ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

کافکا از چه می‌نویسد؟

تاریخ درج : شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶
شماره روزنامه: 
مروری بر کتاب «تنهایی فرانتس کافکا»؛

روشنک موسوی

 

در کتاب «تنهایی فرانتس کافکا» که مارت رابرت آن را به زبان آلمانی نوشته است، باز هم از تاثیر انزوای کافکا بر متونش سخن می‌رود؛ اما این بار این تنهایی محصولی اجتماعی است که با درک یهودی بودن کافکا و فضای شهر پراگ آن روزها قابل فهم می‌شود. اگرچه وی در رمان‌های خود به وضوح این مسئله را بیان نکرده اما رابرت با تفسیر خاص خود کافکا را این چنین می‌بیند. تمامی آثار کافکا از تجربه تنهایی و احساس انزوا و هویت مخدوش او نشئت گرفته‌اند که همگی از گرایش نه چندان عمیق او به یهودیت می‌آیند. تمام ساکنین پراگ کافکا یهودی‌های آلمانی‌اند.

 

 همگی احساس گناه می‌کنند و همگی می‌نویسند تا گناه یهودی بودن خود و نپذیرفتن آن را پنهان کنند. اما در میان آنها کافکا از همه بهتر بود؛ چرا که یکی از ویژگی‌های برجسته کار کافکا این است که گویی مرکزیت آن اندیشه یهودی و متون آن است (تبعید و گناه و تاوان) یا به بیان مدرن‌تر، گناه همواره تداعی‌کننده شکنجه و ریشه‌کنی است. هیچ یهودی‌ای در رمان‌های او ظاهر نمی‌شود و حتی واژه «یهودی» هم چندان بیان نمی‌شود؛ با آنکه آثاری در دست نیست که کافکا هرگز یهودی بودن خود را انکار کرده باشد یا به خیانت محکوم شده باشد. نمی‌توان منکر شد که گرایش کافکا به ملزومات دینی و اخلاقی و اجتماعی نژاد خود برایش مهم بوده‌اند. یعنی چنانکه فروید می‌گوید می‌توان از اشاره کمرنگ او به یهودی‌ها نتیجه گرفت که تمام فکر و ذکرش مشغول یهودی‌ها بوده است. شخصیت‌های محوری آثار کافکا از جمله گرگور سامسا در مسخ و یوزف ک. در محاکمه و ک. در قصر چنان با جهان نسبت برقرار می‌کنند که گویی نسبت برقرار کردن یهودی‌هاست با جهان ضد سامی. البته این موضوع را برخی از منتقدان و نویسندگان بعد از وی هم متذکر شده‌اند. اما اینکه نسبت را مرکز آثار کافکا بدانیم کار درستی نیست.یکی از آثار بسیار مهم کافکا که هیچ یک از منتقدان تاکنون حاضر به نادیده گرفتنش نشده‌اند، نامه او به پدرش در سال ۱۹۱۹ است. نامه‌ای که با گله‌گذاری‌های شخصی شرم‌آور آغاز می‌شود و با اثبات تصور خلاقانه او که بر تمام وجودش سلطه می‌راند به پایان می‌رسد. در این نامه محتوای یهودی به چشم می‌خورد: نامه حاوی چند جمله انتقادی راجع به باورهای صوری یهودی و مراسم خانواده کافکاست و پدرش را محکوم می‌کند که فقط هنگامی باورهای مذهبی خود را افشا می‌کند که نفعی برایش در پی داشته باشد. پس نزد کافکا پدرش نماینده جامعه‌ای بود که همگی در این سوءاستفاده از قدرت شریک‌اند. چنانکه وی می‌نویسد:«تو از روی صندلی راحتی خود بر تمام جهان حکمرانی می‌کنی. نظر تو درست است و هر نظر دیگری دیوانه‌وار و نابهنجار. و با همه اینها از چنان اعتماد به نفسی برخورداری که عدم انسجام افکارت ذره‌ای هم آن را تضعیف نمی‌کند. و هرگز محق بودنت را به چالش نمی‌کشد. برخی اوقات نظری راجع به امور نداری و در نتیجه تمام نظرات دیگر راجع به آن موضوع اشتباه‌اند. برای مثال تو می‌توانستی همه چکی‌ها و آلمانی‌ها و یهودها را از دم تیغ بگذرانی تا کسی جز خودت باقی نماند. تو برای من اسرارآمیزی مانند همه خودکامه‌هایی که حقانیتشان از افکارشان نشئت نمی‌گیرد که از شخصیتشان.»در اینجا هم کافکا مانند بسیاری از داستان‌هایش از استعاره بهره می‌برد: پدر نماینده «تمام خودکامه‌ها» است و یوزف ک. هم نماینده مرد جوان ناشناسی و تمام مردمی است که به دنبال قانون‌اند و از آن می‌هراسند، همچنین ک. نماینده بیگانه‌ای و تمام مردمی است که از بازشناسی و قبول جامعه هم می‌ترسند و هم در پی آن‌اند. ایجازی که کافکا به این شخصیت‌ها می‌دهد نه برای پنهان کردن یهودی بودن آنهاست، بلکه می‌خواهد به آنها عامیتی بدهد که هم فرد حاشیه‌ای باشند و هم نمایانگر کل. کافکا خود به این موضوع اقرار نمی‌کند بل حتی انکار می‌کند که نوشتارش دلمشغول ابعاد مهم انسان مدرن است. شهری که کافکا در آن زاده شد و در آن زندگی کرد سرچشمه ضدسامی‌گری بود. پراگ پیش از سال ۱۹۲۰ شهری بود پر از میهن‌ستیزی و نارضایتی چکی‌ها از قرار گرفتن تحت حاکمیت هاپسبورگ اغلب به هیئت تظاهرات ضدسامی ظهور می‌کرد؛ یعنی شهر کافکا زمین جنگ خونین نیروهای ملی بود. می‌توان گفت که کافکا این خصومت را بیش از دوستان و خانواده‌اش درک کرده است. چون هم حساس‌تر از آنها بوده و هم چون نفرت چکی‌ها متوجه آلمانی‌ها و یهودی‌های آلمانی‌شده بود. اگرچه کافکا به دوستی خود با آلمان‌ها اقرار نمی‌کرد؛ اما به زبان دشمن خود می‌نوشت. او به‌خوبی پدرش به زبان چکی صحبت نمی‌کرد اما میهن‌پرست بود. او به زبان آلمانی احساس قرابت بیشتری می‌کرد؛ اما این دلیل نمی‌شود که او را نویسنده‌ای آلمانی بدانیم.بخشی از انزوای کافکا به یهودی بودن در شهری ضدسامی برمی‌گردد و بخش دیگری به سخن گفتن به زبانی که با آن غرابت دارد.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/69183

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی