ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

شکوفه های بهار نارنج

تاریخ درج : سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷
شماره روزنامه: 

هر چقدر هم که بنویسم یک نکته از هزاران نیست. این کلیاتش که چاپ هرمس است با جلد آبی و حالا پاره شده، بخشی از تاریخ من شده. جای اشک‌های گاه و بیگاهم، رد انگشت چرب، نشانه‌هایی که بر سر غزل‌ها یا ابیات گذاشته‌ام، صفحاتی که تا خورده‌اند، خلاصه کتاب را نابود کرده‌ام، ولی ارزشش هزار بار بیشتر از کتاب‌های دست ناخورده توی کتابخانه ست. جسمیت و موجودیت کتاب برایم پیوند خورده به وجود خود شاعر. مخاطبم است وقتی شعرها را برای خودش می‌خوانم. وقتی با کلمات نمک روی زخمم می‌پاشد و من بد و بیراه می‌گویم یا وقتی از فرط زیبایی و اعجاز بیت یا مصرعی، مبهوت می‌شوم و تحسین و غبطه و تحیر به جانم چنگ می‌زند. کودکانه گاهی فکر می‌کنم، یعنی می‌داند که چقدر دوستش دارم؟ رابطه‌ام تا به این حد با او شخصی شده و من جلوی آن را نمی‌گیرم. وقتی می‌گویند اصلا سفر نکرد و هر چه نوشت از تخیلش بود، سرم از فرط دلربایی‌اش گیج می‌رود و با آن پرسش رندانه دیوانه‌کننده‌اش گریبانش را می‌گیرم: روا بُوَد که چنین بی‌حساب دل ببری؟ روزش هر روز است و هویت و فخر ماست، شاکر و شادمان که کلماتش را بی‌واسطه می‌فهمیم و جانی به جان عاشقی و هجر و زندگی‌مان می‌دهد. سایه‌اش بر سر ما و زبان پارسی مستدام است و گلستان کلماتش باغ همیشه بهاری که همواره غرق شکوفه‌های بهار نارنج هست و می‌ماند و خواهد بود.کشتگانش، بسیارند. تمام آن حالات و تصاویر و شرح وضعیتی که در غزل‌هایش سروده، حکایت آدم‌هایی است که خودش را دوست داشته‌اند. برای همین هر وقت غزلیاتش را با آن صوت داوودی شجریان گوش می‌کنم لاجرم همین بیت در ذهنم خطاب به خودش چرخ می‌خورد: سعدی تو کیستی که در این حلقه کمند/ چندان فتاده‌اند که ما صید لاغریم...

url : http://www.isfahanziba.ir/node/85167

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی