ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

شماره های پیشین

کتابخانه بسازیم

تاریخ درج : چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶
شماره روزنامه: 
پای صحبت سه کتابدار با سابقه اصفهان در روز کتاب و کتابخوانی:

عادل امیری

 

نام‌گذاری روزهای سال در فـرهـنگ‌ها و کشورهای جهان همواره موید ایـجاد نوعی نشانه برای پاسداشت مفاهیمی است که بشر کوشیده تا بابرجسته ساختن آن مفهوم، بر فراموشی حاصل از تکرار آن غلبه کند. نوعی یادمان که در جهت همبستگی اجتماعی با اجماع بر سر مفهومی خاص در تقویم رسمی آن کشور ثبت می‌شده و کشور ما نیز از این قاعده مستثنا نبوده و از سال 1372 ه.ش، روز 24 آبان هر سال را با تصویب مجلس شورای اسلامی به نام روز کتاب و هفته پس از آن را هفته کتابخوانی نامیده است. در این هفته، ‌سعی دستگاه های فرهنگی کشور در سطوح خرد و کلان بر برپایی جشن‌ها،  مسابقات و نمایشگاه های کتاب است تا بدین شیوه به تبیین جایگاه کتاب و کتابخوانی بپردازند. ما اصفهانی ها نیز درحالی به پیشواز این هفته می‌رویم که سرنوشت کتابخانه مطبوعات صائب، کتابخانه علامه امینی و کتابخانه  امیرقلی امینی که پس از تعطیلی، هنوز بازگشایی نشده اند در هاله ای از ابهام فرو رفته؛ اما با این حال فرصت را غنیمت شمرده و درگفت‌وگو با سه تن از کارمندان باسابقه کتابخانه‌های شهرمان به آسیب شناسی «خوانش» نشسته و تلاش کرده ایم تا از خلال این گفت‌وگوها به راه کارهایی اصولی دست یابیم.

     ‌نمادهای کاغذی در فرهنگ عمومی و فردی
جواد ابوالفضلی، کارمند کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان، فعال فرهنگی و مرد قلم به دستی است که قریب به 14 سال در این حوزه کار می‌کند و هم اکنون نیز در بخش«مشاوره، راهنمایی و جست‌وجوی کتاب برای مراجعین» مشغول به فعالیت است. پست او کلیدی است که در آن توانسته رابطه ای بی واسطه با مخاطبان و به‌خصوص افرادی که نیازمند مشاوره هستند برقرار کند و پشتوانه او سال‌ها مطالعه، مباحثه و تجربه است که به گفته خودش باعث شده تا او بنا بر اندیشه ای «کیفیت محور» برای خود، شغل و مراجعین کتابخانه بیشتر مفید باشد. او که عمر کاری اش را در میان کتاب‌ها گذرانده، در خصوص، معضلات مرتبط و مشتق از کتابخوانی و کتاب ناخوانی در آستانه هفته کتابخوانی گفت:«در تمامی کشورهای جهان، روزهای بخصوصی در جهت همبستگی اجتماعی بنا به ویژگی های فرهنگی آن کشور نام گذاری می‌شود که در آن میان روزی نیز به طور اخص به کتاب و کتابخوانی اختصاص داده می‌شود که این موضوع در ایران نیز پس از سال‌ها، مبدل به نمادی فرهنگی شده است» این نماد فرهنگی؛  اما آن چنان که باید و شاید، از روی کاغذ تقویم تکان نخورده است؛  زیرا فرهنگ، حاصل جمع سعی و کوشش فکری، نظری، عملی و تجربی همه اعضای یک جامعه در طول دوران تاریخ آن جامعه است و به گفته این فعال فرهنگی« به دوحوزه فرهنگ عمومی و فرهنگ فردی تقسیم می‌شود.» حوزه فرهنگ عمومی و فرهنگ فردی اما چه ارتباطی با هفته کتابخوانی دارد؟ این کارشناس فرهنگی پاسخ می‌دهد«در جامعه ما افرادی وجود دارند که به دلیل تربیت، خودافزایی، فرهنگ خانوادگی،‌آموزش و محیط زیستی نسبت به دیگر اعضای جامعه دارای فرهنگی بلوغ یافته هستند و فرهنگشان از سطح فرهنگ عمومی ما بالاتر است؛  اما جو غالب نیست  بلکه جو غالب، همان فرهنگ عمومی است.فرهنگ عمومی اما چیست؟» به گفته ابوالفضلی«فرهنگ عمومی چکیده و شالوده فرهنگ تک تک افراد جامعه است و بنابراین فرهنگ غالب، فرهنگ عمومی است. » او با ذکر مثالی در این باره، تشریح می‌کند که« همه ما مایلیم که وعده‌ای از وعده های غذایی را به همراه خانواده در بیرون از منزل میل کنیم و بسته به توانایی اقتصادی‌مان این کار را به شعف دل انجام داده و هزینه اش را هم می‌پردازیم؛ اما به محض آنکه پایمان به کتابفروشی باز می‌شود و می‌خواهیم یک کتاب 20 هزار تومانی برای یک ماه بخریم می گوییم «گران» است! چرا؟ چون لذتی که تناول یک تکه پیتزا به ما می دهد در خرید کتاب وجود ندارد؛ چون جزو نیازها و دغدغه های اصلی ما نیست و مسیر پاداش مغزمان با خواندن شاد نمی شود  بل به خوردن عادت پیدا کرده  و اغلب با آن شاد می شود.»

 

 

     در فرهنگ ما مطالبه گری آموختن وجود ندارد
 او این نقیصه را به دلیل کمبود اطلاع و آموزش می داند و در پاسخ به این پرسش که انجام آن بر عهده کدام نهاد است، می گوید: مگر جز  این است. کتابخانه‌های عمومی آمدند تا نقش بازوی تسهیلگر در کسری‌های نظام آموزشی، خانوادگی و فرهنگ عمومی را علی‌رغم تمام مشکلات بر سر راه مانند انتصاب مدیران غیرفرهنگی، به روزرسانی دیرهنگام کتابخانه؛ نبود سالن های قرائت خانه، اطلاع رسانی نامناسب در خصوص فعالیت ها، مکان‌یابی باری به هرجهتی و مهاجرت به نسبت شهری که دانشگاه های بی شماری دارد را تحولی در امر قرائت ایجاد کنند؟   پاسخ این سوال اما از سوی این کارشناس فرهنگی، پاسخی قابل تامل است؛ زیرا به نظر او« ماهیت کتابخانه‌ها در ایران با ماهیت کتابخانه ها در دنیا متفاوت است و همه چیز به صورت مستقیم و غیرمستقیم از نوع نگرش و نگاه و رابطه افراد با فرهنگ مایه می گیرد. مخاطب  ما از سویی به مخزن دسترسی ندارد و نمی تواند آن تجربه یافتن مورد دلخواهش را تجربه کند و از سوی دیگر آموزش امانت‌داری از سرمایه‌های عمومی را نیز ندیده است؛ چرا که طی این سال ها دیده ایم که کتاب ها متحمل آسیب، گم‌شدگی و ... شده اند. همچنین در نگاهی کارشناسانه به مقوله پیوست زیرساخت های فرهنگی، آموزش و پرورشی در حوزه عمومی به این موضوع برمی خوریم که کتابخانه صرفا محلی برای تجمیع کتب و ارائه امکانات متناسب با بودجه و خواست مخاطب است؛  اما مدرسه نیست و قرار هم نیست چیزی به کسی یاد بدهد  بلکه منبعی است که افراد با رای و تصمیم خود و بنا به فرهنگ فردی و تربیت شخصی و اجتماعی به آن مراجعه می کنند.»این نگاه مدرسه گونه به نهادهای فرهنگی اما نشئت گرفته از فرافکنی در خصوص فعالیت های ناکارآمد نهادهایی است که متولی آموزش شهروندان از کودک تا کهنسال هستند و چیزی که در آن به فراموشی سپرده شده« مطالبه گری آموختن» است. همان مفهومی که جواد ابوالفضلی درباره آن می‌گوید: « این نوع از مطالبه‌گری در فرهنگ ما وجود ندارد؛  زیرا مطالبه گری آموختن باید در تربیت شخصی فرد ایجاد شده و جز  و فرهنگ او باشد. ما هیچ گونه برنامه آموزشی برای یادگیری کتاب خوانی وچگونه خوانی نداریم که سه دهه بعد، از جامعه طلبکار باشیم که چرا کتاب نمی خوانند؟»

 

 

     آفت کمیت طلبی در نظام آموزشی اداری
این مسئله زمانی به اثبات می رسد که پای نظام آموزشی را به این گزارش باز کنیم. نظامی که به« آفت کمیت طلبی» دچار شده است. کمیت طلبی اما چیست و از کجا ناشی می شود؟ این کارشناس فرهنگی پاسخ می دهد« کمیت طلبی به نوعی از بیماری در نظام اداری _ آموزشی اطلاق می‌شود که در آن تنها به داشتن رزومه پرو پیمان، فارغ از کیفیت آنچه در این رزومه است، اهمیت داده می شود.»این موضوع در گذری کوتاه در نظام آموزشی ما این‌گونه دیده می‌شود که دانش‌آموزان از ابتدا تا انتهای هفته درگیر و دار دادن امتحان، زدن تست  و رفتن به کلاس های آموزشی هستند. در این نوع از بیماری، برنامه‌ریزان نظام آموزشی چنان در برنامه‌ریزی‌های کمیت‌طلبانه شان ریخت و پاش کرده‌اند که اگر به دانش‌آموزی کتاب داستانی کم حجمی برای مطالعه هدیه بدهیم« آنقدر ذهن او در گیر حاضر کردن دروس و گرفتن نمره بالاست که در ابتدا می سنجد که  آیا این خوانش در نتیجه نهایی امتحانات او تاثیری خواهد داشت و مهم تر اینکه آیا همکلاسی هایش نیز به خواندن این دست از کتاب‌ها ترغیب یا مجبور شده اند؟» این نگاه، محصول توسعه نیافتگی نظام آموزشی«عدد محور»  است که در آن، آدم ها با علامات تقریب سنجیده می‌شوند و بازگرداندن آنها از این مسیر انحرافی، اگر نه غیر ممکن بسیار سخت خواهد بود و حالا ما می‌خواهیم این محصول خروجی از نظام آموزشی را با برگزاری مسابقات کتابخوانی تک بعدی با موضوعات فرمایشی و دادن جایزه و صرف هزینه های کلان به خواندن مجبور کنیم، حال آنکه به گفته این فعال فرهنگی« ایده پردازی در خصوص این موضوع آن پویایی لازم را نداشته و باشناخت نبوده و رغبت به آن نیز تنها به خاطر جایزه(سود مادی) بوده چون فرهنگ منفعت طلبی سده ها است در میان زیست ما ریشه دوانده است.»

 

 

     جامعه ما جامعه ای غیر سیستماتیک است
به گفته ابوالفضلی« اغلب آسیب های وارده به شالوده های جامعه، حاصل آن است که فرد محور همه چیز در جامعه است. جامعه ما به علت خیزش ناگهانی اش به سوی آینده، جامعه ای غیر سیستماتیک است و چون سیستم نیست، چیزها و کس ها آن‌گونه که باید شکل نمی‌گیرند، سرجای خودشان نیستند و در دراز مدت هم جایگاه خود را از دست می‌دهند؛ زیرا سیستم مانند ستون فقرات متصل به مغز برای یک جامعه است و این اوست که مشخص می‌کند چه چیز و چه‌کس در کجا باید باشد، به واقع برنامه ریزی سیستمی از عدم تا آینده را برای یک جامعه متصور می‌شود و با این کار از هدر رفتن سرمایه مادی ونیروی انسانی جلوگیری می‌کند»به نظر شما آیا این نگاه کمی محور محصول ورود و غلبه نظریه‌های مکانیستی آموزش و نه پرورش به نظام زیستی انسان ایرانی و بخصوص اصفهانی نیست؟البته در این میان از جاده انصاف نباید خارج شویم؛ زیرا در مبحث آموزش و پرورش نمی‌توان حجمه‌های انتقاد را تنها متوجه خانواده و جامعه کرد؛  زیرا علوم تربیتی به ما گوشزد می‌کند که  خانواده و جامعه دو ضلع مثلث تربیتی هستند و ضلع سوم« خود»  فرد است که همواره مغفول مانده و حال باید گفت پس خود فرد در این زمینه چه کمکی به ارتقای فرهنگ فردی و عمومی‌اش کرده است؟ 

 

 

 

     فرهنگ اولویت اول ما نیست
جواد ابوالفضلی معتقد است:کسی که خودش اهل خواندن و نوشتن و معاشرت با مردم بوده باشد و دغدغه مخاطبان و مردم جامعه برایش مهم باشد، به طور قطع با تحقیق به ارائه راه کاری اصولی و بلند مدت خواهد پرداخت؛  اما باز هم فرهنگ ما به ما اجازه نمی دهد تا به این باور برسیم که کار فرهنگی سرمایه گذاری بلند مدت است. با این حال، فرهنگ اولویت اول ما نیست زیرا کار فرهنگی، بیش از هزینه نیازمند آگاهی رسانی است و چیزی که باعث شده به اینجا برسیم، عملکرد نامناسب افراد است. اولویت اول در جامعه ما و نظام مدیریت دولتی کار خدماتی در حوزه واردات و اصناف است، یعنی برآوردن نیازهای روزمره مردم اما به اندازه یک صدم برنامه ریزی در این زمینه‌ها، برنامه ای مدون برای حوزه کتابخوانی و اصولا فرهنگ نداریم و کسی هم متولی‌اش نیست چون نیاز به سیستم دارد. ‌به واقع جوششی نیست و کوششی است و از سوی دیگر نیز قدرت پذیرش جامعه در برابر برنامه های فرهنگی مدون پایین است و به محض مطرح شدن آن برنامه همه به سرعت در برابرش جبهه می گیرند و با آن مخالفت می کنند و بعد با تعجب مجبور به پذیرشش می شوند؛ زیرا ما هنوز هم احساساتمان بر عقلانیت می‌چربد، بنابراین همه تقصیرها را نیز نمی توان به گردن دولت انداخت؛ چون فرهنگ خود افراد هم موثر است. مردم ما مطالبه‌گری هایشان مطالبه‌گری‌های کمی است و کیفی نیست. سرمایه‌گذاری‌های ما کوتاه مدت است؛ یعنی عده‌ای می آیند و تنها برای آن مقطع زمانی که هستند سرمایه گذاری می کنند چون محور، خودشان‌اند و پیشرفتی نیز اگر حاصل شده  که یقینا در این سال ها با صرف هزینه‌های کلانِ تلف شده به‌وجود آمده، حاصل اتفاقات کوتاه مدت است. ‌درست مثل شادی خوردن پیتزا!»

 

 

 

     به قول تولستوی چه باید کرد؟
جواد ابوالفضلی در خصوص ارائه راه کاری برای بهبود بخشیدن به نظرگاه معطوف به کتاب و کتابخوانی معتقد است که« این مسئله ای نیست که بگوییم با 5 عامل به وجود آمده و بنابراین با 5 عامل نیز بهبود خواهد یافت. بحث، بحث کاشتن و برداشتن است و باید از جایی شروع شود و آن، ایجاد سیستمی یک پارچه است تا هدایت امور را برعهده داشته باشد تا دیگر افراد« مداخله گر و تعیین کننده» نباشند بلکه سیستم تعیین کننده باشد. نظام آموزشی ما گویا فعالیت های پرورشی را از یاد برده و در آموزش نیز به حساب و آموزش های دم دستی اکتفا کرده و تنها در پی آن است تا مدارکی را« چاپ» کرده و به دست محصلان بدهد؛ اما اینکه شخص با کسب چه مهارت‌هایی و برای چه حوزه ای تربیت شده،  نمی‌داند. اما چنانچه سیستمی وجود داشته باشد، ‌وقتی فرد فارغ التحصیل شد به او می گوید که جای او کجاست. ممکن است که او برای مدیریت فرهنگی تربیت شده باشد، بنابراین سیستم از او می خواهد که برنامه ای بلند مدت ارائه دهد نه اینکه تنها برای یک دوره چهارساله تصمیم فردی بگیرد؛ اما متاسفانه چون سیستمی وجود ندارد،افرادی تصمیم می‌گیرند که منصوب شده اند و این مشکل ماست،‌ »

 

 

 

      برای ترغیب مردم به مطالعه: باید کتابخانه بسازیم
الهام مجلسی دانش آموخته کارشناسی ادبیات فارسی و کتابدارپرسابقه کتابخانه میرداماد است. او 17 سال است که با علاقه ای وافر کتاب ها را از پشت پیشخوان چوبی زرد و قهوه‌ای باز به دست مخاطبانش می رساند و روند رشد مطالعه و مراجعه مردم به کتابخانه را در طول سال‌های فعالیتش به نسبت گذشته خوب ارزیابی کرده و با اشاره به ورود کتاب های دیجیتال و صوتی به بازار نشر معتقد است که «دسترسی مردم به منابع بسیار تسهیل شده است.» او این آمار تقریبی را بنا به تجربه و فرآیند آمارگیری ماهیانه از سیستم کامپیوتری بیان می کند و بیشترین حوزه مطالعاتی عموم را ادبیات و تاریخ می‌داند؛ اما درصد رجوع مخاطبان تازه را نزدیک به 40 درصد می داند. این موضوع حاصل تلنبار موارد بسیاری بر هم است که از آن جمله می‌توان به «ندیدن محل پارکینگ در ساختمان کتابخانه، دوری از مراکزی مانند کافی شاپ برای افرادی که ساعت های بسیاری را درکتابخانه به سر می‌برند، در دسترس نبودن کتابخانه، پایین بودن ظرفیت پذیرش عضو و نا آشنایی برخی مدیران ارشد و کتابداران با امور مرتبط به کتابداری اشاره کرد .به گفته مجلسی تاکنون طرح های بسیاری از سوی کتابداران برای ترویج کتابخوانی ارائه شده است که همگی با «سد تامین اعتبار» روبه رو شده اند. او همچنین در خصوص اقبال برنامه هایی مانند مسابقه‌های کتابخوانی برای ترغیب مردم به خواندن معتقد است« بی تاثیر نبوده اما نتوانسته است منِ کتابدار را مجاب کند که البته ممکن است در مناطق دیگر این‌گونه نباشد.» این کتابدار دلیل این امر را در ابتدا موضوعات اختصاصی دانسته و در ادامه به آشنایی محدود مردم با این طرح اشاره می‌کند: « تبلیغات لازم در این باره انجام نشده و از سوی دیگر بسیاری از خانواده های شاغل نمی‌توانند خود یا کودکانشان را در این طرح مشارکت دهند.» او از میان طرح‌هایی این چنینی؛ دو طرح «مبادله و نذر کتاب» را طرح‌های خوبی در جهت ارتباط مستقیم مردم با کتاب می‌داند؛  اما آنها را نیز علی‌رغم هزینه هایی که برایشان پرداخت شده اقداماتی مقطعی می داند.مجلسی همچنین معتقد است که با وجود موجودی بالای کتاب در کتابخانه های اصفهان همچنان با «ضعف منابع» روبه‌روییم و این مسئله نیز در مواردی باعث «عدم رجوع مخاطبان» شده و از سوی دیگر نیز مخاطبان «انتظاراتی بیش از توانایی سیستم کتابخانه دارند.» وی یکی از عواملی را که می تواند مخاطبان بیشتری را به کتابخانه ها گسیل دارد، آشنایی مدیران ارشد با این مقوله می‌داند « مدیر مربوطه یا باید مدرک مرتبط با این حوزه داشته باشد یا آنکه کتابداران ارشد را در امر کتابخانه مشارکت دهد؛ کما اینکه این امر در شورای تامین منابع انجام می‌شود» او بنا به تجربه، انگیزه مراجعین را در مواردی مانند« بازنشسته ها و کسانی که ذهن درگیری داشته و به واسطه مطالعه، خود را تسکین داده اند، ‌افرادی که افسردگی داشته و به‌وسیله کتاب به سوی درمان پیش رفته اند و بسیاری محصلان، دانشجویان و محققان می‌داند.» او معتقد است که ای کاش مردم می‌توانستند« بخشی از هزینه نذورات خود را صرف خرید کتاب و اهدای آن به کتابخانه‌ها  می کردند.

 

 

 

     کتابدار مهم ترین رکن ترغیب مردم به خواندن
مجلسی اما پررنگ ترین عامل ترغیب مردم به استفاده از کتاب و کتابخانه عمومی را «کتابدار»  می‌داند و معتقد است که«در مرتبه اول کتابدار باید در رشته خودش متخصص باشد تا بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند» این کتابدار همچنین نکته مهم دیگر را «ایجاد انگیزه» در مخاطبان خردسال می‌داند و معتقد است که« کتابدار نقش بسیار مهمی درآشنایی و ارتباط مخاطب با کتاب دارد ؛ اما به شرط اینکه مردم به کتابخانه بیایند» او همچنین معتقد است که می‌توان با راه کارهایی مانند« تولید برنامه های تخصصی و عمومی در رسانه‌های مکتوب و مجازی درباره کتاب ها، نصب بیلبوردهای تبلیغاتی در مکان های شلوغ و تبلیغ کتاب‌ها و کتابخانه‌ها، ایجاد تورهای منظم کتابخانه‌گردی،‌ ایجاد زنگ کتاب و کتابخوانی و آشنایی با کتاب در دوران آموزش پایه و ... » جهت آشنایی مردم با کتاب، کتابخوانی و کتابخانه  گام های موثری برداشت.

 

 

 

      «نخواندن»  در اصفهان سابقه ای طولانی دارد
فروغ الزمان نوری کتابداری است که حدود سه دهه از 1356 تا 1383 در کتابخانه های مختلف اصفهان فعالیت داشته و اکنون یک دهه است که بازنشسته شده. کوله باری از تجربه و تصویر را به همراه دارد و به همین خاطر پس از طرح سوالم مبنی بر اینکه حال که در هفته کتاب و کتابخوانی قرار داریم، بنا به تجربه چه می توان کرد تا مخاطبان اصفهانی بیشتری را به این حوزه کوچ داد، با تیغ برای انتقاد و طنز گفت:« تا آنجا که تجربه کرده و دیده ام در اصفهان کتاب و مجله و روزنامه نخواندن سابقه ای طولانی دارد و مردممان انگار اصولا اهل کتاب و مطالعه نیستند» او این معضل تاریخی را معلول و محصول« دانشمند پنداری مردم» دانسته و می گوید« ما به طور معمول اندکی اطلاعات بی کاربرد را به صورت شفاهی و سینه به سینه به دست می آورده‌ایم و بعد ناغافل «توهم دانشمندی» تمام وجودمان را فرا می گرفته و فکر می کرده ایم که دیگر دانش جهان را در سینه هایمان پنهان کرده ایم، برای همین دیگر هیچ گونه احساس نیازی به خواندن کتاب و نشریه پیدا نمی‌کرده ایم و لاجرم به دنبال آن هم نمی رفته ایم.» این روش متاسفانه از گذشته تا امروز همچنان ادامه داشته و امروزه« باوجود اینترنت و تبدیل دانش به پاراگراف‌های بیرون کشیده شده از متن، هر که هرگونه اطلاعاتی می‌خواهد با فشار یک دکمه بدست می آورد و دیگر مثل ما نمی نشیند رمان 1000 صفحه ای شوهر آهوخانم را بخواند و هزار نکته کاربردی درباره زندگی و انسان و تاریخ اجتماعی و... از آن .بدست بیاورد، بلکه به سراغ گزین گویه هایی می رود که چون در متن خوانده و فهمیده نمی شود، به هیچ دردی در زندگی آدم نمی خورد.»

 

 

 

     کتابخانه های سیار شهری
 او حالا دیگر به این اعتقاد رسیده است که انگار  مطالعه کردن باید امری ژنتیکی باشد زیرا به تجربه دیده که افراد بسیاری در سنین متفاوت و بر حسب کنجکاوی پا به کتابخانه گذاشته و با لمس آن فضا متحول شده و «به خواندن مبتلا شده اند» و اگر امروزه کمتر این اتفاق می‌افتد به خاطر «شرایط دست و پاگیری است که برای ورود به کتابخانه ها» ایجاد شده؛ این درحالی است که به گفته او « سابق بر این حق عضویتی وجود نداشت،‌ مسئولان از رئیس و کتابدار تا نیروهای خدماتی«افتاده و خاکی مسلک» و مهم تر از همه کاردان و کارشناس تخصصی کتابداری بودند نه اینکه"از بد حادثه و داشتن پارتی و نبود نظارت صنفی"وارد سیستم شده و باعث "فرار" مخاطب به خارج از مرزهای کتابخانه شده اند.» این معضل درحالی مشغول نابودی نظام رجوع به کتابخانه هاست که دانشگاه ها هر ساله فارغ‌التحصیلان بسیاری در زمینه کتابداری به جامعه تحویل می دهند اما فروغ الزمان نوری می گوید:‌ در دهه 80 به همراه 25 نفر از همکارانم بازنشسته شدیم اما هیچ کدام از افرادی که به جای ما استخدام شدند نه تنها فارغ التحصیل کتابداری نبودند، بلکه حتی از رشته های مرتبط هم فارغ التحصیل نشده بودند.» او در نهایت معتقد است که« ما باید کتابداران تـحــصیلــکرده استخــدام کنیم. وقتی این کار را کردیم، مردم می آیند و جذب رفتار و کردار و اخلاق او خواهند شد.»  نوری همچنین اعتقاد دارد :« کتابخانه های سیار شهری را به چرخه کتابخانه های ساکن اضافه کنیم زیرا این وظیفه ماست که کتاب را به مردم برسانیم و با این شیوه، دست او را در توجیهات مختلفش ببندیم.»

url : http://www.isfahanziba.ir/node/61088

دیدگاه جدیدی بگذارید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی