ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

پرتقال قِل قِلی

تاریخ درج : چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۶
شماره روزنامه: 
مامان واسم گذاشته بود 
يه ساندويچ الويه 
که زنگ تفريح بخورم
طعمش که حتما عاليه
توي حياط نشستمو
خواستم که گازش بزنم
درست همون لحظه اي که 
آب افتاده بود دهنم
ديدم يکي از بچه ها 
داره نگاهم مي کنه 
گفتم يواش توي دلم 
دلش مي خواد خب نکنه!
رفتم پيشش يواش يواش 
خنديدم و گفتم سلام 
مياي با هم بازي کنيم؟
ميشه که دوست بشي باهام؟
خنديد و گفت که: البته!
خوبه که دوست من باشي
گفتم به شرطي که باهام 
توو ساندويچ، شريک بشي 
نصفش باشه براي تو
نصفش واسه من بمونه
گفت: خيلي خيلي ممنونم
چقد دلت مهربونه! 
يه پرتقال قل قلي 
از توي جيبش درآورد 
گرفت زير دماغ من
بوي خوشش دلم رو برد
گفت حالا نوبت منه
راحت کنم خيالشو
بايد که با هم بخوريم 
دو تايي پرتقالشو!
 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/70848

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی