ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

هزار افسان یا هزار و یک شب؟

تاریخ درج : شنبه ۲۶ امرداد ۱۳۹۸
شماره روزنامه: 
هزار افسان، یادگار دوران هخامنشیان، هسته اصلی هزار و یک شب است

عاطفه بادکبود/مترجم و پژوهشگر ادبیات جهان

«سخن لؤلؤ نماینده، سرشک از گل گراینده به باغ اندر سراینده، هزار آوا هزار افسان!»

«قطران تبریزی»

در ادبیات پیش از اسلام ادبیات شفاهی مرسوم بود. ایرانیان آثار خود را کتابت نمی‌کردند، بلکه سینه به سینه نقل می‌کردند. تنها کتیبه‌ها، اسناد و نامه‌های ایران باستان به شکل مکتوب  در می‌آمد. حتی اوستا، مهم‌ترین کتاب باستانی ایران هم  تا زمان ساسانیان به صورت مکتوب درنیامد و موبدان آن را از بر می‌کردند. بعد از اسلام هم ادبیات شفاهی در ایران باقی ماند. از منابع شفاهی در ادبیات پس از اسلام بسیار بهره برده‌اند، فردوسی در تدوین شاهنامه در کنار خداینامه از روایات شفاهی هم سودجسته است. امروز هم بخش عظیمی از ادبیات عامه از شعر و ترانه و متل گرفته تا قصه و چیستان و ... سینه به سینه حفظ می‌شوند و به نسل بعد منتقل می‌شوند. در دوران ساسانی بود که زردشتیان آثار خود را کتابت کردند. مسلمانان و مسیحیان ومانویان صاحب کتاب بودند و این امر زردشتیان را به کتابت آثار خود واداشت. بعد از حمله اعراب و در قرون اولیه اسلامی بیم نابودی آثار ایرانی افزایش یافت، تعداد موبدان کم شده بود و زبان و ادبیات عرب پیشرفت چشمگیری داشت، پس ایرانیان شروع کردند به نگارش آثار خود به زبان پهلوی. بیشتر آثاری که از زبان‌های باستانی ایران به جا مانده است، به زبان پهلوی است. مترجمان عربی آثار مکتوب پهلوی را به زبان عربی ترجمه کردند. بسیاری از کتب پهلوی بعدا از میان رفت، اما ترجمه‌های عربی آنها باقی ماند. در بسیاری از این ترجمه‌ها صبغه (رنگ) دینی متون اصلی را حذف می‌کردند و مشخص نیست مترجمان عربی تا چه حد به متن اصلی وفادار بوده‌اند، در برخی ترجمه‌ها مانند ترجمه رساله خسرو و ریدگ قسمت‌هایی در متن پهلوی وجود دارد که در ترجمه وجود ندارد و برعکس. مترجمان بیشتر به کتب ادبی، تاریخی، جغرافیا، اندرزها و عهود و وصایا، آیین‌نامه‌ها و مطالب ادبی می‌پرداختند و عامدانه از ترجمه کتبی که دینی بودند سرباز زدند. افسانه‌ها، اساطیر و داستان‌های ایرانی بسیار مورد توجه قرار گرفت. مهم‌ترین مجموعه داستان ایرانی کتاب هزارافسان بوده که اصل پهلوی آن از میان رفته است. ابن ندیم در الفهرست، نامی از این کتاب می‌برد و می‌نویسد:« اولین کتابی است که در مورد داستان تالیف شده است» و بعد سبب تالیف آن را می نویسد که پادشاهی ایرانی هرگاه زنی می‌گرفت یک شب را با او به سر می‌برد و فردا او را می‌کشت تا اینکه شهرزاد را به زنی گرفت و شهرزاد شروع به قصه‌گویی کرد و قصه گویی‌اش هزار شب ادامه یافت و فرزندی از او متولد شود. شاه خردمندی او را ستود ودلبسته او شد. مسعودی هزار افسان را از زمره کتاب‌هایی که از فارسی، رومی، هندی ترجمه شده، برمی‌شمرد. مورخانی که از آن نقل کرده‌اند هزار افسان را کتابی در زمره کتب پهلوی برشمرده‌اند. هزار افسان از دوران هخامنشیان شکل گرفته بود و در دوران ساسانیان به زبان پهلوی درآمد و مکتوب شد وهسته اصلی هزار و یک شب ایرانی شد.هزار و یک شب هم مانند دیگر کتاب های این چنینی چون کلیله و دمنه، سندبادنامه، بلوهر و بوذاسف و... به عربی ترجمه شد. ترجمه عربی‌اش با نام «الف لیله و لیله» در میان مسلمانان شهرت یافت. افسانه‌ها و داستان‌های بسیاری به آن افزوده شد. افسانه‌هایی از شام و دمشق و بغداد و مصر از راویانی ایرانی و عرب و یهودی و قبطی. اختلاط فرهنگ‌ها، روایت‌ها، ریشه‌ها و عوامل داستانی و... باعث شد که این کتاب از اصل پهلوی خود فاصله بگیرد، همچنین مترجمان قسمت‌هایی از این کتاب را به دلایل مختلف حذف می‌کردند و نیز برحسب سلیقه و طبع مخاطبان و نیاز زمان مواردی را به آن می‌افزودند و این تغییرات با گذشت زمان به تدریج بیشتر و بیشترهم شد. افرادی مانند ابن عبدوس جهشیاری از آن تقلید کردند و سعی کردند تا  در کتاب هزار افسانه، افسانه‌های ایرانی و عربی و رومی و قبطی و... گردآوری کنند اما نتوانستند اثری بیافرینند که با هزار و یک شب پهلو بزند. نسخه فارسی کتاب هزارافسان تا قرن هفتم موجود بوده و در اشعار شاعران ایرانی منعکس، اما از قرن هفتم به بعد این کتاب از میان رفته است و دیگر نشانی از او نداریم، گرچه در دوران قاجار طسوجی الف لیله و لیله را از عربی به فارسی ترجمه کرد، اما کتابی که امروزه در دست داریم بسیار با هزارافسان متفاوت است.

منابع:

تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، احمد تفضلی هزار افسان کجاست، بهرام بیضایی

url : http://www.isfahanziba.ir/node/99785

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی