ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

رضا امیرخانی یک حرفه ای واقعی

تاریخ درج : شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶
شماره روزنامه: 

استقبال مردم از آخرین اثر رضا امیرخانی «ر ه ش» با واکنش متقابل رسانه ها رو به رو شد. امیرخانی در رمان «ر ه ش» که برعکس شده شهر هم می‌تواند باشد، موضوع توسعه‌ شهری را دستمایه قرار داده و تاثیرات آن را بر عرصه‌های زندگی انسان معاصر در قالب داستان زوجی معمار در تهران امروز به تصویر می‌کشد. او پیش از این درباره این کتاب گفته بود:« به نظرم در دنیا شهرهای بزرگ الگوهای توسعه متفاوتی دارند. از توسعه شهرهای بزرگ معمولا به عنوان عبرت بزرگ یا عبرت منفی یاد می‌کنند. مثلا در آمریکا شهری مانند لس‌آنجلس توسعه بزرگی داشته اما همه آن را شهر از دست رفته معرفی می‌کنند. همه شهردارهای آمریکا هم می‌دانند که نباید شهرشان مانند لس آنجلس شود. در ایران مسئله برعکس است. شهری مثل تهران تا این اندازه که می‌بینیم بزرگ می‌شود، آلودگی هوا پیدا می‌کند و از طرف دیگر همه شهرهای دیگر کشور هم سعی دارند مثل تهران شوند. من برای تهران راه‌حلی ندارم اما می‌توانم فکر کنم که مشهد و شیراز و اصفهان نباید مثل تهران می‌شدند که شدند و می‌دانم که شهری مثل کاشان نباید قطعا تهران شود و در حال شدن است.»  علی چنگیزی ، نویسنده و منتقد در یادداشتی به  این اثر پرداخته است. 

 

 

در یادداشت چنگیزی می خوانیم:
 نه صف گرفتن ارزاق است، نه صف خرید بلیت فلان فیلم جشنواره فیلم فجر،صف خرید آخرین کتاب رضا امیرخانی است. مردم کتاب را دوست دارند، جمله درستی است، اما پس از آن باید گفت کتاب‌های بنجل ما را دوست ندارند و البته خود ماها را. چه جذابیتی داریم؟ ما شبه روشن فکران همیشه در سطح، حراف‌های سطحی، استادها و... اما امیرخانی جذاب است.چرا رضا امیرخانی جذاب است؟ نگویید نویسنده دولتی است که روراست خنده‌دار است، با این دسته‌بندی‌های سطحی عوامانه.همه نویسنده‌ها دلشان می‌خواهد نصف رضا امیرخانی مخاطب داشته باشند. آقا رضا باهوش است، هوش در ادبیات نایاب است، هوش به معنای این نیست که تئوریسین ادبیات است، به معنای این است که محیط و مخاطبش را می‌شناسد، آینده‌ نگر است، جنبه‌های مختلف و متعدد یک پدیده را می‌سنجد، اهل تحقیق است، منصف است، خواننده انصاف را می‌فهمند، روش‌اندیش بی‌غرضی است و در عین حال منتقد هم هست. نوشته‌هایش هیچ شباهتی به بدنه غالب ادببات ندارد که هم تلخ است هم تکرار مکررات.اینکه توی صف نگاه کنیم و بگوییم معلوم است مخاطب رضا امیرخانی کیست، دیگر از آن حرف‌هاست. احتمالا منظورشان این است که مثلا طرف چادری است، یا ریش دارد یا چه؟ نخیر! پی تحلیل دیگری بگرد، اولینش این است: نویسنده خوبی است. جدا از اینکه خودش هم مرد کار درستی است. نویسنده‌ای نیست که برود برای روز رونمایی کتابش تیپ برایش طراحی کنند. یا اگر گمان می‌کنید ممیزی نبود از شما چیزی در می‌آمد هم اشتباه می‌کنید، بی‌کفایتی و کج سلیقگی و ناآگاهی را سال‌هاست به گردن ممیزی انداخته‌اید، الان شکر خدا، محیط مجازی هست، دیدیم چه درآمد. یکبار نگفتیم، آقا، خانم من نوشتن بلد نیستم، من فکر کردن نمی‌دانم، من اهل دانش نیستم، اهل تحقیق... من پی توجیه خویشم، پی توضیح تمام شکست‌هایم در زندگی که محصول عدم تلاش خودم بوده. من با این بی‌استعدادی، از کوتاه ترین دیوارها، دیوار ادبیات جسته‌ام... به راحتی، با کمترین سواد و آگاهی، حرف یا مفت می‌زنم، در مجله و روزنامه و ...من همه آثار رضا امیرخانی را دوست ندارم، اما بیشتر نوشته‌هایش را دوست داشته‌ام. خود رضا امیرخانی را یک بار بیشتر ندیده‌ام. با تجربه به نظر می‌رسید و به نظرم کاریزما داشت، یعنی حس هنرمندانه و شخصیت داشت.تقریبا همه کتاب‌هایش را خوانده‌ام. این یکی را هم می‌خوانم. ممکن است مثل«قیدار»، دوستش نداشته باشم، ممکن است مثل  «من او» از بهترین‌های ادبیات دهه‌های اخیر دسته‌بندی‌اش کنم. هر چه هست، خود آقای امیرخانی، نویسنده جدی و به معنای واقعی کلمه حرفه‌ای است.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/68704

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی