ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

وقتی از تفریح حرف می‌زنیم از چه چیزی حرف می‌زنیم؟

تاریخ درج : سه شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۷
شماره روزنامه: 
جستار

افسانه دهکامه

دامنه تفریح برای من وسیع‌تر از آن است که بخواهم توصیفش کنم و حتی حد و حدودش را تعیین کنم‌. فقط می‌توانم بگویم تفریح یعنی وقتی دارم کاری را انجام می‌دهم یا حتی انجام نمی‌دهم و حال خوبی  به من دست می‌دهد. بعد از این حال خوب هم حتما لذتی حاصل می‌شود که نگو و نپرس! برای همین هم است که گاهی از کارم لذت می‌برم و وقتی کار می‌کنم انگار تفریح می‌کنم. البته این همیشگی نیست و فقط کافی است روزمرگی کار به تفریحش بچربد؛ آن وقت خود کار برایم سخت می‌شود. بعد باید به تفریح‌های دیگر پناه ببرم که دوباره دلم برای کارم تنگ شود و با حال خوش نزدش برگردم.خلاصه، تفریح‌های من شامل خیلی چیزها می‌شوند: بودن در طبیعت را دوست دارم و ازنظر من هیچ چیزی اندازه طبیعت نمی‌تواند حال آدم را خوب کند. اصلا از نظر من تفریح یعنی همین که در طبیعت باشی وبا آن یگانه شوی. وگرنه خیلی‌ها می‌خواهند در همین طبیعت متوسل به چیز دیگری شوند تا کیفشان کوک شود مثلا غذای مفصلی بخورند یا شکار کنند یا...  . برای من خود طبیعت کافی است.خوردن و خوابیدن هم تفریح به حساب می‌آید. چرا که نه؟ وقتی بالشت را عاشقانه بغل کنی و وقتی چشیدن غذاهای مختلف را دوست داشته باشی، پس حتما خوردن و خوابیدن هم برایت تفریح به حساب می‌آیند. تازه می‌توانی به اینها اضافه کنی: بودن کنار خانواده (و نه فامیل) و دوستانت، فیلم دیدن و موسیقی شنیدن و گردش رفتن و خیلی کارهای دیگر.اما این تمام ماجرا نیست،گاهی انجام ندادن کاری برایم تفریح به حساب می‌آید؛ مثلا نرفتن به مهمانی، دررفتن از کار خانه یا کاری که به تو محول می‌کنند و تو دوستش نداری، نرفتن سر کار و تعطیل شدن و... . یعنی می‌خواهم بگویم همیشه «انجام دادن» تفریح نیست، گاهی «انجام ندادن» هم خودش تفریح به حساب می‌آید. چون غالبا بعد از این انجام ندادن‌ها دراز می کشی و پایت را روی پای دیگر می‌اندازی و تخمه می شکنی و خلاصه خوشحالی که آخیش چه خوب که نشد!حالا می‌خواهم یک درجه بالاتر بروم. اگر کاری را انجام دهی که بسیار بسیار لذت ببری و برایت «جدی» شود، آن هم تفریح به حساب می‌آید؟ یعنی می‌خواهم بگویم آیا تفریح با «جدی بودن» کاری منافات دارد؟ آیا باید چیزی جدی نباشد که تفریح حسابش کنی و فقط همان دم حس خوب بت دست دهد و بعد تمام؟! فکر می‌کنم اینطور نیست. اتفاقا می‌شود چیزی یا کاری برایت بسیار جدی باشد اما تفریح باارزشی برای تو نیز محسوب شود. تفریحی که اتفاقا هرزمانی انجامش نمی‌دهی. می‌گذاری‌اش برای وقت‌های خاصت. الکی هدرش نمی‌دهی، تمامش نمی‌کنی، هرکسی هم درش دخیل نمی‌کنی و نمی‌گذاری در این تفریح با تو شریک شود. این دیگر حد اعلای تفریح است، همان است که خیلی‌ها اسم «عشق کردن» رویش می‌گذارند. من یکی دوتا تفریح اینجوری دارم که گذاشتمشان در گنجه محفوظ بمانند.هر زمانی هم بیرونشان نمی‌آورم. راجع‌به‌شان هم زیاد صحبت نمی‌کنم چون فقط مختص به خودم هستند. یعنی بقیه هم ممکن است با آنها حال کنند، ولی برای من جور دیگری هستند. این را هم اضافه کنم که کلا هر کاری که انجام می‌دهم می‌خواهم هدفی داشته باشد. هنوز برایم تعریف نشده که الکی بروم جایی و وقت‌گذرانی کنم و خیال کنم تفریح کرده‌ام. حتما باید چیزی درش پنهان باشد. حتی همان خوابیدنم هم برایم دنیایی است پر از تخیلات و تصورات. تفریح از دید من وقت‌گذراندن نیست. چون من اصلا نمی‌خواهم وقتم بگذرد. اتفاقا می‌خواهم وقتم کِش پیدا کند. تفریح برای من همانی است که گفتم: داشتن حال خوب آن هم برای رسیدن به هدفی. والسلام.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/71889

دیدگاه جدیدی بگذارید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی