ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

مقصد همین‌جاست

تاریخ درج : پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۹

پرنیان رحیمی/فعال مدنی

اولین باری که در مسیر سفر تنها بودم، اصلا قرار نبود سفر بروم. دوستانم رفته بودند و من در تصمیمی ناگهانی خواستم همراهشان باشم. آن‍ها با قطار رفتند و دسته‌جمعی. من ماندم و کوپه‌های پر. آن قدر مصمم بودم به رفتن که بلیت‌های لحظه آخری هواپیما را پیدا کردم، نصف حقوق آن موقع را دادم تا بتوانم به مقصد برسم. چنان در فکر رسیدن بودم که دیگر به مسیر فکر نمی‍کردم. عجله‌ای کوله‌ای بستم، با مترو تا فرودگاه رفتم. وسایل عجیب‌غریبی در کیفم از صبح باقی‌مانده بود که حتی یادم نمی آمد آنجا هستند. حتی قیچی یکی از دفاتر انجمن دانشگاه همراهم بود. گیت ورودی داشت بسته می‌شد و تنها راه چاره‌ام این بود که قیچی را بگذارم در انبار فرودگاه؛ قیچی‌ای که حالا نمی‌دانم سرنوشتش چه شده. وقتی از گیت عبور کردم و برایم مسجل شد که دیگر جا نمی‌مانم، بالاخره آرام گرفتم. نشستم تا پرواز را اعلام کنند. حوصله ام سر رفت. شروع کردم به قدم زدن تا به آینه ای رسیدم. یک‌هو خودم را دیدم و بالاخره «مسیر» را. خودم برای خودم عجیب بودم. تنها در فرودگاه. اصلا در بزرگ‌سالی سوار هواپیما نشده بودم و حالا که می خواستم سوار شوم، تنها بودم. از خودم سؤال پرسیدم: من بزرگ‌شده‌ام؟ احساس می‌کردم بزرگ‌شده‌ام! وقتی داشتم این فکر را می‌کردم که هم از خودم خانه داشتم و هم سر کار می‌رفتم. اما اولین بار بود که این فکر در سرم شکل می‌گرفت. خاطرم می‌آید حافظه گوشی ام هم پاک شده بود و تنها یک آهنگ لاتین شلوغ‌وپلوغ که سلیقه من هم نبود باقی‌مانده بود. تمام مسیر پرواز، همان آهنگ برایم می‌خواند و با فضا هم متناسب نبود! شهر دور می‌شد و من حس می‌کردم بزرگ شده‌ام، که می‌توانم. یعنی خود نفسِ «توانستن» و بعد یک خواننده آمریکای جنوبی با لحن رقص داری در گوشم می‌خواند! حالا از این سبک موسیقی، فقط همان یکی را دارم. اما هر بار گوشش می‌دهم نه حس شلوغی دارد و نه حس موزون. هر بار آن آهنگ را گوش می‌دهم احساس می‌کنم بزرگ شده ام و راهی که می‌روم راهی است به سوی یک منِ جدید. کسی که تا پیش از آن نبوده ام. اما چیز دیگری هم اتفاق افتاد؛ زمستان بود، با شال و کلاه از فرودگاه مهرآباد راه افتاده بودم، پیاده که شدم هوای جنوب آن  چنان گرم بود که یکی‌یکی بافتنی‌ها را درمی‌آوردم. انگار مسیر درونی زیادی رفته بودم اما مسیر جغرافیایی‌ام محدود شده بود. با هم در توازن نبودند. آخرین بار شد که سوار هواپیما شدم. از آن موقع سفرهای زیادی رفتم؛ تنها یا با دیگران. اما دیگر آن حس «مسیر من را تغییر می‌دهد» ایجاد نشد تا چند هفته پیش. به دلایلی مجبور شدم سفر کنم و بالاخره بعد از سه ماه قطارها حرکت می‌کردند. انتخاب کردم: کوپه ویژه خواهران. در راه آهن از پدر و مادرم خداحافظی کردم و وارد واگن شدم. نشستم منتظر تا هم‌سفری‌هایم بیایند اما کسی نیامد. من بودم و یک کوپه و دشت‌های بی‌نظیر مرکزی ایران. این بار هم متفاوت بود. 8 ساعت تنهایی را در پیش داشتم. ساعت‌هایی که به من اجازه می‌داد حس هایم و مسیر، متوازن و هماهنگ با هم به پیش روند. نه مثل هواپیما بی‌آنکه بفهمی فقط جابه جا شوی و حس هایت خلاصه شوند در ثانیه ها. نه مثل اتوبوس که سختی نشستن، لذت را از تو بگیرد و یا حتی هم‌نشینی ناخواسته با کسی که نمی شناسی. تنها بودن در قطار تو را با راهی که می‌روی، که رفته‌ای، مواجه می‌کند. از آن 8 ساعت، 5 ساعتی را فقط زل زده بودم به کوه‌ها و بیابان‌ها. به آسمانی که تغییر می‌کرد. به خورشیدی که پایین می‌رفت. و من چه چیز را پشت سر می‌گذاشتم؟ در فیلم قصه‌های مجید، قسمتی هست که مجید می‌خواهد هر طور شده به شیراز برسد. جایی هست که هم‌سفرش می‌ایستد لب رودخانه‌ای و او همچنان فقط می‌خواهد که برسد. هم‌سفرش می‌گوید: مقصد همین‌جاست آقا مجید! و در سفرهای تنهایی، مسیر «مقصد» است. جایی «میان» مکان‌هایی که هنجارها به تو می‌گویند باید چه کسی باشی. انگار مسیر، همان «هستن» است و مبدأ و مقصد «بایدها». و در همین مسیرها فهمیدم که زنی هستم که می‌تواند بترسد. زنی که می‌تواند قوی باشد. همان کسی که ابعاد گم شده‌اش در راه ها بر او نمایان خواهند شد. وقتی کسی نیست در مسیر که با او حرف بزنید، یا با خودتان حرف خواهید زد یا با جاده. که هر دو یک‌طور عمل می‌کنند؛ زمانی که می‌رسید شما دیگر آدم قبلی نیستید. چیزی به تجربه، حس‌ها، دیدن‌ها، شنیدن‌ها و لمس‌کردن‌هایتان افزوده‌شده که می‌تواند مهم ترین پرسش‌های زیست را روبه رویتان قرار دهد. درنهایت می‌خواهم بگویم، پا در مسیر بگذارید. با هواپیما یا پای پیاده. اصلا تفاوتی نمی‌کند کجا و چطور شروع می‌شود. آنچه باید رخ دهد، بالاخره روی خواهد داد.

 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/109752

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی