ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

چهارباغ از رادیوخیابان جا ماند!

تاریخ درج : یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۹
شماره روزنامه: 
عناصر روزمره خیابان ولی‌عصر تهران در رادیو خیابان بازخوانی شد

احسان امینی/خبرنگار

«رادیوخیابان فرصتی است برای تماشا و پنجره‌ای است برای دیدن صداهای خیابان و روزنه‌ای برای شنیدن مناظر آن.» این تنها آغاز یکی از پادکست‌های رادیو خیابان نیست که اصل مانیفست آن است؛ یعنی روایت آن چیزهایی که از فرط بودن، دیده نمی‌شوند و هرروز و هرلحظه لابه‌لای روزمرگی‌ها گم ‌می‌شوند. موزه‌خیابان ولی‌عصر در خانه تاریخی مینایی جا خوش کرده، اما رادیو خیابان روایت سیال و رهای این موزه است که قدم‌به‌قدم بزرگ‌ترین خیابان خاورمیانه را گز می‌کند تا آدم‌ ها و قصه‌های شنیده نشده آن‌ها را روایت کند. وحید قاسمی، مدیر پروژه خیابان ولی‌عصر، از شکل‌گیری این پروژه و تولید پادکست رادیوخیابان و ضرورت‌های مطالعات این‌چنین روی شهرها برای ما می‌گوید.مدیر پروژه خیابــــــان ولی‌عصر شکل‌گیری پادکست رادیو را بر مبنای کانسپت تاریخ شفاهی می‌داند و می‌افزاید: «رادیوخیابان بخشی از پروسه تولید محتوای موزه‌خیابان ولی‌عصر و موضوع آن این خیابان 90ساله و تمام عناصر زندگی از غذا، موسیقی، زندگی اجتماعی، آیین‌ها، سینما و تئاتر و... است. درواقع پادکست تولیدی رادیوخیابان شبیه اثر موزه‌ای مجموعه ماست. برفرض اگر اسنادی درباره درختان چنار خیابان ولی‌عصر در موزه موجود باشد و ما درباره این اسناد با یک نویسنده یا پژوهشگر صحبت کنیم، این پادکست در اصل نمونه و مدیومی از اثر موزه‌ای محسوب می‌شود.»

قفسه‌های تشکیل‌دهنده یک پادکست

وحید قاسمی از سه بخش به‌عنوان بخش‌های شنیداری موزه‌خیابان ولی‌عصر نام می‌برد: «اولین مورد پادکست اصلی یعنی رادیوخیابان است. بعدی قفسه شنیداری است که قصه‌هایی درباره خیابان ولی‌عصر به سفارش ما و به قلم نویسندگان مختلف نوشته می‌شود و بعد از آن متن‌ها توسط تعدادی از صداپیشه‌ها خوانده می‌شوند و سومی که در دست راه‌اندازی است، قفسه شهروندی نام دارد که درواقع قرار است از منظر شهروندی به موضوعات مختلف خیابان ولی‌عصر نگاه شود؛ برای مثال، تولید محتوا برای همدانی‌ها یا اصفهانی‌های خیابان ولی‌عصر  یا لهجه‌های رایج این خیابان ازجمله زیرمجموعه‌های قفسه شهروندی است.»او از مسیر کار پژوهشی و مطالعاتی تولید محتوا مختص خیابان ولی‌عصر هم می‌گوید: «من بشخصه سال‌هاست که درزمینه موضوعات شهری فعالیت می‌کنم. مسیر کار ما در این پروژه به این شکل است که بر اساس یک تقویم موضوع‌هایی را مشخص می‌کنیم و برای هر موضوع با پژوهشگری در آن حوزه همکاری مشترکی را به‌صورت گسترده و روی یک موضوع خاص ترتیب می‌دهیم که تنها بخشی از آن پژوهش در درون پادکست تولیدی عرضه می‌شود. اصل پژوهش به‌عنوان اسناد پشتیبان که حاوی اطلاعاتی بسیار بیشتری است در فرصت مناسب در قالب کتاب کاتالوگ به همراه لوح فشرده عرضه می‌شود.»

آلزایمر شهرنشینی

قاسمی به اهمیت پرداختن به زندگی روزمره و تمام جوانب آن در دنیای کنونی هم اشاره می‌کند: «ما در جهان کنونی و در مقابل شهرها، دچار نوعی آلزایمر شهرنشینی هستیم؛  به‌گونه‌ای که انگار گذشته و تجربه زیسته‌شده به‌سرعت فراموش می‌شود و این خود باعث گم‌گشتگی می‌شود. این گم‌گشتگی حاصل ‌بی‌توجهی به تجربه زیسته‌شده است؛ اینکه در گذشته روایت شهروند، شهر و تمام کسانی که در شهر زیست می‌کردند در تداوم روایت‌های هم بوده است. حتی اگر روایتی جدید در بستر شهر خلق می‌شد، در تداوم روایت قبلی نبود؛ اما از اصول روایت قبلی تبعیت می‌کرد و چون در جریان زندگی مطرح بود، نیازی نبود که بیش‌ازحد مطرح شود. اما در زمان کنونی به دلیل اینکه تجربه‌های پیشین دیگر زندگی نمی‌شود، نیاز به آن تجربه از سر گذرانده ما را وادار کرده است که سراغ این موضوع‌ها برویم. بنابراین بیشتر از بعد فراموشی شهری به این امور می‌پردازیم، فراموش‌کردنی که خزان مدنیت و به‌یادآوردن بهار مدنیت است.» مدیر پروژه خیابان ولی‌عصـــــــر همچنین از امکان‌پذیربودن جریان چرخه اقتصادی در تولید پادکست می‌گوید: «درصورتی‌که یک بیزینس‌پلن (طرح کسب‌وکار) حرفه‌ای برای این کار وجود داشته باشد، می‌توان به درآمدزایی از تولید محتوای پادکستی هم امیدوار بود؛ منتها این بیزینس‌پلن با یک طرح تجاری صرف متفاوت است. نکته اینجاست که چرخه اقتصادی کاری شبیه کار ما هم می‌تواند در جریان باشد؛ اما باید رویکرد و هدف اقتصادی مشخص و معینی در کار باشد.»

     

مصرف‌گرایی شهرنشینی

قاسمی در پایان از پیشنهاد این پروژه برای خیابان چهارباغ اصفهان پیش از عملیاتی‌شدن پروژه خیابان ولی‌عصر صحبت می‌کند، پیشنهادی که از طرف مدیران وقت اصفهان پذیرفته نشد: «حدود سه سال پیش به دنبال اجرایی‌کردن این پروژه برای چهارباغ بودم که متاسفانه کسی از آن حمایت نکرد. درواقع ضرورت چنین پروژه‌ای از طرف مدیران شهری درک نشد.»او ادامه می‌دهد: «چیزی که به نظرم می‌رسد این است که در زندگی امروزی ما جای کارها تغییر کرده است. هیچ‌چیزی سرجایش نیست و درنتیجه انتظار داریم چیزی را مدام به زندگی یا محل زیستمان اضافه کنیم تا درست شود، درحالی‌که اگر همه‌چیز سر جایش باشد متوجه می‌شویم که چیزی کم نیست. ما عادت کرده‌ایم که با نگاهی مصرف‌گرایانه شهر را فقط مصرف کنیم ، درنتیجه هرچه بیشتر مصرف کنیم بیشتر احساس کمبود می‌کنیم. برای همین است که یک روز چهارباغ را عریض می‌کنیم و یک روز می‌بندیم و روز دیگر دست‌به‌کار دیگر می‌زنیم. درحالی‌که خیابانی مثل چهارباغ همه‌چیز دارد و زمانی که خوب به داشته‌هایش نگاه کنیم، تازه می‌توانیم متوجه کمبودها شویم؛ اما متاسفانه سال‌های سال، شاید از اوایل دهه هفتاد تا به امروز به چهارباغ به شکل مصرف‌گرایانه نگاه شده است. این مصرف‌گرایی باعث ندیدن ضرورت‌ها شده و چون ضرورت‌ها تشخیص داده نمی‌شود، مدیوم‌هایی نظیر پادکست شهری دست‌پایین گرفته می‌شوند.

 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/109451

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی