ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

چالش خوانش از هویت در پیوند با ریشه ها

تاریخ درج : چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۶
شماره روزنامه: 
یادداشتی بر نمایشگاه «الفبال» و «بین خطوط» در «گالری بیان»

سهند منشی

 

 

اثر هنری برآیند جهانی است که هنرمند در آن زیست می کند و آن جهان پشتوانه اش بر اساس دانسته های مولف/هنرمند شکل می گیرد. به نظر می آید نحوه شکل گیری دانسته ها در ذهن مولف/هنرمند با گذشته متفاوت شده است، چرا که در دوران معاصر برخلاف گذشته، دیگر مولف/ هنرمند پیرو یک استاد، یک مکتب، یک جامعه و یا یک موقعیت جغرافیایی مشخص نیست. در این موقعیت پست مدرن مولف/هنرمند علاوه بر اینکه همچون انسان مدرن سوژه ای خودخواسته محکوم به تنهایی است و این محکومیت او را آزاد از قید و بندها کرده و راه های بدیعی را پیش پایش می گشاید، در جهان چند رسانه ایی با مدیوم های مختلف و در تکثر فرهنگی گسترده ایی می زید که محتوای نامحدودی را به مثابه ابژه هایی درخشان و متکثر در اختیارش قرار می دهد. مولف/ هنرمند در این چنین جهان معاصری، دغدغه ایی بنیادین دارد و آن مسئله «هویت» است که حداقل در شاخه های مختلف علوم انسانی تبدیل به امری به شدت نظری شده است و چالش برانگیز. «هویت» برای هنرمند گذشته از همان ابتدا درونی بوده و بر اساس ساختارهای تحمیلی جامعه که برآیندی از فرهنگ مرسوم و تثبیت شده بوده شکل گرفته است. هویت همانطور که تبدیل به امری نظری شده، به همان نسبت هم گفتگو در باره آن ، چگونگی بازتعریف کارکردش در آثار هنرمند اهمیت یافته است. یک پرسش، آیا می توان این هویت را نادیده انگاشت؟ یعنی هنرمند خود را رها از غیود هویت بداند و برای خود و اثرش شخصیتی جهانی قائل باشد که به هیچ نقطه جغرافیایی وابسته نیست؟ همچون نویسنده ای (تبعیدی) که روزی تصمیم می گیرد دیگر به زبان مادری ننویسد، جهان ادبی و اساطیری ملتش را فراموش کند و خط بطلانی بکشد بر موقعیت جغرافیایی که سالها ذهنش را ساخته و پرورانده است. گیریم که چنین کند، گیریم که مبدایی از ابتدا وجود نداشته و همه چیز قرار است از مقصد آغاز شود و آنگاه مقصد مبدایی جدید می شود و به ناچار به خود بازمی گردد. او به زبان غیر مادری هم بنویسد گذشته تاریخیش را بازخوانی کرده است. اما کدام هنرمند و نویسنده ایی را سراغ دارید که به ظاهر از گذشته اش بریده باشد و زیر و بم آثارش فقدان آن گذشته و هویت را فریاد نکشد؟ چند جمله ایی که رفت به نظرم شاید مقدمه ایی باشد بر آثار «سولماز نراقی» و «ساجده شریفی». مجموعه الفبال را نراقی کار کرد و بین خطوط تجربه ایی مشترک است که در یک نمایشگاه کنار هم نشسته اند. با اینکه  از خواستگاه ها و مدیوم های مختلفی  «الفبال/  نیمه خطوط» را خلق کرده اند (خودشان می گویند که تاکنون کمی از راه را رفته اند، آن ها در حال تجربه کردن هستند.) ولی هر دو دغدغه بازخوانی خودشان را دارند، خودی که با گذشته تاریخی شان به گفتگو می نشیند. نراقی سالها درگیر دار درکی جدید از ادبیات کهن و معاصر، ساختارهای هنر خوشنویسی ایرانی و زبان فولیکوریک بوده و نمادهای ادبی و شمایل های هنری را از لابه لای مجهولات و ممنوعه ها بیرون می کشیده و در مدیوم های مختلف مخاطب را به پای تجربه کردن آنها می نشانده و شریفی پس از سالها تحصیل در جامعه شناسی، تجربه زیست توامان در دو فرهنگ متفاوت (ایرانی و فرانسوی) و برگزیدن، کار مداوم  و تحصیل عکاسی به عنوان مدیومی شخصی با خوانش آیه های «قرآن» در قالب تصویر دوباره عکاسی کند. نمایشگاه «الفبال» بازخوانی است از بن مایه های نمادین «مرغ» در ادبیات فارسی که با استفاده از مدیوم خوشنویسی ایرانی که کارکردهای فیگورال و فیگوراتیو آن توسط سولماز نراقی بیرون کشیده شده و دوباره به تصویر آمده، جنبه شمایلی پیدا می کند. با دیدن هر اثر علاوه بر اینکه خط و مرغ  هر یک به دیگری اشاره می کنند، با استفاده از روایت های نوشتاری که شبیه به دعانویسی است تزئین می شوند. نمایشگاه «بین خطوط» سه چیز را به حضور در می آورد: دو مدیوم متفاوت عکس و متن، که عکس سعی در خوانش متن (آیه های انتخاب شده قرآن) را دارد و دوباره خوشنویسی که ذاتا معلق است میان تصویر و متن و جنبه های نمادین و شمایلی. در بین خطوط اتفاق می افتد: آیه ایی از قرآن خوانش می¬شود و عکسی از سوژه ایی به شدت زمینی بر اساس آن خوانش قاب می شود و آن تصویر زمینی در قابی دیگر (با عکس آیینه می شود) با استفاده از ظرفیت های فیگورال و فیگوراتیو خط نستعلیق به تصویر در می آید.

 

*سردبیر فصلنامه سراسری فرهنگی و هنری تزرو

url : http://www.isfahanziba.ir/node/70850

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی