ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

ویدئوی جدید ابیانه چه معنایی دارد؟!

تاریخ درج : چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۸

فاطمه لاوی
کانال ها و صفحات اینستاگرامی این روزها پر شده از کلیپ آوازخوانی در کوچه پس کوچه های ابیانه! در دنیای مجازی تیتر زده اند: «تزریق شادی به جامعه!»، در جایی دیگر نوشته بودند: «آزادی، شادی و خندیدن حق ماست!» اما این ویدئو نشان می‌دهد هنوز شماری از گردشگران یا مسافران یک مقصد هنوز «احترام به چارچوب‌های مردم محلی» را بلد نیستند. با دیدن این دست کلیپ ها، خاطره یکی از سفرهایم به یک منطقه بومی و بکر در اصفهان برایم تداعی شد. درست دو سال پیش بود به یک روستای زیبا در نزدیکی اصفهان رفتم. مسیر طولانی، کاملا بکر، دست نخورده و یکی از صد بهشت گم شده در ایران بود. هنوز به روستا نرسیده بودیم که در بین مسیر چند جایی توقف کردیم. چندین نفر گوشزد کردند که وارد این منطقه نشوید چرا که با رفتار نادرست مردم بومی مواجه می‌شوید. من اما با شنیدن این صحبت ها برای رفتن مصمم‌تر شدم. به روستا رسیدیم. اولین فردی که دیدم «علی بابا» بود. در مقابل علی بابا ترمز زدیم. او بدون هیچ سلام و خوش آمدگویی فقط گفت: آرام حرکت کنید، چراکه کل جاده خاکی است و مردم محلی در حال رفت و آمد هستند. خیالش را از بابت رانندگی راحت کردم. به داخل روستا رسیدیم، دوربین به دست قدم می‌زدم که خانم مسنی گفت: دختر جان، دوربینت را در کیفت بگذار. گفتم چرا مادرجان؟ گفت در فرهنگ ما خوبیت ندارد با دوربین از مردمی که نمی‌شناسی عکس بگیری. خیالش را راحت کردم که فقط از طبیعت عکس خواهم گرفت. برای ناهار در کنار چشمه آبی حصیرمان را پهن کردیم که چند مرد آمدند و تذکر دادند زباله‌هایمان را با خود ببریم و مواظب باشیم کجا آتش روشن می‌کنیم. آن دو مرد جوان را دعوت به همراهی ناهار با خودمان کردیم. دل پری داشتند از گردشگران! به نکاتی اشاره کردند که شاید من گردشگر اصلا به آن فکر هم نمی‌کنم یا شاید با خود بگویم مگر من چند روز اینجا هستم؟ نهایت یک روز! بگذار این یک روز را لذت ببرم.... با خودمان فکر نمی‌کنیم که ما تنها گردشگر آن منطقه نیستیم. نگرانی مردم بومی، نابودی طبیعت بکر آن محل به‌دست گردشگران و از همه مهم‌تر تغییر فرهنگ و تاثیرگذاری منفی گردشگران بر روی فرهنگ مردم محلی بخصوص جوان‌ترها بود. آقا حسین که اصالتا اهل همین روستا و مهندس برق در یک شرکت بود، می‌گفت: اگر گردشگران بخواهند هر کاری دوست دارند  انجام بدهند پس چه فرقی بین این محل با محل زندگی خودشان هست؟ می‌گفت زیبایی و جذابیت هر منطقه به تفاوت‌هایش با مناطق دیگر است. از حرف‌هایی که مردم شهرهای همجوار در مورد روستایشان می‌زنند خبر داشت و می‌گفت آنها از این ناراحت هستند که چرا ما محلی‌ها اجازه نمی‌دهیم هر کاری که دلشان خواست در روستایمان انجام دهند، ولی نمی‌دانند سرسختی ما به نفع خودشان، آیندگان و طبیعت است، وگرنه ما با مردمی که از جنس خودمان هستند چه دشمنی داریم؟! اینها صحبت‌های صاحبخانه‌ای بود که اتفاقا مهمان‌نواز هم بود اما، مهمانان بدجور ناراحتش کرده بودند. امروز بعد از دو سال با دیدن کلیپی که در ابیانه گرفته شده بود حرف‌های حسین‌آقا برایم تداعی شد. بله، شادی حق طبیعی همه انسان‌هاست، اما به چه قیمتی؟ آیا آوازخوانی و کارهایی چون آتش برافروختن، با سرعت بالا رانندگی کردن، ریختن ته‌مانده غذاها در طبیعت، لباس نامناسب پوشیدن و در کل نادیده گرفتن جامعه‌ای که برای تفریح وارد آن شده‌ایم کار درستی است؟ فعالیت های گردشگری باید به‌صورت هماهنگ با سنت‌های مناطق و کشور میزبان صورت بگیرد. درواقع یکی از ضوابط مهمی که باید به آن توجه کرد، شناخت و درک آداب و رسوم مردم محلی است که وارد آن شده‌ایم. باورهای مذهبی، فلسفی و اخلاقی جامعه میزبان باید شناسایی شده و محترم شمرده شود. نوع پوشش و رفتار گردشگر باید به گونه‌ای باشد که باعث آسیب فرهنگی مقصد نشود که اگر غیر از این باشد آن مقصد دیگر جذاب و بکر نخواهد بود. مردم ابیانه هم از این امر مستثنا  نیستند. یقینا انجام کارهایی از این دست باعث آزردگی خاطر مردم محلی خواهد شد و عواقب جبران‌ناپذیری را به بار خواهد آورد. ورود گردشگر به هر محل و حتی کشوری باید مثبت باشد و نه منفی. هر سخن جایی و هر  نکته مکانی دارد.جوری رفتار کنیم که بعد از پایان سفر جز ردپایی از خود به همراه خاطره و عکس چیزی بر جا نماند.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/95615

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی