ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

نقش ویژه اقتصاد فضادر ساخت شبکه شهری

تاریخ درج : چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۸

تغییرات الگوهای فضایی و پویش ساختاری و کارکردی آن که به ظاهر در روابط و پیوندهای فیزیکی میان شهرها و شبکه شهری و روستایی متجلی است، در اساس به نیروهایی مربوط است که سازوکارهای واقعی جذب، هدایت و انتقال جریان‌های سرمایه، نیروی کار و جمعیت را بر عهده دارند. اقتصاد فضا یا ساختار فضایی اقتصاد نقش کلیدی در جریان مازاد و ساخت و بازساخت نظام فضایی شبکه منطقه ای به‌ویژه شبکه شهری بر عهده دارد. 

شهرها پیوسته از درون تحت تأثیر نیروهای متعدد محیطی، اقتصادی اجتماعی، تاریخی و سیاسی تغییر می‌کنند. حاصل این تغییر پذیری که در ساختارهای درون شهری به صورت گسترش فیزیکی ساختارها و تغییرات کالبدی و کارکردی دیده می‌شود، در فضای ناحیه‌ای و روابط پیرامونی تغییرات اساسی در ساختار فضایی نظام شبکه منطقه‌ای به طور اعم و نظام شهری به طور اخص پدید می‌آورد. چرا که میان اجزای ساختاری و کارکردی تمامی پدیده‌های جغرافیایی همچون شهرها و روستاها ، مناطق و نواحی پیوند تنگاتنگ و غیرقابل انکار عمودی و افقی برقرار است که مجموعه حاصل از آن قابلیت‌های آن نظام را نمایندگی و تحقق پذیر می‌سازد.

شالوده مطالعاتی که تاکنون درباره نظام‌های شهری انجام‌شده جز تعدادی اندک، عموما به تشریح جنبه‌های ریخت‌شناسی و ابعاد کمّی نظام‌های شبکه شهری پرداخته‌اند. این مطالعات با فراهم‌آوردن اطلاعات اساسی درباره وضع موجود نظام‌های شهری، به پیشبرد مطالعات و گسترش دامنه شناخت در این زمینه کمک شایانی کرده است. واضح است مطالعه نظام‌های شهری زمانی به تدوین یک چارچوب تحلیلی یا نظریه پایه و پشتوانه کمک می‌کند یا در تدوین یک استراتژی کارآمد بازساخت فضا، موثر و مفید است که به مطالعه و فهم تغییرات، نیروها و فرآیندهای اثرگذار برساخت و بازساخت نظام شهری بپردازد و از این منظر، سازمان‌یابی و بازسازمان‌یابی شبکه شهری را در فضای ناحیه‌ای تحلیل و توجیه کند.

دسترسی به خدمات اساسی، اشتغال بیشتر و کسب درآمدهای برابر را برای جمعیت قابل توجهی غیرممکن و دستیابی به تعادل در عملکرد و اندازه شهرها را دشوار ساخته است. مرکز سلطه اقتصادی (مادر شهر ناحیه) با سرمایه گذاری‌های قابل توجه و جذب مازاد اجتماعی، فعالیت و جمعیت بیشتر، روند برتری خود را تثبیت می‌کند و این رسالت تاریخی و جغرافیایی در انباشت ثروت و تمرکز فعالیت‌های اداری، اقتصادی و جمعیتی همچنان ادامه دارد. اگر چه برخی شهرها به آستانه جمعیتی شهرهای میانی دست یافته‌اند، اما باید اذعان داشت که تغییرات چندان مهمی در عرصه اقتصادی اتفاق نیفتاده و گذار از این فرآیند برای بازساخت نظام شهری به عوامل ویژه و قدرتمندی بستگی دارد که توازن و تعادل میان تولید مازاد و جذب واقعی آن را در شبکه میسر سازد.

اما پر واضح است در ساختار اقتصاد سنتی، می‌توان نوعی سازمان شهری را فرض کرد که بر اساس ساختاری سلسله مراتبی، اجزای خودش را در یک ارتباط عمودی پایه‌گذاری کند؛ به طوری که بزرگ‌ترین مرکز انواع خدمات و کالاها را فراهم آورد و در حرکت به سمت پایین ، از اندازه شهرها و انواع عملکردها کاسته شود. 

بدیهی است چنین شکلی از رابطه در فضای اقتصادی نسبتا بسته و به دور از فناوری های جدید پذیرفتنی است. اما نباید ابداعات فناوری و ارتباطات روزافزون میان فرایندهای جهانی با زندگی محلی و تغییرات در فرصت‌های اقتصادی را که امکان تعامل گسترده در فضاهای ملی و ناحیه‌ای ایجاد می‌کند، نادیده گرفت.

بر اساس مدل نظری، توسعه و تعادل ناحیه‌ای و توازن نظام منطقه‌ای در ارتباط با دو عامل، عملکردهای داخلی و پویایی خارجی قابل تبیین است. از نظر علمی دستیابی به برابری در فضای ناحیه‌ای و گرایش به تعادل در نظام شهری مستلزم انجام فعالیت‌هایی در جهت یکپارچگی ناحیه‌ای و برقراری روابط متنوع با جهان اطراف است که نتیجه آن دسترسی به فرصت‌های برابر رشد برای اعضای شبکه است. 

شهرهای کوچک، خود با ایجاد مسیرهای جدید پیوندهای فعالی با دیگر گره‌ها برقرار می‌کنند و توزیع مطلوبی از اتصالات فیزیکی و پیوندهای عملکردی رشد می‌یابد. این پیوندها باید فرصت‌هایی را در اختیار شهرهای کوچک قرار دهند تا برای به‌حداکثر رساندن تولید درآمد خود، جایگاه قابل قبولی کسب کنند و ساختار و منابع خود را در مقیاس‌های متفاوتی به تحرک وادارند. از آنجا که مهم‌ترین تضمین برای پیشرفت اجتماعی اشتغال کامل است، باید ابتدا نابرابری میان اشتغال و عرضه کار را با سرمایه‌گذاری‌های متفرق و کوچک در این شهرها کاهش داد. از این طریق کارآیی اقتصاد محلی در چارچوب نظم و همگونی ناحیه‌ای شکل گرفته و توسعه می‌یابد. چنین سیستم‌هایی قادر به خود سازماندهی هستند و توانایی خلق فرایندهایی را دارند که در آن قابلیت‌ها مدیریت می‌شود و سیستم پیچیده نسبت به ساختار ثابت توسعه می‌یابد. 

تغییر روابط سلطه جویانه مادر شهر ناحیه‌ای با دیگر شهرها مستلزم تدارک یک استراتژی واقعی توسعه ملی و تعادل ناحیه‌ای است که امکان پیشرفت تدریجی ناحیه را فراهم آورد؛ نظام تولیدی استان در حال حاضر ناتوان از ایجاد ساز وکارهایی است که قادر باشد به ثروت‌ها و قابلیت‍‌های موجود در این ناحیه ارزش اقتصادی و اجتماعی دهد. بنابراین هدایت منابع ملی به فعالیت‌هایی که یکپارچگی منطقه‌ای را تضمین کند و امکان برقراری رابطه متنوعی با جهان بیرون فراهم آورد، ضروری است؛  برای آنکه برنامه‌ریزی شهری با موفقیت همراه باشد باید بر اساس برنامه‌ها و پروژهای دقیقی سازماندهی شود که تولید اشتغال کند و قادر باشد به تدریج در ساختار اجتماعی و حرفه‌ای جمعیت فعال تعادلی میان فعالیت‌های تولیدی و خدماتی پدید آورد؛ بدون زیر سوال بردن روابط ساختاری و بازنگری در مناسبات سلطه که در مضامین و قوانین جریان مازاد ملی جاری است، انباشت ثروت در انتهای دیگر طیف اجتماعی شبکه مسئله پیچیده و دشواری خواهد بود؛ توان اقتصادی جامعه زمانی از زوال رو به رشد باز خواهد ایستاد که با اتکا بر ظرفیت‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگ محلی جلوه‌های جدیدی از تصمیم سازی، تولید و اشتغال در اقتصادهای محلی و کوچک پشتیبانی شوند.

منبع: مقاله نقش اقتصاد محلی در جریان مازاد و بازساخت نظام شبکه منطقه‎ای 

نیره حاج امینی

 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/106119

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی