ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

شانزدهمین چاپ رمان هوشنگ گلشیری منتشر شد

تاریخ درج : دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۸
شازده شگفت‌انگیز گلشیری

شانزدهمین چاپ رمان «شازده احتجاب» اثر هوشنگ گلشیری توسط نشر نیلوفر در دسترس مخاطبان قرار گرفت و با شمارگان چهار هزار و ۴۰۰ نسخه، ۱۲۰ صفحه و بهای ۱۸ هزار تومان منتشر شد. پانزدهمین چاپ این کتاب در سال گذشته (۱۳۹۷) به بهای ۱۲ هزار و پانصد تومان منتشر شده بود.این کتاب که برای نخستین بار در سال ۱۳۴۸ منتشر شده، چهاردهمین چاپش را در سال ۱۳۸۴ تجربه کرد و پس از آن تا سال ۹۷ دیگر تجدید چاپ نشده بود.«شازده احتجاب» یکی از مشهورترین رمان‌ها در ادبیات فارسی است که به روایت فروپاشی نظام شاهی و خانی در   ایران می‌پردازد. شخصیت اول رمان که «شازده احتجاب» نامیده می‌شود، در اوهام و گذشته، به روایت قسمتی از استبداد و بیداد خود و خانواده‌اش می‌پردازد. این اثر به زبان‌های انگلیسی و فرانسه نیز ترجمه شده و فیلمی نیز با اقتباس از آن در سال ۵۳ اکران شده است.علیرضا اکبری درمجله ادبی واگرد درباره شازده احتجاب می نویسد: سال ۱۳۴۷ است. هوشنگ گلشیری که به‌تازگی مجموعه‌داستان مثل همیشه را منتشر کرده، در نشست‌های هفتگی جُنگ اصفهان ده‌صفحه ده‌صفحه رمان نیمه‌تمام شازده احتجاب را برای اصحاب جُنگ می‌خواند و نوشته را  اصلاح می‌کند. کمی پیش‌تر او داستان چهار پنج صفحه‌ای شازده احتجاب را خصوصی برای ابوالحسن نجفی خوانده و نجفی داستان را نه یک داستان کامل که طرحی برای داستانی بلندتر تلقی می‌کند و به گلشیری توصیه می‌کند داستان را بسط دهد. آنچه گلشیری دارد در جلسات جُنگ می‌خواند در واقع همان طرح بسط‌یافته است. گلشیری خود درباره آن طرح اولیه می‌گوید: «تحریر اول شازده احتجاب چند صفحه بیشتر نبود. آدمی که نشسته بود و سرفه می‌کرد و خاطراتی یادش می‌آمد و دست آخر آن شب باید می‌مرد. این [میان] باید پُر می‌شد.» به واقع طرح کلی شازده احتجاب چیزی جز همین چند جمله هم نیست. کمی بعد در اواخر سال ۱۳۴۷ نوشتن رمان به پایان می‌رسد و از طریق ابوالحسن نجفی رمان را برای انتشارات زمان در تهران می‌فرستند تا منتشر شود. رمان به دست یکی از شرکای زمان می‌رسد و او در حین خواندن رمان خوابش می‌برد. رمان را به رضا سیدحسینی می‌دهد و به او می‌گوید من که خوابم برد تو رمان را بخوان ببین نظرت چیست.گلشیری تازه از سفر شمال برگشته و جایی مهمان ابوالحسن نجفی است که تلفن زنگ می‌زند و رضا سیدحسینی که از خواندن رمان سر شوق آمده از آن سوی خط نام و نشان نویسنده را از ابوالحسن نجفی جویا می‌شود. در اواسط صحبت ابوالحسن نجفی جلوی گوشی را می‌گیرد و آرام به گلشیری از قول رضا سیدحسینی نقل می‌کند که «می‌گوید شاهکار است.» خواندن شازده احتجاب برای آنها که مجموعه‌داستان مثل همیشه را خوانده بودند با شگفتی همراه است. انگار گلشیری در شازده احتجاب تازه دارد جنم نویسندگی‌اش را رو می‌کند.گلشیری خود درباره آن روز و این شگفتی می‌گوید: «وقتی به سیدحسینی گفته بودند شوکه شده بود که این دیوانه‌ای که مثلا فرض کنیم "دخمه‌ای برای سمور آبی" را نوشته، چطور چنین چیزی نوشته و شاهکار است و از این حرف‌ها.» چند ماه بعد نخستین رمان (داستان بلندِ) گلشیری منتشر می‌شود،  اما تا چند ماه خبری از واکنش جامعه ادبی به رمان نیست. گلشیری درباره این دوره سکوت می‌گوید: «هیچ عکس‌العملی نشان داده نشد. نگران بودیم که دیگران چه می‌گویند. گاهی اوقات از تهران خبر می‌آمد که مثلا فلان کس خوانده، تعریف کرده. دو ماه دیگر می‌گذشت، یک نفر دیگر خبر می‌آورد که فلان کس خوانده، تعریف کرده. من گمانم شش هفت ماه طول کشید و ما هیچ عکس‌العملی ندیدیم جر اینکه چهار پنج نفر خوانده بودند. من هم دیگر خسته شدم، رها کردم که نظر دیگران چیست.»این سکوت مرگبار دیگر دارد حسابی روی دوش نویسنده سنگین می‌شود تا اینکه ناگهان در اردیبهشت ۱۳۴۸ قاسم هاشمی‌نژاد در فردوسی مطلب مفصلی راجع به رمان می‌نویسد و سکوت را می‌شکند.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/98559

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی