ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

موسرخه به ساعدی رسید

تاریخ درج : دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷
شماره روزنامه: 
مرگ‌اندیشی نویسندگان در «تونل»، اثر تازه فرهاد کشوری

الهه امینی

 

 

رویارویی مرگ و زندگی همواره از بزرگ‌ترین دغدغه ها و جذاب‌ترین درونمایه ها برای داستان نویسان است، اینکه وقتی مرگ در می زند شخصیت داستان کجای زندگی اش ایستاده است؟ و اگر این شخصیت یک نویسنده  واقعی باشد، می توان گفت آن داستان تجلی‌گاه عمیق ترین دردهای نویسنده می‌شود، چرا که برای همه  نویسندگان این نکته ای درخور اعتناســـــت: هـــــم مسلکان من، سرآمــــــدان داستان‌نویسی، چگونه با مرگ روبه رو شدند؟ «فرهاد کشوری»، نویسنـــــده  شاهین شهـــــری، درمجموعه داستان تازه اش، «تونل»، به چند قصه  آشنا و تامل‌برانگیز درباره  چگونگی مرگ چند تن از نویسندگان نامی می پردازد و می کوشد آخرین لحظات زندگی آنان را تخیل و تصویرسازی کند.کشوری در داستان «کابوس»  به سراغ غلامحسین ساعدی می رود و به مرور کابوس های پیش از مرگ او می پردازد. در این کابوس‌ها، نویسنده درد آورترین لحظات زندگی ساعدی را روایت می کند: از زندگی مخفیانه در خیاط‌خانه ای متروک بمانند یک مجرم خطرناک و تن‌دادن به تغییر قیافه برای گریز تحقیرآمیز از وطن تا پرسه های غریبانه در کوچه پس کوچه های شهری که انگار او را در خود نمی پذیرد. در توهمات و هذیان های ساعدی حضور آزاردهنده و ســــــایـــــه وار «موســــــرخه»، یکـــــی از شخصیت‌های «عزاداران بیل»، چشمگیر است. «موسرخه» در کابوس های ساعدی کدام رنج را نمایندگی می کند؟ در داستان هفتم از مجموعه داستان «عزاداران بیل»، موسرخه دچار گرسنگی بی پایان می شود و اهالی که از فقر و قحطی در هراس‌اند او را حوالی دهات اطراف رها می کنند. اما موسرخه دوباره به بیل باز می گردد.  منش و رفتار موسرخه تداعی گر مرگ است. چرا که گذرش به هر ولایتی می افتد بی وقفه و سیری‌ناپذیر می بلعد و واپس زدن او راه حلی مقطعی و بیهوده است. موسرخه همان مرگ است که در غربت سایه به سایه  ساعدی حرکت می کند: تجسم بزرگ‌ترین درد نویسنده در واپسین لحظات عمرش. در داستان «بیگانه»  اما کشوری به سراغ «هدایت» و آخرین پرسه های  پاریسی او می رود. هذیان و توهمی در کار نیست. هدایت کاملا هوشیار است و کاملا آگاهانه به تدارک مجلس مرگ می رود. درونمایه  داستان مرگ در غربت نیست و اساسا غربتِ جغرافیایی مسئله  شخصیت نیست. چرا که او در سرزمین خویش نیز با تنهایی دست به گریبان است. هدایت با همگان بیگانگی می کند، چه این سوی آب چه آن سو. ما پیش از این نیز کمابیش به این مسئله آگاه بودیم؛ داستان کشوری در این میانه چه چیز تازه‌ای را به خواننده پیشکش می‌کند؟ برخلاف داستان «کابوس» که ما در توالی توصیفات و صحنه ها و در فضایی وهم‌آلود می‌توانیم چند قدمی با ساعدیِ محتضر تلو تلو بخوریم، در «بیگانه» با چنین اتمسفر تسخیرکننده ای مواجه نیستیم.  عناصر داستانی در بیگانه کمرنگ شده اند. جز همراهی نصفه نیمه  یک گربه  سفید که امید کمرنگ هدایت را در آن واپسین لحظات، برای پیدا کردن یک درد آشنا نشان می دهد، باقی داستان بیشتر به گزارشی کوتاه درباره  انتحار هدایت شباهت دارد و اشاره  مستقیم به این نکته که «می‌دانست برای زخم های عمیق بشری پاسخی ندارد» زمخت و دمِ دستی به چشم  می آید. مجموعه داستان «تونل» چهارمین مجموعه داستان «فرهاد کشوری» پس از «بوی خوش آویشن»1372، «دایره ها» 1383 و «گره کور» 1383 است که بهار امسال راهی بازار کتاب شد.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/77449

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی