ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

پیشا اپیدمی و تفکر طبقاتی

تاریخ درج : سه شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۹

مریم فروغی/دانش‌آموخته مطالعات فرهنگی

در آغازین روزهای شیوع بیماری، روایت‌های مشابهی از چندین شهر در جای‌جای جهان (و همین کشور خودمان و البته همین شهر اصفهان) شنیدم و شاهد بودم که افرادی اصطلاحا از طبقات متوسط و بالا بیماری را چیزی متعلق به طبقات پایین و محله‌های فرودست تلقی می‌کردند. بله، این یک روایت واقعی است. این هم واقعی‌تر است که خرید لوازمی چون ماسک، دستکش، ضدعفونی‌کننده‌ها و حتی صابون مستلزم پرداخت پول است. واقعی‌تر آنکه امکان قرنطینه برای آن کسی وجود دارد که امکان کسب معیشت به طرق مختلف در چنین وضعیتی برایش  فراهم باشد. این یک وضعیت واقعی است که بسیاری از کسانی که از لزوم ماندن در خانه حرف می‌زنند، به واقع تصور دقیقی از وضعیت ماندن در خانه برای کسانی جز طبقه‌ خودشان را  ندارند. بله، این همه‌گیری نیازمند قطع زنجیره‌ ابتلاست. این یک شرایط جهانی است. این نظام سرمایه‌داری بیماری است که جز وضعیت مطلوب خودش چیزی را نمی‌تواند تصویر یا تصور کند. این یک وضعیت جهانی است. به قول متخصصانش دیگر نمی‌توان نامش را اپیدمی گذاشت. این یک پاندمی‌ است. از حالت شیوع به وضعیت همه‌گیری رسیده است. اما شاید اگر تا پیش از آن به هرکدام از ساکنان کشورهای در اصطلاح توسعه‌یافته و درحال توسعه گفته می‌شد که احتمال آن می‌رود که بیماری‌ای با این ویژگی‌ها به سرعت در جهان مرزها را در نوردد و شرایطی چنین حاد ایجاد کند، به دیده‌ تردید در عقلمان می‌نگریستند و احتمالا  این وضعیت را نه تنها جدی نمی‌گرفتند که رخ دادنش را به کشورهایی با جمعیت بالا، کشورهای توسعه نیافته، کشورهای با سیستم سیاسی غیر سرمایه‌داری معمول، افریقا (متاسفانه برای بسیاری افریقا یک مفهوم است، بسیاری از مردم دنیا افریقا را یک قاره‌ متشکل از چندین کشور با شرایط و وضعیت‌های گوناگون تصور نمی‌کنند بلکه اساسا آن را برابرنهاد با بدبختی قرار می‌دهند) و جز آن. هرگز بشر امروزی برج عاج نشین گمان نمی‌کرد که چنین بیماری بتواند به این حد ساز و کار جهانش را به هم بریزد. حتی دولت‌ها نیز چنین تصوری نداشتند. مثال بارز آن دولت‌های اروپایی که با تصور آنکه هرگز یک همه‌گیری ویرانگر نخواهد آمد، دوران آن گذشته است و احتمالا این چیزها متعلق به زمان قرون وسطی است بر طبل آن می‌کوبیدند که اکنون بر قله‌هایی از دستاوردهای بورژوایی خود قرار دارند و چیزی نخواهد توانست این اقتدارشان را در هم بکوبد.  دولت‌هایی که منافع طبقه‌ای را که نمایندگی می‌کردند به منافع عمومی تعمیم دادند و به طور مشخص ذائقه‌سازی کردند. چیزی که زاییده‌ این شرایط است و بازتولیدکننده‌ آن نیز خواهد بود، اما شرایطی از تفکر طبقاتی برآمده از این نگاه است که نوعی «دیگری» را در برابر طبقه‌ مسلط قرار می‌دهد. طبقه‌ای که از اتفاق ادعا می‌کند سرمایه‌دار نیست (که هست) و ادعا دارد از جنس طبقه‌ متوسط هرچه فربه‌شده‌تری است (که نیست) که ظاهرا  قرار است ذائقه‌ حقنه‌ شده‌اش را نمایندگی کند. قدرت حاکمه تا آنجا در اغراق احاطه بر همه چیز و ساختن یک دیگری کریه‌المنظر پیش رفته که همواره در ذهن مردم قرار است مرگ در خانه‌ همسایه را بزند. تصور بیماری، مرگ و تنگنا چیزی شبیه به قصه‌ دورخی است که دیگر حتی اعتقادی بدان باقی نمانده است. این بدان معناست که ایدئولوژی حاکم بر طبقه‌ مسلط و تمام ریزه‌کاری‌هایش جریان امور را آن چنان پیش برده است که گویا مرگ قرار نیست بر جهان ما بگذرد. دیدن آشفتگی این روزهای جهان که از آسیا و اروپا و امریکا همگی درگیر یک همه‌گیری سخت شده است ما را به این رهنمون می‌شود که بیش از هرچیز یک ساز و کار بر همه‌جا حکم‌فرما بوده است. به اذعان تمام کسانی که در این باره نوشته‌اند، پیش‌آمدن نواقص بزرگ در این روزها امری اجتناب‌ناپذیر است. نه فقط از آن جهت که این روزها شرایط به وجود آمده فراتر از تصور همگان است، بلکه از این منظر که ساز و کار موجود بر آن نبوده که نفع عمومی را چیزی جز نفع طبقاتی‌اش تصور کند. این چیزی است که به پیشا اپیدمی باز می‌گردد. مسلما  آنچه امروز در حال تجربه‌اش هستیم وضعیتی ریشه‌دار و برآمده از تفکری طبقاتی و بسیار نابرابر است که سرمایه‌داری رقم زده. وضعیتی که نسخه‌های مختلفش از ایران تا چین، ایتالیا و امریکا به یک نسبت فاجعه آفریده است. در پساکرونا مشخصا سرمایه‌داری هرچه پیش آمده را موضوعی بیرونی و به مثابه‌ زاییده‌ «دشمن» تلقی خواهد کرد. همچون همیشه هم چیزی در آستین خواهد داشت که برای ما رو کند. 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/107871

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی