ندیده بودم، نوشتم. لابه‌لای حرف‌هایش گفت از روی داستان خیال کردم کرد هستی؛ چون جزئی‌نویسی کرده‌ای. سال بعد (58) نخستین داستانم توسط آقای زراعتی منتشر شد و از طریق او با هوشنگ گلشیری آشنا شدم. هشت داستان را گلشیری همان‌جا از جلسات داستان‌خوانی ما هشت نفری که در جلسات بودیم، منتشر کرد تا نهایت سال 68 «نشر ماریه» کتاب «سنگ و سپر» را از من چاپ کرد. بعد «شکار شبانه» از من منتشر شد تا رسیدم به «زخم شیر» که در نیماژ چاپ شد و اکنون به چاپ چندم رسیده است. او در ادامه در پاسخ سیاوش گلشیری که گفت: «تحلیل من این است که گویا مکتب جنوب فقط قبل از انقلاب را خواسته به تصویر بکشد و البته تا جنگ هم می‌آید، ولی دیگر، آن‌طرف‌تر نمی‌رود. چرا نویسندگان مکتب جنوب از پیش از انقلاب جلوتر نمی‌روند؟»، گفت: من به مکتب اعتقاد چندانی ندارم. هر نویسنده از بوم خودش می‌نویسد. طاهری در توضیح بیشتر پاسخ خود به این پرسش افزود: در واقع حتما هر نویسنده‌ای از مکانی که شناخت بیشتری دارد، بیشتر می‌نویسد؛ مگر اینکه خلاقیت داشته باشد و جای ندیده را بنویسد؛ دولت‌ آبادی از خراسان و کیوان خانجانی از رشت می‌نویسد و هر یک مشخصه‌هایی در داستان‌هایشان دارند. ما که جنوبی هستیم، از نخلستان‌ها و دریا و شرجی بودن می‌نویسیم که فضای جذابی در داستان‌ها ایجاد می‌کند. احمد محمود  یا بخشی از نویسندگان جنوبی مثل من، دوسوم زندگی‌مان قبل از انقلاب بوده  و طبیعی است که ترجیح ما این است که درباره چیزی بنویسیم که دیده‌ایم.

 

 

دوسال درگیر نوشتن «برگ هیچ درختی» بودم
او درباره رمان «برگ هیچ درختی» که آن نیز در نشر نیماژ منتشر شده است، گفت: دو سال درگیر نوشتن این رمان بودم. یک بار راوی عمو عباس بود. بعد دیدم او نمی‌تواند معصومیت و بی‌طرفی آدم‌ها را روایت کند. باز زاویه دید را به یک زن تغییر دادم. بعد دیدم او در خیلی صحنه‌ها حضور ندارد. بعد به سیامک رسیدم. در فصل آخر وقتی همه آدم‌ها می‌روند، ناخدا می‌گوید تو هم‌سفر ما نیستی. همان صحنه مرگ ذهنی این آدم یا عمو عباس است. صمد طاهری در پایان سخنان خود در این نشست ادبی، درباره پایان باز در برخی داستان‌هایش گفت: پایان باز و بسته برای من بستگی به این دارد که زمانی که داستانی را می‌نویسم، کدام برایم ترجیح دارد. در داستان «خروس» برای نمونه یک پایان بسته را می‌خوانید و کار با پایان داستان تمام می‌شود. در زمان نوشتن خود داستان نویسنده به این تفکر می‌رسد که پایان داستان باز باشد، بهتر است یا بسته و همه چیز به خود نویسنده بستگی دارد. در آخر مهم این است که آن شخصیت‌ها و داستان در ذهن مخاطب بماند.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/97321

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی