ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

وضعیت شعر در ایران امروز

تاریخ درج : شنبه ۲ تیر ۱۳۹۷
شماره روزنامه: 
آیا سنت شعری از خود گذر خواهد کرد؟

 بعد از طوفان شاعران پسانیمایی به طور تقریبی تمام منتقدان شعر ایران متفق القول بودند که دوران طلایی شعر مدرن ایران فرا رسیده است. از نصرت رحمانی تا شاملو، از فروغ فرخزاد تا سپهری، از بیژن الهی تا رضا براهنی، از یدالله رویایی تا سپانلو همه و همه با وجود تفاوت‌های بنیادینی که با یکدیگر داشتند در یک موضوع با یک دیگر اشتراک نظر و اثر داشتند و آن آغاز فصلی نو در ادبیات و شعر ایران است.

 

 

 

این شاعران به خوبی دریافته بودند که شیوه های غزل‌سرایی و قصیده نویسی سابق به تنهایی برای مخاطب امروزشان کفایت نمی کند. آنها سعی کردند از یک طرف با گسترش زبان خود و با بهره‌گیری از محتوای روز و از طرف دیگر بازخوانی متون گذشته، راه را برای خلق موقعیت های ناب شعری هموار کنند. خیل عظیم شاعرانی که در دهه  ۳۰، ۴۰  و ۵۰ به جرگه ادبیات پیوستند خود شاهد این مدعاست. به دلیل اختناق اجتماعی در دوره پهلوی دوم، شعر محفل خوبی برای بیان عقاید آزادی خواهانه و ستم ستیز جامعه ادبیات بود که می توانست کورسوی امیدی برای آنان ایجاد کند. آشنایی با شعر و شاعران دیگر کشورها هم مزید بر علت شد که اقبال روشنفکران و توده  مردم به شعر یکی از نشانه‌های سه دهه پیش از انقلاب شود. شب های گوته مثال خوبی برای قبول این واقعیت است که برعکس تصور موجود، شعرهای آن عصر به طور کامل از طرف اجتماع قبول و از آن خود شده بودند. نقد و تاریخ و تفسیر شعر یکی از پایه های این اتفاق مبارک در جامعه شد که توانست رابطه دوگانه‌ای با شعر برقرار کند.  اما بعد از انقلاب با وجود تلاش‌های بسیاری که شاعران دهه 60 انجام دادند به دلیل وضعیت خاص کشور و فضای نه چندان باز برای ادبیات، گسست عظیمی میان شعر پیش از انقلاب و شعر بعد از انقلاب رخ داد. بسیاری از شعرای پیش از انقلاب دیگر رغبتی برای شعر سرودن نداشتند و تعدادی از آنها تصمیم به عدم چاپ کتاب‌های خود گرفتند و جنگ نیز مزید بر علت شد. در دوران سازندگی نیز  بی‌توجهی با سرعت بیشتری پیگیری شد و سیاست‌های تکنوکراتیک و توسعه‌مدارانه جایی برای شاعرانگی یک جامعه باقی نمی‌گذاشت. در همین دوران هم شاعرانی همچنان سعی می کردند چراغ ادبیات ایران را روشن نگاه دارند اما اقبال عمومی به آن وجود نداشت. در اواخر دوران سازندگی و اوایل دوران اصلاحات اتفاق‌های تازه‌ای در حال رخ دادن بود. شاعران جدیدی با افق دیدهای تازه‌ای از شعر پا به عرصه ادبیات گذاشته بودند که پیش از این از خود هیچ نام و نشانی نداشتند. آنها با تهوری کم نظیر سعی در شکستن سلطه شاعران پیش از خود بودند و به همین دلیل قصد داشتند قالب های شعری گذشته را با مفاهیم نوین و خرد بیامیزند. بنابراین خود را جریان شعری پست مدرن نامیدند که البته این نامگذاری از دید بسیاری چندان مناسب به نظر نمی‌رسید. پست مدرن باید به دوره‌ای تاریخی اطلاق شود که همه مظاهر اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن در تناسب با یکدیگر  قرار گیرد. اقبال عمومی به این نوع شعر که با مضامین سیاه و گاهی عاشقانه نوینی درگیر بود غیرقابل پیش‌بینی بود. سید مهدی موسوی و فاطمه اختصاری  به عنوان نمادهای این جریان شعری شناخته شدند و در کمتر از یک دهه صعودی بی نظیر در محبوبیت بین قشر جوان و شعردوست پیدا کردند. کتاب‌های آنان به سختی تهیه می شد، اما به طرفه العینی به فروش می‌رسید. پس از مشکلاتی که گریبان‌گیر آنها شد و آنها را از سطح اول ادبیات دور کرد، گهگاه پدیده‌هایی در سپهر ادبیات ایران دیده شدند، اما به دلیل کمبود بنیه نتوانستند به کار خود ادامه دهند. قطعات و غزل‌های بسیار طولانی با اوزان کم ظرفیت و پرشور، در ابتدا جذابیت بسیاری‌را برای شعردوستان جوان ایجاد کرد، اما پس از چندی تکرار این مضمون باعث شد در سطح‌شاعران بازاری و اینستاگرامی نزول کنند. باجمیع این تفاسیر باید گفت که شعر ایران از دهه‌ 40و 50 تاکنون با شیبی گاه تند و گاه ملایم سیر نزولی را از سر می گذراند. مفاهیم و فرم‌های تازه شعری جایی در میدان ادبیات ندارند و ناشران با توجه به حجم بالای شاعران خودخوانده، عمده کتاب‌های شاعران را با هزینه خودشان چاپ می‌کنند. تقریبا هیچ ناشری بر روی هیچ شاعر تازه‌کاری خطر نمی‌کند. از طرفی وضعیت فرهنگی جامعه شاعران را به یک اغمای شعری فروبرده است و حتی تلاشی برای گسترده کردن مفاهیم فکری انجام نمی شود و ترانه - آن هم از نوع فروختنی- جای خود را فراخ‌تر کرده است. از سوی دیگر با توجه به حجم بالای تولید که بیشتر از شعر یا تقلیدی کودکانه از شاملو و فروغ یا شطحیات و دلنوشته‌های شاعران است، عامه مردم را به جریان‌های شعری ظنین کرده است. شاید این دوران، زمانه فطرت و عسرت شعر باشد و از چنین زمانه‌ای انتظار بیهوده‌ای است که بتوان شاعری پیدا کرد که شعر را به پیش و پس از خود تبدیل کند. در تاریخ ایران، چنین روزگارانی کم‌نظیر نیست و همواره جریان شعری با فراز و نشیب‌های سیاسی و اقتصادی دستخوش شکفتگی و فرورفتگی شده است. باید منتظر ماند و دید که آیا سنت شعری می‌تواند از خود گذر کند و چله‌نشینی مرگ را به زایشی نو  بدل کند یا نه./گروه کتاب 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/75859

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی