ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

مناسب‌سازی با قوانین کاغذی!

تاریخ درج : جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹
حق دسترسی معلولان با وجود قوانین متقن نادیده گرفته شده است

عادل امیری/خبرنگار

طیف معلولان هر کشور مانند دیگر شهروندان آن کشور جزو باشندگانی هستند که براساس کنوانسیون‌های حقوق بشر از حق و حقوق خاص و برابر برخوردارند. این حق و حقوق البته در قالب تصویب قوانینی در سال‌های مختلف از سوی مراجع ذی‌ربط جهانی مصوب و مورد پذیرش دولت‌ها قرار گرفته است. در کشور ما ایران نیز به گفته علی عباسی، از فعالان حوزه معلولان و مشاور مناسب سازی معاونت شهرسازی شهرداری اصفهان، قوانین مناسبی دیده و تصویب شده، اما به نظر می‌رسد تنها روی کاغذ مانده و کمتر دیده می‌شود که از طریق اعمال این قوانین، دسترسی معلولان به امکانات سخــت‌افـــزاری و نـــرم‌افــــزاری آســـان و مناسب‌سازی شده باشد. در این مصاحبه کوشیده‌ایم با اشاره به کنوانسیون‌های جهانی و موارد طرح‌شده در آن، به انواع موانع دسترسی معلولان بپردازیم و ببینیم که حقوق حقه آنان چه می‌گوید و تا چه اندازه این حقوق از سوی سیاست‌گذاران و عرف جامعه رعایت می‌شود. 

معلولان به طور معمول با چند دسته از موانع در دسترسی به امکانات و حقوق خود روبه‌رو هستند؟

اساسا مسئله حق دسترسی به طور طبیعی اولین نقطه‌ای است که ما برای صحبت از حقوق افراد دارای معلولیت از آن شروع می‌کنیم. دلیل این مسئله این است که اگر بیاییم و حق دسترسی را به عنوان یک حق نشناسیم، دسترسی به حقوق بشر به طور کلی غیرممکن می‌شود؛ بنابراین فکر کردن به حق دسترسی و رسیدن به موانع آن، خود قدم مهمی ‌است، در رابطه با اینکه ما بخواهیم حق دسترسی را بشناسیم. مسئله ای که پیش می‌آید، مسئله موانع بهره‌مندی از حق است یا مسئله حق که به طور کلی به نوعی تشکیل‌دهنده مفهوم معلولیت است و اینحا بحث بر سر این است که خود معلولیت یک ساختار اجتماعی است. ساختاری که در آن جامعه به دلیل در دسترس قرار ندادن شرایط و امکانات بین فرد دارای معلولیت و فردی که فاقد معلولیت است، تفاوت ایجاد می‌کند. اساس خود معلولیت ناشی از این موانع است، یعنی به واسطه این ساختار است که معلولیت به وجود می‌آید. درباره انواع موانع دسترسی باید گفت که ما چندین مورد مانع داریم؛ یکی از آنها موانع فیزیکی هستند. اینها اساسا مانع دسترسی افراد دارای معلولیت هستند، مثل فضاهای داخلی و خارجی ساختمان‌ها، مــدارس، منــازل، مـراکز خدمات‌درمانی و ورزشی و... . اما یک سری موانع دیگر هم هستند؛ مثل موانع بر سر راه دسترسی اطلاعات که به دو دسته موانع شکلی و موانع ماهوی تقسیم می‌شود. موانع شکلی آسان‌تر به ذهن متبادر می‌شود، مثل وجود زیر نویس گویا برای افراد دارای معلولیت شنوایی در برنامه‌های تلویزیونی. موانع ماهوی بحث جدی‌تری دارد و به اصطلاح به زبان قابل فهم و فاقد آن پیچیدگی‌ها در برنامه‌های رسانه‌ای اشاره می‌کند تا افرادی که دارای معلولیت اختلالات یادگیری و معلولیت ذهنی هستند، بتوانند در یک سطح مشخصی با این برنامه‌ها ارتباط برقرار کنند.  نوع دیگری از موانعی که وجود دارد، مـــوانع تکــنولوژیـــک اســـت. اساس تکنولوژی این است که زندگی را برای همه افراد تسهیل کند و مشخصا قرار است که حق دسترسی را بیشتر کند ولی مسلما در حال حاضر تمام وسایل تکنولوژی به شکل خیلی گسترده و فراگیری با مسئله عدم دسترسی روبه‌رو هستند. می‌توانیم بگوییم وقتی یک وسیله جدید مثل تلفن یا کامپیوتر را از جعبه خارج می‌کنیم، بدون اینکه تغییراتی روی آن انجام بشود، قابل دسترسی نیست. یعنی شما باید یک سری اپلیکیشن‌ها و نرم‌افزارهایی را روی این وسایل نصب کنید تا برای افراد مختلف دسترس پذیر شود؛ چه نابینایان و چه ناشنوایان. مورد دیگر، موارد نهادی هستند که به نظر من در دو شکل می‌توان به آن اشاره کرد: یکی موانع قانونی و حقوقی است یا سیاست‌گذاری‌هایی که دسترسی فرد معلول را به خدمات و حقوق اجتماعی محدود می‌کند. نمونه آن  را می‌توان در کشورهایی مثال زد که افراد دارای معلولیت‌های ذهنی یا برخی معلولیت‌های روانی را از حق رأی دادن محروم می‌کنند یا در شکل دومش، نبود آن مقررات و سیاست‌گذاری‌هایی است که می‌تواند حق دسترسی را آسان کند؛ مثل اقدام لازم برای دسترس‌پذیر کردن صندوق‌های رأی در حوزه‌های انتخاباتی برای افراد دارای معلولیت در اشکال مختلف که رعایت نشده و مهم است. در کشورهایی که حقِ برابر آموزش در آنها رعایت نشده و سیستم قانونی و سیاست‌گذاری‌ها به طرف تشخیص مدارس خاص هستند، دسترسی به آموزش عام و فراگیر برای کودکان و نوجوانان‌دارای‌معلولیت، محدود شده است.  آخرین مورد هم موانع رفتاری در راه دسترسی یا باورهای غلط راجع به افراد دارای معلولیت است که در بسیاری از مواقع در گزارش‌هایی که معمولا به صورت سالانه ارائه می‌شود، (مثل گزارش جهانی که سازمان بهداشت جهانی و بانک جهانی با هم کار می‌کنند) اساسا به موقعیت‌هایی اشاره شده که افراد جامعه دقیقا از این سرویسی که در دسترس نیست مطلع نیستند و دادنش الزاما کار مشکلی نیست؛ اما این عدم آگاهی درباره در دسترس‌نبودن، این باورهای غلط است که باید عوض شود و بخشی از آن را هم باید در جامعه فرهنگ‌سازی کنیم؛ مثلا صاحب رستورانی که رستورانش دو سه پله دارد، درکی از محدودیت‌های یک معلول ندارد و فکر می‌کند فرد معلول همیشه چند نفر همراه دارد، ولی فکر نمی‌کند اگر منِ معلول بخواهم به صورت مستقل به آن رستوران بروم، باید چکار کنم. به واقع اگر درک مشترکی وجود داشته باشد، شاید اصلا نیاز نبود ما به حق دسترسی به عنوان یک حق نگاه کنیم.  

یعنی اگر مناسب سازی شده باشد دیگر مشکلی برای معلولان ایجاد نمی‌شود؟ 

اساسا دیگر مفهوم معلولیت بین منی که دارای معلولیت هستم و شمایی که نیستی حس نمی‌شود. در مقدمه کنوانسیون افراد دارای معلولیت هم اشاره شده که خود معلولیت یک مفهوم قابل تحول است، به واقع این موانع هستند که باعث ایجاد معلولیت می‌شوند. با نگاهی به گزارش‌های جهانی به موانع بر سر راه حق دسترسی برای افراد دارای معلولیت هم بپردازید. عــوامــلی که مـــعلــول‌کنـــنده هـــستند عبارتند از : نخست، ناکافی بودن سیاست‌ها و استانداردهای موجود. دومین مسئله باورهای غلط و منفی ای است که وجود دارد. فراهم نکردن آن امکانات و خدمات لازمی‌که باید برای افراد دارای معلولیت فراهم شود هم نکته سوم است. برای مثال، باید برای افراد دارای معلولیت سرویس خاصی وجود داشته باشد که این سرویس فراهم نمی‌شود؛ منظورم همان خدمات است که بسیاری اوقات این خدمات روی کاغذ و در قانون وجود دارند، اما در عمل چنین امکاناتی فراهم نیست. مورد چهارم، درباره جامعه حمایت از حقوق معلولان هم هست که من خودم روی بودجه 99 اش کار کردم، یک مسئله کلی دارد و آن هم نبود منابع کافی برای اجرای سیاست‌هاست. همچنین باید به نبود فضاهای قابل دسترسی یا مناسب‌سازی‌شده اشاره کنم و مورد دیگر به نظرم مشورت کافی نگرفتن و درگیر نکردن خود افراد دارای معلولیت در طراحی فضاهای مناسب است. یعنی افرادی این فضاها را طراحی می‌کنند که خودشان هیچ معلولیتی نداشته و هیچ تجربه و درک درستی از شرایط افراد دارای معلولیت ندارند. مورد پنجم بر می‌گردد به مشکل خود سازمان بهزیستی و آن هم فقدان داده‌های آماری و اطلاعات درست است که یکی از مهم‌ترین موانع معلولیت‌ها در کشور ماست. این عامل می‌تواند کشور ما یا هر کشور دیگری را در راه رسیدن به مسائل افراد معلول و مناسب سازی جدید در یک حالت سکون و بی توجهی قرار بدهد. 

یعنی اطلاعات متقنی وجود ندارد که براساس آن، تحلیل و برنامه‌ریزی انجام شود؟

بله. اگر هم وجود داشته باشد، جامع و کامل نیست.

درک بــهــتر ارتـــــبــاط مفـــهـوم مناسب‌سازی  یا بهره برداری از محیط مناسب سازی شده و سایر حقوق بشر را چگونه بررسی می‌کنید؟   

در مورد حد دسترسی به ساده ترین شکل ممکن می‌شود به این اشاره کرد که ارتباط تنگاتنگی دارد با حد آموزش. اگر دانش آموز وسایل حمل‌ونقل مناسب نداشته باشد، یعنی حق برخورداری از وسایل حمل‌ونقل عمومی نداشته‌ یا اینکه اصلا برای او مناسب‌سازی نشده باشد، طبیعتا دانش آموز هم نمی‌تواند از امکانات مدرسه استفاده کند و اساسا نمی‌تواند به خود مدرسه برسد که بخواهد از امکانات آن استفاده کند؛ یعنی یک مسئله رسیدن به مدرسه است و مسئله دیگر اینکه آیا خود مدرسه هم مناسب‌سازی شده است؟ در اینجا ارتباط تنگاتنگی را بین مسئله حق دسترسی و حق آموزش مشاهده می‌کنیم. علاوه بر حق آموزش می‌توانیم به حق مشارکت مدنی سیاسی هم اشاره کنیم که ارتباط تنگاتنگی دارد با حق دسترسی؛ یعنی شرایط انتخابات و صندوق‌های واریز رأی می‌تواند کاملا روی تعداد و کیفیت شرکت افراد دارای معلولیت در رأی دادن و تعیین آن جهت سیاسی جامعه تاثیرگذار باشد. در مورد افراد دارای معلولیتی که مشکل بینایی دارند، حتی اگر محل‌های اخذ رأی در دسترس باشد، ولی تا وقتی امکان رأی دادن برای افراد دارای معلولیت بینایی فراهم نباشد، می‌توانیم بگوییم خودمختاری برای شرکت کردن سیاسی فرد رعایت نشده است؛ یعنی خودش نمی‌تواند مانند سایر افراد طبق نیتی که دارد، برای رأی دادن اعمال نظر کند. یک سری ارتباطات دیگر هم هست؛ مثل حق دسترسی به حقوق بشر. به طور کلی حالا ارتباط حق دسترسی نه فقط با سایر حقوق کنوانسیون، بلکه با سایر حقوق بشر هم مطرح می‌شود. مثلا اولین سندی که می‌توان از آن یاد کرد و به حق دسترسی هم اشاره کرده است، اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال 1948 است که در ماده 26 آن دسترسی برابر به سطوح مختلف آموزشی از جمله آموزش عالی براساس شایستگی اشاره می‌کند. همین‌جا باید به قانون دیگری هم اشاره کنم که به حق دسترسی اشاره کرده و آن کنوانسیون حقوق سیاسی و مدنی است که در ماده 25 آن به حق دسترسی برابر به خدمات عمومی‌ جامعه برای همه اشاره شده است. 

حق دسترسی در کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت چطور؟ 

در کنوانسیون‌های مختلف حقوق بشر قبل از کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت، خیلی نسبی اشاره شده بود؛ اما کنوانسیون افراد دارای معلولیت به صورت خیلی مشخص می‌آید و از حق دسترسی افراد دارای معلولیت صحبت می‌کند و نکته‌ای که حق دسترسی را در این کنوانسیون شاخص می‌کند، نسبت به مواردی که اشاره شد این است که کنوانسیون می‌آید و حقوق اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و مدنی را در زمینه‌های متفاوت یک‌به‌یک در کنوانسیون‌های دیگر یک‌جا گردآوری کرده و در قالب مشخصی به آن اشاره می‌کند. به طور خلاصه فرد دارای معلولیت قبل از کنوانسیون‌های حقوق افراد دارای معلولیت در سال 1986، براساس آن مقررات کنوانسیون‌های مختلف حقوق بشری، حق دسترسی برابر به منابع موجود در جامعه را داشت؛ اما این کنوانسیون‌ها به جز کنوانسیون حقوق کودک، به طور مشخص درباره معلولیت صحبت نکرده بودند و حق دسترسی را آمده و به عنوان حقی فراگیر در همه زمینه‌ها در نظر گرفتند. هرکدام از آنها در زمینه موضوع خاص مورد نظر خودشان به حق دسترسی اشاره کرده بودند. تنها جایی که به معلولیت به طور خاص اشاره شده، همان کنوانسیون حقوق کودک است و همین‌طور فکر کنم در نظریه عمومی ‌کمیته کنوانسیون حـــقوق اجـــتـــماعی‌اقتـــصادی‌فرهنگی مطرح شده اما در خود کنوانسیون حقوق اقتصادی نه به صورت مشخص، فقط در نظریه عمومی‌اش است که اشاره شده. اما کاری که کنوانسیون می‌کند این است که یک ماده را مشخصا می‌گذارد برای دسترسی افراد دارای معلولیت. یعنی می‌آید و در حوزه‌های مختلفی که اشاره شد، اشاره می‌کند ماده 9 کنوانسیون است که مشخصا در مورد دسترس‌پذیری صحبت کرده که یک ماده طولانی‌ای هم هست. یک سری تعهداتی را برای تامین حق دسترسی در نظر می‌گیرد که این تعهدات را باید دولت‌ها ایجاد کنند. مثلا می‌گوید ارتقا و توسعه و نظارت بر حداقل استانداردسازی مجموعه‌ها و تهیه و توصیه راهنماها و دستورالعمل‌ها، یکی از راه‌هایی است که دولت‌ها باید انجام دهند؛ یا مثلا آموزش مفاهیم مناسب‌سازی به کسانی که در این مسئله ذی‌نفع هستند یا اینکه ارتقای دسترسی تکنولوژی‌های جدید ارتباطات و اطلاعات از جمله دسترسی به اینترنت که بعضی سایت‌ها بیایند و سیستمی‌ را طراحی کنند که آن نوشتار را به صوت تبدیل کند، مثلا برای افرادی که نابینا هستند. نکته جالب دیگر درباره حق دسترسی در کنوانسیون این است که این تعهدات صرفا شامل دولت‌ها نمی‌شود و دولت‌ها موظف هستند تا بر نهادهای خصوصی هم نظارت کنند که این حق دسترسی رعایت شود. از این منظر جالب است که تعهدات این کنوانسیون برای دولت‌های امضاکننده بار حقوقی دارد و در ظاهر نباید انتظار داشته باشیم یک ماده کنوانسیون تعهداتی را مستقیما روی دوش افراد و مراکز بگذارد؛ اما ماده9 می‌آید و به طور غیرمستقیم این تعهد را به عهده آنها می‌گذارد. به این شکل دولت‌ها را متعهد می‌کند  مراکز خصوصی و افراد را وادار کند که این ماده 9 را(ماده مناسب سازی) رعایت کنندوبه نظرم این مسئله مهمی است.  

فکر می‌کنید تا الان چقدر از آن محقق شده است؟ 

 

در کشور خودمان بسیاری‌اش قانون است و خیلی هم درست است. یعنی می‌توانیم بگوییم نسبت به کشورهایی که در زمینه حقوق معلولان کار کرده‌اند، یکی از کشورهای پیشرو هستیم و قوانین خیلی خوبی داریم. اتفاقا کشور ما جدا  از تمام کشورهایی است که به این کنوانسیون پیوسته، ولی همان‌طور که عرض کردم، اینها فقط روی کاغذ موجود است و اجرائیات آن را نمی‌بینیم. یکی از معضلاتی که مطرح می‌شود، مثلا در بحث مناسب‌سازی‌ها، شهرداری‌ها باید یک پروانه پایان ساخت بدهند به هرکسی که مکانی را می‌سازد، چه شخص حقیقی باشد و چه حقوقی. مثلا شما خانه سه‌طبقه‌ای می‌سازی و مناسب‌سازی را رعایت نمی‌کنی. طبق قانون چون تخلف کرده اید باید با شما برخورد شود و پروانه ساختتان را به شما ندهند تا آن موانع را رفع کرده و مناسب‌سازی را انجام دهید، ولی شما می‌توانید به راحتی بروید کمیسیون ماده 100 و جریمه‌ای  پرداخت کنید و پروانه پایان ساختتان را بگیرید. یعنی راه حلی شده برای دور زدن قانون. 

 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/110335

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی