ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

هرودوت و اژدهاکشی

تاریخ درج : سه شنبه ۱۴ امرداد ۱۳۹۹

آرمان فاتح/دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی

گشتگی بن‌مایه

بهار مختاریان در کتاب دقیق و روشمندِ خود «درآمدی بر ساختار اسطوره‌ای شاهنامه» به تأسی از ژرژ دومزیل، روایتِ «اژدهاکشی به دست پهلوان/ ایزد» را اسطوره‌ای رایج در میان هندواروپاییان قلمداد می‌کند و با آوردن شواهدِ گوناگون از اسطوره‌های هندی، یونانی و اسکاندیناوی، رواج این بن‌مایه را ثابت می‌کند. پیرنگ این اسطوره را می‌توان به شکل زیر خلاصه کرد:اژدهایی، آب یا گاو یا زنان را می‌دزد. پهلوانی به پا می‌خیزد و به نبرد اژدها می‌رود و او را می‌شکند. سپس، آب، گاو یا زنان را آزاد می‌کند. در پایان، اژدها یا می‌میرد یا اینکه در غار یا چاهی زندانی می‌شود.مختاریان، اسطوره‌ نبرد فریدون با ضحاک، گرشاسپ با گندرو و کیخسرو با افراسیاب را نمونه‌های ایرانی این بن‌مایه می‌داند. به گمانم می‌توان روایت دزدیده‌شدنِ خواهران اسفندیار را نیز به این‌ها اضافه کرد. فریدون پس از بازداشت ضحاک، ارنواز و شهرناز را می‌رهاند و با آن‌ها ازدواج می‌کند؛ همچنین، فریدون از ضحاک انتقام می‌گیرد، زیرا او گاو برمایون را کشته‌ست. گرشاسپ با گندرو در آب مبارزه می‌کند و شکستش می‌دهد، احتمالا آب زندانی گندرو بوده است. کیخسرو افراسیاب را از آب بیرون می‌آورد و می‌کشدش. می‌دانیم که افراسیاب در شاهنامه سبب خشک‌سالی نیز هست.مختاریان به دیرزی‌بودن اسطوره‌ها و تغییراتشان می‌پردازد و می‌گوید: «شرایط تاریخی‌اجتماعی راویان اسطوره نیز خود عنصری دخیل در تحلیل آن‌ است، زیرا نمادهای اسطوره، عناصر خودگردانی نیستند و راوی در دمیدن جان به آن‌ها نقش اصلی برعهده دارد»‌ (مختاریان، 1392: 217). به‌عبارتی دیگر، اسطوره‌ها در گذر زمان، شکل‌های تازه‌ای می‌گیرند که شاید به نظر برسد به گذشته‌شان شبیه نیست، اما می‌توان عناصر برجای‌مانده از گذشته را در آن‌ها ردیابی کرد. بن‌مایه‌ اژدهاکشی پهلوان هم دچار چنین دگرگونی‌هایی می‌شود و می‌پاید.

 حماسه و اسطوره

در روایت‌های اسطوره‌ای و تاریخی یونانیان، «زن» نقش مهمی در آغاز نبردها دارد. مثلا می‌دانیم که جنگِ آخاییان و ترواییان با دزدیده‌شدنِ هلن می‌آغازد و ده سال کِش می‌آید. براساس حماسه‌ یونانی، علت‌العلل جنگ، هم‌خوابگی پاریس و هلن است و زیبایی هلن، زندگی را مختل کرده. برای خواننده‌ امروزی، چنین علتی، نامعقول و غیرمنطقی و شاید حتی خنده‌دار به نظر برسد: مگر می‌شود سرزمین‌هایی به سبب یک زن بجنگند؟ منطق اسطوره پاسخ می‌دهد: بله. اگر به عنصرِ دزدیدنِ زن در اسطوره‌ اژدهاکشی پهلوان توجه کنیم، به گمانم بتوان گفت ربودنِ هلن، ریشه در اسطوره‌ای کهن دارد که دچار گشتگی‌هایی شده است و در داستان، دیگر از اژدها خبری نیست. هلن را اژدها نمی‌دزد، باوجوداین، یونانیان خود را موظف می‌دانند که ربوده را بازگردانند. شاید بتوان گفت اسطوره‌ هندواروپایی اژدهاکشی، در حماسه‌ یونان و متناسب با زمان دیگر، گشتگی‌هایی را پذیرفته و شکلی تازه پذیرفته است.

پیدایشِ (genesis) جنگ: زن در تواریخ

ایلیاد را پیش چشم داریم و به «تواریخ» هرودوت نظری می‌اندازیم. هرودوت کتاب خود را با روایت دزدیده‌شدنِ زنان متعدد می‌آغازد. طبق روایتی که از پارسیان می‌آورد، یونانیان مسببانِ جنگ آسیا هستند، زیرا در زن‌ربایی زیاده‌روی کرده‌اند. می‌دانیم که تاریخ‌نویسی را نمی‌توان به «علت‌العلل‌نویسی» فروکاست؛ ازهمین‌رو، با خواندن صفحاتِ آغازینِ تواریخ شگفت‌زده می‌شویم و شاید از خود بپرسیم: چرا هرودوت تاریخ خود را با این روایت‌های اسطوره‌ای شروع می‌کند؟ آیا او به چنین افسانه‌سرایی‌هایی اعتقاد داشته است؟ برای پاسخ به این‌ها یا باید نیت‌خوانی کنیم یا کل اثر را مدنظر داشته باشیم و پاسخی بیابیم. طبقِ روایت‌های عجیبی که گاه در تواریخ می‌آید، می‌توانیم بگوییم که هرودوت حتی اگر به افسانه‌ها اعتقاد نداشته، لازم دانسته است آن‌ها را ذکر کند.به گمانم، ذکر زن‌ربایی‌ها در تواریخ، شگردی روایی است که ریشه در سنتِ دیرین هندواروپایی دارد: دشمنان و ربایندگانِ زن، جای اژدها را گرفته‌اند، ولی همان کارهایی را می‌کنند که اژدها با سرزمین‌های مورد هجومش می‌کند. زن در این سنت، هم‌ارزِ آب و گاو، نمادِ باروری و متوسعا زندگی است. آن‌هایی که زن می‌ربایند، اساسا زندگی را ربوده‌اند. در این روایتِ جدید، عنصر اژدها دچار گشتگی شده است، زیرا هرودوت می‌کوشد تاریخ بنویسد نه چون حماسه‌سرایان، افسانه؛ نتیجتا روایت‌های عقلانی‌تری از زن‌ربایی اژدها را نقل می‌کند.این شگردِ روایی احتمالا هم نظر یونانیان آن زمان را جلب می‌کرده است و هم نظرِ ایرانیانِ باستان را. در عصر ما نیز، نویسندگانِ ایرانی، معمولا برای تخفیفِ یونانیان، به زن‌ربایی و زن‌بازی‌های ایشان اشاراتِ طعنه‌آمیز می‌کنند. این اشارات اگر غرض‌ورزانه نباشند، شاید بتوان گفت ساده‌لوحانه‌اند، زیرا ارزشِ نمادین زن‌ربایی را نادیده می‌گیرند. درست است که روایت‌های صفحات اول تواریخ را نمی‌توان تاریخ دانست، بااین‌همه، نمی‌توان و نباید ارزش نمادین و روایی‌شان را دست‌کم گرفت. هرودوت با ذکر این افسانه‌ها، هم‌چون هزیود و هومر، به «پیدایش» (genesis) می‌پردازد؛ یعنی پیدایش جنگ را تشریح می‌کند: «زن/ سرزمین» عینِ زندگی است و تعرض به آن، مرگ. و این روایت، با کلیت تاریخ او هم‌خوانی دارد؛ چه او جنگ‌های طولانی دو سرزمین را روایت خواهد کرد و سلطنت مرگ را به تصویر خواهد کشید؛ پس چه چیزی بهتر از براعت استهلالِ زن‌ربایی؟

منابع: درآمدی بر ساختار اسطوره‌ای شاهنامه، 

بهار مختاریان، نشر آگه، 1392

Histories, Herdodotus, Translated by A. D. Godley, Book I, Hardvard University Press

شاهنامه، ابوالقاسم فردوسی، نشر قطره، 1393، جلد اول

اوستا، گزارش جلیل دوستخواه، انتشارات مروارید، 1393، جلد دوم

url : http://www.isfahanziba.ir/node/111266

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی