ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

شماره های پیشین

فلسفه به صورت پیشاعلمی و پساعلمی به علم کمک می کند

تاریخ درج : سه شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۶
شماره روزنامه: 
مصاحبه با دکتر حامد صفایی پور

صدیقه کهیانی

دکتر حامد صفایی پور، دانش آموخته دکترای فلسفه علم دانشگاه تربیت مدرس است. وی هم اکنون استاد دانشگاه اصفهان و دانشگاه صنعتی اصفهان است. حامد صفایی پور در زمینه تفکر انتقادی فعالیت های گوناگونی در شهر داشته است و در زمینه دوره های آموزشی متعددی را برگزار کرده است. متن زیر حاصل گفت و گو با وی در مورد نسبت فلسفه و علم است.

 آیا علم چیدمان فلسفه را مشخص می‌کند؟
به نظر من، فلسفه در ذات‌خود ( درباره علم) گشودگی دارد. در واقع اگر فلسفه ای چشم خود را بر سرشت، روش و فراورده‌های علم ببندد، فلسفه نیست؛ بلکه سنت است. برای نمونه، افکار جدیدی که ما در فلسفه علم می‌خوانیم همگی ناشی از چشمان بازی است که برخی فیلسوفان و ریاضی‌دانان به فیزیک نوین، فیزیک نسبیتی و مکانیک کوانتومی داشتند.  افرادی همچون وایتهد، راسل، ویتگنشتاین، کارنپ، پلانک، انیشتین و بسیاری دیگر، فلسفه ای در تناظر با فراورده‌های علمی زمان خود را اندیشیده اند. اگر فلسفه ای بگوید من باعلم کاری ندارم، از نظر من یکی از ورودی‌های کلیدی خود را بسته است و حداقل ضرری که از این امر فلسفه متحمل می‌شود، این است که «نوزایی» خود را از دست می‌دهد. در واقع گزاره‌هایش را به محک تجربه و شناخت جدید طبیعت نمی برد.

 

 

آیا می توان گفت اگر یک فیلسوف، علم نداند،  فیلسوف نیست؟
بهتر است بگوییم آیا کسی که از علم و تحولات آن بی‌اطلاع است می‌تواند در جهان خود با گفت‌وگو با دانشمندان به «تعبیر و تفسیر جهان»، و اگر مایل است، «تغییر جهان» بپردازد؟ نظر من این است که در فلسفه تعهدی است دائمی که میدان‌دار    این گفت‌وگو باشد و از این جهت لازم است نسبت به علم و آنچه در آن است، گشودگی وجود داشته باشد.

 

 

 رویکرد های فلسفی به علم چیست؟ روش فلسفه پیشینی (پیشین از فلسفه) و روش علم پسینی (پسین از تجربه) است. حال این دو چگونه می توانند بر یکدیگر اثر بگذارند؟
اجازه دهید به دور از عبارت کلی و به صورت جزئی تر این پرسش را بررسی کنیم. برای نمونه بپرسیم: روانشناسی فلسفی که پیشینی است، چه کمکی به روانشناسی تجربی که پسینی است،  می‌کند؟ فارغ از چالش‌های فلسفی که درباره اصل این تقسیم‌بندی مطرح است، به نظر من فلسفه به دو شکل می‌تواند بر علم اثر بگذارد: نخست به صورت پیشا علمی و دوم به صورت پساعلمی. روش تحقیق فلسفی کمک می‌کند که پهنای عقلانی ما برای طرح و تقسیم مفاهیم خیلی گسترده‌تر شود و برای ما خلاقیت وسیعی در فهم جهان فراهم شود. در واقع فلسفه به زبان ساده، مانورهای عقلانی هوشیارانه‌تر  وفعال‌تری را با علم تسهیل می‌کند. در واقع پیش از اینکه علم مصداق پیدا کند فلسفه می‌تواند امکان‌ها، حدود و ثغور، تبعات، ساختارها و نتایج منطقی آن را به صورت پیشینی بررسی کند (این حداقل کمکی است که روش تحقیق فلسفی به علم می‌کند). اما رویکرد دوم پساعلمی است. هر علمی زمانی که بحث، گفت‌وگو وآزمایش‌های آن انجام می‌شود، از نتایج و فرآورده‌های خود یک سری تبعات و پیامدهای فلسفی نتیجه می‌گیرد. در فیزیک کوانتوم یک فیزیکدان کوانتومی ادعا می‌کند که از آنجا که در مکانیک کوانتوم با پدیده های پیش‌بینی‌ناپذیر  رو به رو هستیم، علیت نقض شده است. در اینجا فلسفه به کمک می آید تا ببیند آنچه در فیزیک کوانتوم رخ داده آیا واقعا نقض علیت است؟

 

 

 آیا خود روانشناس یا فیزیکدان نمی‌تواند این کار را انجام دهد؟
می تواند؛ اما زمانی که این کار را می کند با شأن فلسفی‌اش این کار را انجام می دهد نه با شأن فیزیکی یا روانشناسانه. فلسفه علم به طور خاص در چنین بستری متولد شد یعنی مسائلی پیش آمد که فیزیکدانان را به فیلسوفان تبدیل کرد.  از دید من فلسفه، هم به صورت پیشا علمی و هم به صورت پسا علمی به علم کمک می کند تا اتقان یابد، ساختار پیدا کند و نتایجش دقیق و البته متواضعانه باشد.

 

 

 به نظر شما، زبان علم چگونه بر زبان فلسفه تاثیر می گذارد؟
پاسخ به این سوال به چند مقدمه نیاز دارد. در یک تقسیم‌بندی بسیار کلی معتقدند تاریخ اندیشه بشر چهار پارادایم یا دوره بسیار بزرگ را پشت سر گذاشته است و امروزه در دوره چهارم است. نخست، پارادایم هستی است که درآن مسئله انسان در آن پارادایم، پرسش از هستی است. در این پارادایم انسان خود را در مواجهه با  هستی می بیند و درباره آن پرسش می‌کند. پرسش‌های این پارادایم برای نمونه این است: آیا هستی، هستی اش از خودش است یا از غیر خودش است؟ هستی، حادث است یا قدیم؟ هستی هستی از چیست و از این قبیل پرسش‌ها که امروزه پرسش‌های متافیزیکی نامیده می‌شوند. دومین پارادایم پارادایم معرفت است. در آن پرسش از هستی به پرسش از  معرفت تبدیل می‌شود. پرسش «چه می‌توانم بدانم؟» کلیدی‌ترین پرسش این پارادایم است. جریان معرفت‌شناسی به صورت جدی با این پرسش  پا به میدان می‌گذارد که با انقلاب کپرنیکی کانت شناخته می‌شود. علی الادعا، پرسش های پارادایم قبل در این پارادایم یا منحل می شوند یا تغییرات بنیادین پیدا می‌کنند. پارادایم سوم،  پارادایم زبان است. اگر پرسش کلیدی پارادایم معرفت «حدود فاهمه» است پرسش این پارادایم «حدود ناطقه» است. ایده پالایش زبانی در ویتگنشتاین و پس از آن پوزیتویست‌های منطقی، برای نمونه کارنپ، به صورت رادیکال مطرح می‌شود. بالاخره پارادایم چهارم، پارادایم فرهنگ است که در آن عقلانیت یک عقلانیت نسبی‌گرا و درون گفتمانی است که مضمون آن به کارهای برخی از فیلسوفان شناخته شده از جمله هوسرل وابسته است. در این پارادایم عقلانیت یک موجود فرهنگی است. پرسش‌ها و پاسخ‌ها از دل هر فرهنگی بیرون می‌آیند و نمی‌توان گرانیگاه ثابتی برای آنها در نظر گرفت. حال تاثیر زبان علم بر زبان فلسفه، آن چیزی که شنیده شده است، مربوط به پارادایم سوم است؛ یعنی دوره ای که زبان به پرسش فلاسفه تبدیل شده است. این بحث که امکانات زبان علم چیست؟ زبان فلسفه چیست؟ چه نحو صحبت کردنی در این حوزه‌ها معنا دار است؟ فیلسوفان علم نسبت به پیشینیان بیشتر بر مسئله زبان حساس شدند تا جایی که فلسفه را یک فعالیت زبانی نامیدند. در اینجا حمله‌ای از جانب این فیلسوفان به سمت متافیزیک و متافیزین‌های از قبیل هگل و هایدگر صورت گرفت. یک نمونه شاخص آن طعنه‌های کارنپ به عبارت nothing itself nothing هایدگر است که دکتر هشترودی آن را «عدم می‌عدمد/ هیچی در خود می‌هیچد» و دکتر داوری آن را «عدم، عدم را می‌یابد یا عدم خویش را عدم می‌یابد» ترجمه می‌کنند. فارغ از داوری این ایده پوزیتیویست‌ها به نظر من این حمله دو تاثیر مهم داشت. یکی برای حمله کننده دیگر برای حمله شده. تاثیر اول تعدیل ایده‌های پوزیتیویست‌ها بود. پوزیتیویست تقریبا تا اوایل دهه 1960 از ایده‌های رادیکال نخستین خود دست کشیده بود و ایده بی‌معنای متافیزیک کنار گذاشته شده بود و این به معنای رویارویی گشوده‌تر دانشمندان با فلسفه بود. اما تاثیر متافیزیسن‌ها و گروهی که به آنها حمله شده بود این بود که ایده توجه به زبان تحلیلی و ارائه ساختارهای صریح منطقی برای بحث‌های تعیین‌کننده متافیزیکی جدی گرفته شد.  در نتیجه آن، امروزه ما تقریبا یک سنت تحلیلی متافیزیک داریم که درباره همان مسائل قدیمی و سنتی فلسفه با روش تحلیلی صحبت می‌کند.  

url : http://www.isfahanziba.ir/node/62826

دیدگاه جدیدی بگذارید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی