ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

شماره های پیشین

عرفان در گستره غرب تا شرق

تاریخ درج : سه شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۶
شماره روزنامه: 

همان طور که پیش تر نیز اعلام شد سرای هنر و اندیشه اصفهان (سها) اقدام به برگزاری کلاس ها و دوره های مختلفی کرده است. سها در ابتدا تمرکز فعالیت های خود را بر روی مباحث فلسفی گذاشت؛ اما اندک اندک پا از آن فراتر نهاد و به سایر مباحث از جمله جامعه شناسی و اقتصاد نیز پرداخت. «آشنایی با تاریخ عرفان ملل» با ارائه امین راد از جمله این برنامه هاست که این باربه معرفی عرفان در ملل گوناگون می پردازد. متن زیر قسمتی از گفته های آقای راد در اولین جلسه از این سلسه جلسات است.تاریخ عرفان ملل بازه ای گسترده از مغرب زمین تا شرق را در بر می‌گیرد. وقتی عرفان های ملل مختلف را بررسی کنیم، می‌بینیم که همه به دنبال وحدت بوده اند. به عبارت دیگر عرفان‌ها نداریم بلکه یک عرفان هست که به شکل های مختلف ظاهر شده است.

 

 

     دو کلید واژه‌ عرفان؛ شهود و عقل!
از مقدمات بحث عرفان، اصلاح شناسی عرفانی است. شهود و عقل دو واژه ای است که رابطه ای تنگاتنگ با عرفان دارند.وقتی عــارف از شهود حرف می‌زنـــد، صحبــت از جایگاهی می‌کند که هستی را به گونه ای می‌بیند که هیچ کس نمی‌بیند. هیچ فیلسوفی و هیچ انسان دیگری از آن زاویه نگاه نمی‌کند به هستی. نگاه شهودی، بی واسطه دیدن است. عارف قلب را جایگاه شهود می‌داند و وسیله اصلی وصول به حقیقت و حقیقت در قلب او منعکس می‌شود.با اتفاقی که در ادبیات افتاد، معنای عقل تغییر کرد و مقامش کاسته شد. اهل طریقت و حقیقت عقل را مذموم کردند به نوعی. گویی که عقل از ورای جزئیات و مفاهیم است که هستی را می بیند. اما شریعت بیشتر اعتبار به عقل داده است. در حدیث پیامبر هست که اول ما خلق الله العقل و انا العقل. عقل از اسماء حضرت رسول است. عقل کلمه‌ مقدسی است و شناختش مقام بالایی می‌خواند.

 

 

     نسبت عقل کلی و عقل جزئی
در غرب، عصر روشنگری قرن هجدهم را دوره‌ شکوفایی عقل می‌دانند که توانست دوره‌ کهن را در پرتو علم تجربی نقد کند و اتفاق اصلی در نجوم افتاد. وقتی خورشید مرکز قرار گرفت همه چیز فرو ریخت و اینکه زمین دور خودش می‌گردد. فــــلـــــک الافلاک فــرو ریخت. حرکت از بیرون اعمال نمی‌شود، بلکه خود زمین می‌چرخد.این خود شــد سوژه. عقل تغییر کرد و عرفان احساسات و احوال شد. از حالی به حال دیگر منتقل شدن.با ظهور متفکران غرب، شکل دیگر عقل فهمیده شد. دو نوع عقل داریم. عقل کلی و عقل جزئی. عقل جزئی به دنبال دلیل است. محسوسات، مفاهیم و تصورات را بررسی می‌کند.عقل کلی به وحدت می‌اندیشد. نه تنها به دنبال وحدتی بالاتر از کثرات است که در کثرت‌ها هم وحدت می‌بیند. عقل کلی به وجود می اندیشد. به دنبال ثبات و امر ثابت می‌گردد. وحدتی که به همه چیز شمول دارد. همه‌ کثرات را دارد و اضافه تر از آن هم دارد.عقل جزئی میل به کثرت دارد. وقتی در کثرت هستیم به کمکمان می آید. موجود اندیش است. به دنبال شدن و صیرورت و شوند است.مسلمان‌ها امت وسط اند و حد وسط را لحاظ کردند و به این طریق صیانت نفس کردند. کثرت کامل به پریشانی می‌کشد و با عقل کلی محض هم نمی‌توان زندگی کرد. چون بدن داریم و در کثرات زندگی می‌کنیم.

 

 

     کانت نقاد بزرگ عقل جزئی
نقد خرد ناب کانت به خوبی عقل جزئی را به ما شناسانده است. کانت می‌گوید عقل باید از محسوسات تغذیه شود. از کانال زمان و مکان گذشته باشد. مقولات فاهمه یعنی وجود، علت، معلول، امکان و این نوع مفاهیم به آن تعلق بگیرد. مقولاتی که نزد عقل بوده و وقتی می‌خواهد به چیزی وحدت بدهد باید یکی از این مقولات، به آن تعلق بگیرد. عقل به وسیله‌ سه مفهوم خدا، انسان و جهان استدلال‌هایش را سامان می‌دهد.

 

 

     عارف در عرف عرفان
عرفایی هستند که با عقل کلی زندگی می‌کنند و به عقل جزئی میدان نمی‌دهند. بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی از این دسته اند.گروه دیگر از عقل جزئی استفاده می‌کنند؛ اما عقل کلی بر آ‌ها حاکم است. مانند شیخ اشراق و ابن عربی.دسته سوم  عقل کلی برشان حاکم است؛ اما با عقل جزئی سر و کار دارند؛ مانند ابن سینا و خواجه نصیر.گروه بعدی هم فقط با عقل جزئی کار می‌کنند؛ مانند دانشمندان و فلاسفه‌ معاصر.در عرفان، سنت هندی و ایرانی بیشتر گروه اول و تا حدی دوم مد نظر هستند.چینی‌ها شخصیت کتومی دارند و به زحمت مکتوباتی از آنها می‌توان پیدا کرد.در غرب هم عرفایی مانند اکهارت بوده اند.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/60471

دیدگاه جدیدی بگذارید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی