ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

مردان بدون زنان

تاریخ درج : شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۸
نگاهی به فیلم «برادران سیسترز»

حدیث متقی/مترجم

ژاک اودیار، کارگردان فرانسوی، پس از چند سال وقفه، در اولین فیلم انگلیسی‌زبان   و آمریکایی خود، «برادران سیسترز» به سراغ یکی از آمریکایی‌ترین ژانرها، یعنی وسترن می‌رود. این فیلم ،  بهتر است بگوییم   وسترنِ پست مدرن که طعمی‌از ژانر  نوآر را در خود دارد، اقتباسی است از رمان کوتاهی به همین نام نوشته «پاتریک دوویت» که از کاندیداهای جایزه  بوکـــــر   2011 بود. ژاک اودیار با  فیلم‌هایی همچون «استخوان و زنگار»، «ضربانی که قلبم رد کرد»، «لب‌هایم را بخوان»، «دیپان» ــ برنده نخل طلای 2015 و «پیامبر» که در سال 2009 جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی بفتا را از آن خود کرد، در دنیای فیلم به خصوص در جشنواره‌ها چهره‌ای شناخته شده است. نوع نگاه اودیار در داستان‌پردازی و کارگردانی همیشه مورد توجه بوده است و فیلم‌هایش از نظر زیبایی‌شناسی ــ ترکیب بندی صحنه‌ها و ... قابل تامل بوده اند. فیلم‌های او اگرچه به لحاظ تصویری غنی هستند و به طور مشخص به کارگردانی آنها توجه شده، در دسته فیلم‌های متکی به فیلمنامه جای دارند. آثار اولیه کارنامه اودیار بیشتر در ژانر جنایی با ته مایه ای از ملودرام (و گاهی بیش از حد احساسات‌گرایانه) است. به نظر می‌رسید اکران شدن «برادران سیسترز» بعد از فیلم «برادران کوئن»و «تصنیف باستر اسکراگز»، در جشنواره ونیز کار را برای اودیار سخت کند. اگر چه هنوز در نقد و نظرهایی که درباره فیلم می‌خوانیم این مقایسه به نظر گریزناپذیر است، اما با این حال «برادران سیسترز» موفق به دریافت جایزه‌ بهترین کارگردانی ونیز در سال گذشته شد. این فیلم در سال 1850 و در اورگان آمریکا اتفاق می‌افتد. دو برادر به نام‌های ایلای سیسترز (با بازی جان سی ریلی) و چارلی سیسترز (با بازی خواکین فینیکس) که آدمکش هستند، از طرف کارفرمایی با نام مستعار کومودور (با بازی روتخر ‌هاورد)، ماموریت دارند داروسازی به نام وارم (با بازی ریز  احمد) را که متهم به سرقت شده است، به قتل برسانند. اما قتل وارم تنها هدف کومودور نیست. او همچنین یک کارآگاه خصوصی جوان به نام جان موریس (با بازی جیک جیلنهال) را استخدام کرده است. برادران سیسترز دقیق نمی‌دانند که دلیل علاقه یکومودور  به وارم چیست، اما موریس این را می‌داند. این راز در حقیقت به‌دست‌آوردن فرمول یافتن طلای وارم است. نقشه این است که با کمک این دو برادر، وارم پیدا و شکنجه شود تا در نهایت فرمول را به کومودور بدهد. دقت در کارگردانی فیلم تصمیم داوران ونیز را حتی اگر با آن موافق نباشیم، برای ما قابل درک می‌کند. فیلم با یک سکانس افتتاحیه امیدوارکننده آغاز می‌شود. چه به لحاظ تصویری و فضاسازی اش و چه به لحاظ فیلمنامه و معرفی ای که از شخصیت‌ها می‌کند. سنگدلی چارلی که با خونسردی بیرحمانه‌ای آدم می‌کشد و احساساتی بودن ایلای که برای نجات یک اسب دل به آتش می‌زند، از همان ابتدا  تضاد این دو برادر را به تصویر می‌کشد. به قول بردشاو، منتقد گاردین، ریلی در نقش ایلای (که تهیه کننده فیلم نیز هست) تفاوت چندانی با نقشش در فیلم کمدی«برادران ناتنی» ندارد. او البته همیشه نالان و شاکی است و احساس می‌کند حقش ضایع شده است. با وجود اینکه او برادر بزرگ‌تر است، به نظر می‌رسد این چارلی است که ریاست این گروه کوچک را برعهده دارد. ایلای مردی محتاط و البته رمانتیک است که از سر  جبر  در یک زندگی خشن گرفتار شده است و اگرچه خوی وحشی‌گری‌اش را گهگاه نشان می‌دهد در عین حال مهربان و دلسوز است و در اعماق وجودش اعتقاد دارد که او و برادرش می‌توانند به پایان خوششان برسند. ایلای نماینده شخصیت‌هایی است که به نظر می‌رسد اودیار به آنها علاقه خاصی دارد. آدم‌های شروری که با وجود فرورفتن در منجلاب، هنوز سر خود را از آن بیرون نگه داشته‌اند. ایلای ذهنی باز و آماده تغییر دارد. حتی اگر در حد خرید یک مسواک باشد و این در تضاد با برادرش چارلی است که به نظر می‌رسد درکی از دنیای مدرن ندارد. «ریلی بازیگری است که می‌داند چگونه بین طنازی و تاثیرگذاری حرکت کند و تا حدودی شبیه به شخصیت الیور‌ هاردی در نسخه 2018 «استن و اولی» است.»چارلی آدم منفـــــی‌باف، شکــــــاک، تحقیرکننده و دائم الخمری است که شخصیتی خشن، بی‌رحم و غیر قابل پیش‌بینی دارد؛ او در برابر هرگونه تغییری مقاومت می‌کند و حتی آن را به تمسخر می‌گیرد. چارلی که پایبندی به اصول خاصی ندارد، در شرایط مختلف می‌تواند ما را به تعجب وا دارد و موقعیت‌های متضادی را ایجاد کند که بسیار طنازانه، خنده‌آور، هولناک و خشن باشند. خواکین فینیکس با بازی خوبی که از او انتظار می‌رود و نگاه‌های نافذ معروفش به خوبی شخصیت چارلی را به تصویر می‌کشد.«روی هم رفته این دو برادر گاوچران‌های رواقی مسلک و کم حرف  جان فورد نیستند،  بلکه اینها دو شخصیت بددهن، خودتخریب‌گر (چارلی دائم الخمر) و حساس (ایلای نازک قلب)اند. دو قطب کاملا مخالف که در عین تضاد همدیگر را جذب خود می‌کنند و نمی‌توانند از هم جدا شوند.»دو شخصیت دیگر فیلم که در حقیقت بخش دیالوگ محور آن را بر دوش می‌کشند، وارم و موریس هستند. وارم مردی آرمان‌گراست که می‌خواهد از فرمول خود نه برای ثروتمند شدن که برای ایجاد یک جامعه آرمانشهری استفاده کند و موریس، کارآگاهی است که احساس می‌کند زندگی اش یک «لوله خالی» است. او که یک دفتر خاطرات روزانه را با خود حمل می‌کند مثل ایلای و چارلی که از پدر خشن و دائم الخمرشان آسیب دیده‌اند، زخم‌های عمیقی از خاطرات ناخوشایند کودکی اش دارد. موقعیت‌های دیالوگ محور و پرورش شخصیت‌های پیچیده در فیلم به  اودیار کمک می‌کند تا  بتواند به هدف خود که دورشدن از کلیشه‌های ژانر وسترن است، دست یابد. این فیلم از گروه فیلم‌های وسترن با سبک اپرایی لئونه یا  حمله به ریل راه آهن همچون روزی‌روزگاری در غرب یا این گروه خشنِ سام پکین‌پا نیست. ریتم کند که از ویژگی‌های فیلم‌های اودیار است و پرهیز از شخصیت‌های تک بعدی و تیپیک،  البته تا حدی  و پرداخت مسیر پیشروی و پایان بندی فیلمنامه تقریبا موفق شده تعادلی بین دو بعد اکشن و درام فیلم به وجود آورد. «اودیار و اودگین سعی کرده‌اند وفاداری خود را به رمان با برجسته‌سازی و تاکید عمدی بر هر فصل که اشاره به فصل‌بندی کتاب دارد، حفظ کنند. رمان دوویت داستانی را با محوریت دو قهرمان در اپیزودهای جدا از هم روایت می‌کند. بعد از شروع سفر تا انتهای داستان، کم‌کم و با طمانینه، شخصیت‌پردازی‌ها کامل‌تر و قابل درک‌تر می‌شوند. این در ارائه اطلاعات داستان به بیننده نیز صدق می‌کند. ما در ابتدا نمی‌دانیم این دو برادر چه کاره‌اند و اینکه در تعقیب چه کسی و چرا هستند.» در فیلم سکانس‌های درخشانی وجود دارد. از جمله سکانس‌های درگیری و دوئل‌ها، پانارومای زیبا از چارلی در کنار آب، سکانس درخشان یافتن طلا و مرگ وارم که از لحاظ بصری فوق‌العاده اند. همچنین سکانس سورئال و وهم‌آلود پدر در نمای ذهنی برادر بزرگ‌تر در مه، که تبری به دست دارد. یا صحنه‌ای به‌یادماندنی که به صورت موقعیتی بین واقعیت و رؤیا پرداخت شده است. در یکی از شب‌هایی که برادران در فضای باز خوابیده اند، عنکبوتی در موقعیتی باورنکردنی به دهان باز ایلای می‌خزد.در صحنه‌ای دیگر که ارجاعی به گذشته ناخوشایند چارلی دارد و گویی در تب و هذیان ایلای اتفاق می‌افتد، صدای خرسی خشمگین را می‌شنویم و چارلی را می‌بینیم که به نظر می‌رسد در تاریکی شب و فضایی برزخی مشغول خرد کردن هیزم با تبر است. اما جلوتر که می‌رویم، به نظرمان می‌آید که او در حقیقت مشغــــــول خرد کردن یک آدم اســـــت. صبح روز بعد جسد خرسی را می‌بینیم که در کنار کمپ برادران از پا درآمده است.به نظر می‌رسد قرار نیست تغییر یا رستگاری‌ای در سیسترزها در این سفر رخ دهد. چارلی و ایلای در طول فیلم بارها درباره بازنشستگی حرف می‌زنند ولی از همان ابتدا مشخص است که با این همه قتلی که انجام داده‌اند و داشتن انتقام جویان احتمالی این کار برای آنها ناممکن است. به نظر می‌رسد تنها پیشرفت این دو شخصیت، تغییر وضعیت آنها در جهان بیرون است. اما با این حال می‌توان گفت در اینجا با نوعی دیگر از تغییر و رستگاری روبه‌رو هستیم. «سکانس پایانی فیلم برداران سیسترز حامل یک نوع نگاه مذهبی است. در انتهای فیلم بازگشت به سمت مادر و نمایش پسرانگی ایلای و چارلی را در میزانسنی قابل اعتنا می‌بینیم. در این صحنه گذر زمان و تسلی یافتن روح دو برادر، با نوری که به درون خانه می‌تابد نمایان می‌شود.» همانطور که تغییر و رستگاری در این فیلم متفاوت از دیگر فیلم‌های وسترن است، مردانه بودن دنیای آن نیز تفاوت عمده‌ای با دیگر فیلم‌ها دارد. در فیلم به زنانی اشاره می‌شود که در آن حضور نداشته یا حضور کمی‌دارند. این عدم حضور زنانگی شاید همان چیزی است که اندوه و ترس زیادی به همراه دارد. عنوان کنایی فیلم «برادران سیسترز» (سیسترز به معنای خواهرها) علاوه بر جنبه طنز آن، حامل معنایی کنایی است. 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/100815

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی