ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

مرگ پسر همسایه ما

تاریخ درج : سه شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶
شماره روزنامه: 

محمود فروزبخش

پسر همسایه ما دیروز فوت کرد. بنده خدا 30 سال بیشتر نداشت. سرطان داشت. سرطان چه چیزی را نمی دانم. فقط می دانم که سرطان ســـختی گرفتــــه بـــــود و خـــــودش نمی‌دانست. دکتر که به او گفته بود سرطان داری، در جا سکته کرده بود و تمام. و این حکایت غریبی است. چیزی شبیه حکایت روشنفکری ما. روشنفکر کسی است که باید نسبت به وضعیت سرطانی جامعه زودتر از دیگران آگاه شود. نه آنکه غلو کند و نه آنکه غافل باشد. حقیقتش را هم بخواهید جامعه ما بیمار است. سلول های سرطانی این جامعه هر روز دارند بیشتر پیشرفت می کنند تا جایی که کل پیکره اجتماع را پوک و فاسد کنند.آری این روشنفکر است که می داند و این روشنفکر است که باید روشنگری کند. باید از بیماری بداند و از بیماری بگوید و در راه درمان آن بکوشد. اما این روزها این آفت پسر همسایه ما انگار بدجوری به جسم و جان روشنفکر وطنی افتاده است که تا می فهمند جامعه ایران سرطان دارد، خودشان زودتر سکته می کنند و رو به قبله می شوند. انگار نمی دانند که چه رسالتی دارند. اصلا حرف به آنجاها کشیده نمی شود. سکته می کنند. خلاص. آن که نسبت به درد و عیب جامعه خویش به حالت خودآگاهی می رسد، اهل فکر است؛ اما آن که کار را به یک باره تمام شده می بیند و از پس شنیدن این حکایت، غش می کند حکما اهل توکل نیست. بنا نیست که ماجرای آینده را به سفارش ذهن ما بنویسند. آینده این مریض سرطانی هر چه هست، علم آن نزد خداست. سکته برای کسی است که فکر می کند آینده تنها یک چیز است و درست همان چیزی که در وهم اوست. آینده می آید و تنها خداوند است که شفای سرطانی ها در دست اوست و آنچه برای بیمار سرطانی پسندیده است، مضطر بودن است و مضطر بودن غیر از جا زدن، درجازدن و سکته ناقص و کامل کردن است.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/66727

دیدگاه جدیدی بگذارید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی