ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

وقتی من به عراق رفتم ...

تاریخ درج : سه شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۷
شماره روزنامه: 
جستار

مریم فروغی

 

من یک گردشگر حرفه‌ای نیستم. درواقع یک متخصص خبره در رشته‌ دانشگاهی‌ام هم نیستم. من حتی از آن گردشگرهای ماجراجو هم محسوب نمی‌شوم که به‌دنبال تجربیات خاص مدام مشغله‌ ذهنی داشته باشم. می‌توانم بگویم که من یک دانشجوی مطالعات فرهنگی هستم که سودای سفر دارد. به همین دلیل  هم هست که زمانی که به سفری می‌روم، آدم‌ها، مناسباتشان و آن بروزاتی که ریموند ویلیامز «فرهنگ زیسته» می‌خواندشان برای من دیدنی‌ترین‌ها و هیجان‌انگیزترین‌ها هستند. یکی از مقاصدی که همواره برای من جذاب بوده و حتی بعد از چند بار تجربه‌ سفر همچنان این کشش را حفظ کرده، کشور عراق است. سال‌ها پیش متنی راجع به سفر هم‌گیر شده بود که مضمونش این بود: هیچ مسافری نمی‌داند که واقعا به کجا می‌رود و چه چیز در انتظارش است. واقعیت این است که من همچون بسیاری دیگر گمان می‌کردم که در عراق قرار است فقط ایرانی ببینم  و اگرچه تعداد مسافران ایرانی خیلی زیاد است،  یکی از جالب‌ترین تجربیات من در برخورد با فرهنگ‌های دیگر و گردشگران کشورهای دیگر در این کشور رقم خورد. آن‌چنان‌که می‌دانیم، عراق مدفن شش امام شیعیان است و زیارتگاه‌های دیگری نیز چون مسجد کوفه، مسجد سهله و مقبره دو طفل مسلم و ... نیز در آن واقع شده. البته این کشور با توجه به دیرینگی و تاریخ کهن خود، آثار تاریخی نیز داشته و دارد، اما آنهایی هم که از دست جنگ نیمه‌جانی به‌در برده‌اند غالبا در مناطقی هستند که ناامن بوده یا به طور کلی چندان اجازه‌ دسترسی به آنها نیست (خصوصا اگر با کاروان سفر کرده باشید). عراق نه‌تنها تنوع قومی دارد که موجب می‌شود در بعضی شهرها (مثل کاظمین که در استان بغداد واقع است بیشتر به چشم بخورد) بلکه گردشگران غیر ایرانی زیادی هم دارد. از کشورهای عربی مختلف مثل لبنان و مصر و سوریه و عمان و عربستان و کویت و... گرفته (یادمان باشد هرکس در یک کشور عرب‌زبان به زبان عربی صحبت کرد، لزوما اهل آن کشور نیست و امکان دارد گردشگر باشد) تا کشورهایی چون ترکیه و آذربایجان و پاکستان و هند بیشتر، گردشگرانی هستند که غیر از ایرانی‌ها در عراق زیاد دیده می‌شوند. من تمام مکان‌های زیارتی عراق را دیده‌ام و زیارت کرده‌ام. آنچه اینجا می‌نویسم معطوف به بخش اول است، یعنی مشاهداتم به عنوان یک مشاهده‌گر، نه یک زائر. حضور در مکان‌های زیارتی عراق، از حرم‌های معصومین (علیهم السلام) در نجف، کربلا، کاظمین و سامراء گرفته تا دیگر مکان‌های زیارتی سرشار از تجربه و مواجهه است. تفاوت‌های فرهنگی نه‌تنها در آداب مربوط به زیارت بسیار زیاد است که در ویژگی‌های خود مکان‌ها نیز به چشم می‌خورد. برای مثال در کشور عراق هیچ ایوان طلایی (ورودی اصلی) به ضریح حرم امامان، ورودی زنانه ندارد و این گرچه برای کمتر ایرانی ایجاد چالش ذهنی می‌کرد، من زنان ایرانی زیادی دیدم که به هوای حرم امام رضا(ع) از ایوان طلا می‌خواستند وارد حرم امامان معصوم(علیهم السلام) شوند.

 

 به‌طور کلی آنچه از این سفرها و از مواجهه ام با زائران ملل مختلف دریافتم، تفاوت مواجهه‌ شیعیان ملل گوناگون با مقام امامان بود. اساسا زیارت کردن و طلب و درخواست برای یک ایرانی، عرب، ترک یا هندی حائز معناهای متفاوتی است. من از تجربه‌ حضور در مکان‌های زیارتی عراق دریافتم که ایرانیان در زیارت در مقایسه با دیگر ملل آداب متکلف بیشتری دارند و این آداب چندان بسته به پایگاه اجتماعی-اقتصادی‌شان نیست. گویی خود را در برابر مقامی می‌بینند که هرگونه تخطی از آداب، خروج از ره صواب است. ترک‌ها به عزاداری کردن پایبندی خاصی دارند و اعراب به طور کلی در زیارت دارای مناسک متعدد، رسوم خاص و اطمینان بیشتر در گرفتن حاجت هستند. همچنین اعراب تفاوت‌های زیادی در برخی باورهایشان با ما دارند، برای مثال اگر روز تولد ائمه در کربلا باشید، از کنار هر کاروان ایرانی که گذر کنید این توصیه را می‌شنوید که به حرمت واقعه کربلا اینجا شادی و مولودی‌خوانی زیادی نکنید؛ پس اعراب روز سوم شعبان در بین‌الحرمین هلهله (شادی همراه با بالا و پایین پریدن) می‌کردند و برخی آن را دارای ثواب می‌دانستند. هندی‌ها و پاکستانی‌ها در آداب تفاوت بیشتری دارند و اختلاف زیادی میان مناسک آن عده‌ای که لباس‌های گران‌قیمت پوشیده‌اند (این مورد در میان هندی‌ها و پاکستانی‌ها کاملا مشهود است) با آنان که متعلق به طبقات پایین‌تر هستند وجود دارد. حضور هندی‌ها در مکان‌های مقدس عراق به امور روزمره‌شان شبیه‌تر است و من بسیار دیده‌ام که حتی دعوا و درگیری فیزیکی میانشان درگرفته است.همچنین ایرانیان به زیارت مکان‌های زیارتی دیگر پایبندی بیشتری دارند تا دیگر ملل. به‌غیر از حرم امامان معصوم(علیهم السلام) و مساجد کوفه و سهله، تقریبا باقی زیارتگاه‌ها (آرامگاه دوطفل مسلم، آرامگاه حر و ...) بیشتر زوارشان ایرانی هستند.برخورد میان افراد با ملیت‌های مختلف هم قابل توجه است. تجربه من از برخورد با زائران در عراق این‌ است که به‌طور کلی اعراب نسبت به غیر اعراب با ایرانیان برخورد بهتری دارند و از میان اعراب هم لبنانی‌ها و عربستانی‌ها دوستانه‌تر برخورد می‌کنند. چنین برخوردی بسیاری از کلیشه‌های شکل‌گرفته در ذهن ما نسبت به عرب‌ها را می‌شکند و این تجربه هم در ساحت عینی و هم در ساحت ذهنی سرشار از اندوخته است. برای مثال من زنان عراقی بسیاری را دیده‌ام که بین راه‌ها یا توالت‌ها سیگار می‌کشیدند و اگر نگاهشان می‌کردی سیگار تعارف می‌کردند و این را نوعی مهمان‌نوازی نسبت به ایرانیان می‌دانستند و من این مهمان‌نوازی را در زنان صبحانه‌فروش نجف نیز درحق ایرانیان دیده‌ام. همچنین لبنانی‌های زیادی را دیده‌ام که به زنان سالمند ایرانی کمک کرده‌اند (در کل اعراب برای سالمندان احترام زیادی قائل‌اند) و نمونه‌هایی از نثار محبت و احساس مهر از شیعیان عربستان نسبت به ایرانیان دریافت کرده‌ام.  در آخر باید اذعان کنم که رفتن به عراق مسافرت آسانی نیست، بنابراین برای مواجه شدن با کسانی که از فرهنگ‌های دیگر که راجع‌به بسیاری‌شان همیشه دچار قضاوت‌های سنگین و عجیب بوده‌ایم جای خوبی است.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/71891

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی