ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

زنی که با زمانه پیش رفت

تاریخ درج : چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۸
شماره روزنامه: 
گفت‌وگو با تصویربردار «بانو»، پرمخاطب‌ترین مستند دفاع مقدسی این روزها

زینب تاج‌الدین / دبیر سرویس پایداری

مستند 83 دقیقه‌ای «بانو»،‌ روایت زندگی «عصمت احمدیان»، مادر شهیدان «ابراهیم و اسماعیل فرجوانی» به روایتگری «ثریا قاسمی»، بازیگر مطرح کشورمان است. «محمد حبیبی‌منصور» این مستند را کارگردانی و «روح‌الله جوانی» آن را تصویربرداری کرده است. «محمدرضا اکبری» هم تدوینگر آن است. این مستند  ‌در 25 شهریور امسال در تهران با حضور مادر این شهید و ثریا قاسمی‌ اکران و رونمایی شد. مستندبانو که ساخت آن دو سال به طول انجامید تا به امروز  در حدود 15 شهر و استان کشور اکران شده و البته در نوبت اکران شهرهای دیگر هم هست. تهران، قم، اصفهان، مشهد، سنندج، مازندران، ارومیه، تبریز، سبزوار، اردبیل، همدان و کاشان از جمله شهرهایی هستند که این مستند در آن اکران شده است. گفته  شده اکران این مستند در گروه مردمی‌عمار اتفاق می‌افتد که به خاطر سینمایی بودنش، سعی شده در سینماهای خوب کشور اکران شود. آنچه می‌خوانید گپ‌وگـفـتـی اســــت با روح‌الله جـوانـی، تصویربردار این مستند که روز به روز زندگی مادر شهیدان فراجوانی  را دیده و به تصویر کشیده است.

 

 

چه شد که به فکر ساخت مستند بانو و تصویربرداری از زندگی او افتادید؟  

در حال ساخت مستندی در اهواز با موضوع خیران آنجا بودیم که با خانم فرجوانی برخورد کردیم و از افــراد در خــصــوص ایشان و جذابیت‌های زندگی‌‌اش شنیدیم. لذا تحقیقات درباره زندگی او را آغاز کردیم و متوجه شدیم سوژه مناسبی برای ساخت مستند است. این شد که به او پیشنهاد ساخت مستندی در ارتباط با زندگی‌شان را دادیم. خانم فرجوانی موافقت خود را اعلام کردند، ولی هیچ تصوری نداشتند که قرار است چه اتفاقاتی در این راستا بیفتد، در ذهنشان این بود که قرار است مصاحبه‌ای گرفته شود مثل همه مستندهای معمولی و این اتفاق خیلی سریع تمام می‌شود، در صورتی که ما می‌خواستیم همه جا کنار ایشان باشیم تا زندگی واقعی‌شان به تصویر کشیده شود. مسلما برای ایشان سخت بود بخواهد قبول کند در هر اتفاقی که قرار می‌گیرند یک تیم فیلم‌سازی هم همراهشان باشد، ولی ما برای به تصویر کشیدن زندگی واقعی ایشان، به این همراهی طولانی با خانم فرجوانی نیاز داشتیم. در نتیجه رفت و آمدهای زیاد باعث صمیمیت بیشتر و همراهی مستمر ایشان شد، به گونه‌ای که حتی از اتفاقات بیشتر زندگی‌‌اش هم برای ما گفت و این موضوع در مستند ما کاملا حس می‌شود. مستند از لحاظ تولیدی یک مستند طولانی مدت محسوب می‌شد، ما به این نتیجه رسیدیم که از اعضای تیممان کم کنیم تا ایشان با جمع راحت‌تر باشند و در حین تولید مستند داستان‌های جدیدی از زندگی خود برای ما بازگو کنند. کار به گونه‌ای شده بود که ما ایشان را مانند مادربزرگ خود می‌دانستیم و دائما با او در ارتباط بودیم وحالش را جویا می‌شدیم. این امر حتی برای مخاطبان ما در حین دیدن فیلم در سینما نیز احساس می‌شد، به طوری که عنوان کردند ما هنگام پخش مستند، 80 دقیقه در زندگی این بانو می‌چرخیدیم و اتفاقات را به چشم واقعی می‌دیدیم.

 

 

کار از کجا شروع شد و چگونه پیش رفت؟

برای ما خیلی مهم بود که صمیمیت بین تیم مستندسازی و سوژه آنقدر زیاد شود که سوژه، دیگر دوربین را احساس نکند. برای همین بیشتر وقتمان را کنار حاج‌خانم بودیم و حتی زمان استراحتمان هم کنار ایشان می‌گذشت. این اتفاق باعث شده بود که دوربین جزئی از خانواده فرجوانی شود و البته دائما هم در حال ضبط بودیم که این موضوع در خود مستند هم دیده می‌شود. صمیمیت و اعتماد به وجود آمده باعث شد حضور دائم دوربین در زندگی‌شان احساس نشود و سوژه مدام استرس روشن بودن یا خاموش بودن دوربین را نداشته باشند.

 

 

چرا ماجرای زندگی خانم احمدیان را به تصویر کشیدید؟

همان روزهای اول آشنایی متوجه شدیم خانم فرجوانی می‌تواند به عنوان بانوی انقلاب اسلامی ‌معرفی شود. او در هر زمانی بانوی به روز زمان خود بوده است. برای مثال، در زمان جنگ می‌دانسته نباید در خانه‌اش را قفل کند و از شهرش بیرون رود، بلکه پا به پای فرزندانش به جبهه خدمت می‌کند و اکنون که جنگ اقتصادی است در زمینه اقتصادی به کشورش کمک می‌کند.

 

 

تصویربرداری این مستند چه مدت طول کشید؟

اکنون دو سال و نیم از شروع ساخت فیلم می‌گذرد. تصویربرداری به صورت دوره‌ای و در حدود بیست سفر به شهرهای مختلف انجام شد؛ چراکه به عنوان مثال لوکیشن پرورش ماهی در نزدیکی خرمشهر بود، مکان زندگی ایشان در شهر اهواز و مکان پرورش مرغشان در شهر ایلام و خدمات‌رسانی به روستاها و باغداری در شهر دهدز بود. 

 

 

دوست داشتید کدام بخش از زندگی آنها را به تصویر بکشید؟ کدام بخش از تصاویر برایتان جذاب بود؟

زندگی حاج خانم سر تا سر تصویری است؛ هرچه روزهای تولید را بیشتر می‌کردیم، زمان فیلم هم بیشتر می‌شد، البته خروجی اولیه مستند دو ساعت و نیم بود، اما قابلیت چندقسمتی شدن هم دارد. می‌توان گفت در یک روز با لوکیشن‌های مختلفی برای تصویربرداری مواجه می‌شدیم. حتی پس از رونمایی از مستند فعالیت‌های جدیدی را آغاز کردیم؛ مانند برپایی موکب در پیاده‌روی اربعین یا پرورش میگو.  لحظه‎ای که حاج خانم و همسرش در کنار سنگ قبور خود با هم شوخی می‌کنند و گویی دنیا را بازیچه خود قرار داده بودند، برایمان جذاب بود. در واقع آنها با داشتن یک زندگی پر درآمد تعلقی به فضای مالی دنیا ندارند. همین چیزها سبب می‌شد در حین زندگی با آنها تأثیرات بسیاری بگیریم و روحیه صبر و مقاومت را در خود پرورش دهیم.

 

 

سختی‌های موجود بر سر راه ساخت مستند بانو چه بود؟

از سختی‌های ساخت این مستند غیر قابل پیش بینی بودن حاج خانم بود. یعنی روزی برنامه‌ریزی می‌کردیم که می‌توانیم از فلان ماجرای زندگی‌اش تصویربرداری کنیم، اما همان روز کسی تماس می‌گرفت و کمک می‌خواست و حاج خانم رسیدگی به او را در اولویت قرار می‌داد؛ این‌گونه اتفاقات روند تولید را سخت می‌کرد. البته اینکه مشغله او زیاد بود و هر روز با قصه جدیدی مواجه می‌شدیم، اطلاعات بیشتری دراختیار ما قرار می‌داد، اما ناچار بودیم از میان همه ماجراها تنها چندتای آنها را گزینش کنیم و مستند بانو تنها یک پنجاهم داستان زندگی او بود. افزون بر آن، دور بودن شهرهای مرتبط با داستان به همدیگر، یکی دیگر از مشکلات موجود بر سر راه ساخت مستند بود. به عنوان مثال، گاهی مجبور بودیم نصف شب با وانت حاج خانم مسیر طولانی و سختی را طی کنیم و به شهری دیگر برویم.

 

 

از تلخی‌ها و شیرینی‌های ساخت مستند بگویید.

همه دوران ساخت مستند شیرین بود؛ در کنار او درس می‌گرفتیم و مطالب شیرین و جذاب او را می‌شنیدیم. از سفر تولید که برمی‌گشتیم، برای سفر بعدی تولید لحظه شماری می‌کردیم. لحظاتی که در گلزار شهدا به بچه‌هایش می‌رسید، شیرین‌ترین لحظات بود؛ به گونه‌ای با فرزندانش سخن می‌گفت، گویی آنها را در کنار خود احساس می‌کرد. اما زمانی که حاج خانم متوجه شد نتوانسته رضایت خانواده‌ای را برای گذشت از یک قتل عمد جلب کند و به شخصی که قرار بود اعدام شود کمک کند، تنها بخش تلخ ماجرا بود. اما اکـنـون با اکران‌های سینمایی در هـمـه شهرهای ایران و بازخورد بــسیار خوب مخاطبان، انرژی بسیاری را به گروه تولید داده است.

 

 

و حرف پایانی شما...

در فضای مستندسازی بهترین اتفاقاتی که برایمان می‌افتد، آشنا شدن و زندگی کردن با چنین سوژه‌هایی است که البته در ابتدا تاثیر مستقیمی‌ روی خود گروه ما دارد  و این امر برای من به تنهایی بسیار جذاب و قابل تامل است و خدارا شاکرم که استعدادی دارم و در فضایی کار می‌کنم که با چنین آدم‌هایی مواجه می‌شوم و از آنها درس می‌گیرم.  در ساخت این مستند که تقریبا دوسال با حاج خانم همراه بودیم، با تنوع بسیار زیاد لوکیشن‌های فیلم‌برداری و داستان‌های زیادی از زندگی ایشان و چالش‌های متفاوت روبه‌رو شدیم.  همین موضوع باعث شده بود که ما دائما علقـه‌مان به ایشان بیشتر شود و تــاثــیـر‌پــذیـری بیشتری داشته  باشیم. جالب است که همه مخاطبان نیز بعد از دیدن این فیلم این موضوع را عنوان می‌کردند که ما حین تماشای مستند انگار جزئی از خانواده آنها شده بودیم.  

 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/103271

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی