ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

رویاهای گلی

تاریخ درج : پنجشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۸
شماره روزنامه: 

غزل ظاهری

یه تخت پرنسسی سفید که بالای سرش تور داره و یه پتوی صورتی نرم و گرم  و یه اتاق که فقط برای خودمه. اینا رویای هر شبمه وقتی سوز سرد از زیر در به کمرم می‌خوره خودم رو توی اتاقم روی تختم زیر پتوم تصور می‌کنم و با این رویا خودم رو گرم می‌کنم تا خوابم ببره.دیشبم با این خیال به خواب رفتم که یهو یه چیزی مثل زلزله تکونم داد ، از خواب پریدم بدنم از سرما و سفتی زمین بدجور خشک شده بود. چشمامو که باز کردم مامانمو دیدم که هنوز داشت با دستاش محکم تکونم می‌داد و می‌گفت پاشو گلی پاشو دیر شد باید هشت صبح خونه خانم باشیم. خلاصه دست و رو نشسته یه تیکه نون گرفتم دستمو دنــبــــــال مــامــانم راه افتادم،چند ساعــتـی کـــارش طـــول کشید، وقت رفتن خانم مـــــادرم رو صــــدا زد و گـــفـــــــت: شـــــــیـــــریــن مـــی‌دونـــم بـدت میاد چیزی بت بدم امااین پتوهارو بگیر، نوی نوئه   قبلا برای مهمون گرفته بودم ولی خیلی توی کمد جا می‌گیره، منم خیلی وقته مـــهــمـون ندارم که شب بمونه، دیگه لازمشون ندارم. چشمم به پتوها افتاد رنگ یکیشون صورتی بود، از خوشحالی دویدمو پتوهارو از خانم گرفتم و کشون کشون تا دم در بردم. مامانم هیچوقت چیزی از کسی نمی‌گرفت بدش می‌اومد، می‌گفت ما  لباس و وسایل کهنه کسی رو نمی‌خوایم ، اما این‌بار چیزی نگفت، سرش رو انداخت پایین تشکر کرد و پشت سر من راه افتاد (مامانم کارش تمیز کاری خونه‌ها بود ، چند ماهی بود که برای یکی به اسم خانم کار می‌کرد، منم کمکش می‌رفتم داداشمو نگه می‌داشتم تا اون بتونه کار کنه تا در خونه پتوهارو سفت گرفته بودم و داشتم به این فکر می‌کردم که به یکی از رویاهام رسیدم ، یه پتوی صورتی  و گرم و نرم، فقط می‌مونه رویای تخت و یه اتاق برای خودم ...

url : http://www.isfahanziba.ir/node/96778

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی