ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

یادداشت شفاهی

تاریخ درج : پنجشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۸
شماره روزنامه: 

ایجاد پل‌های ارتباطی عاطفی شهروند نسبت به شهر،  حافظ مجسمه‌هاست

 در تحلیل ماجراهایی مانند سرقت مجسمه‌های شهری باید نگاه ریشه‌ای‌تری داشت و بیش از هر چیز سارقان مجسمه و انگیزه‌شان را شناسایی کرد. این موضوع که سارقان و آسیب زنندگان از گروههای ویژه هستند یا به خاطر دلایل دیگر دست به سرقت اثر زده‌اند در پیگیری ماجرا اثر گذار است.

گذشته از این موضوع،‌ مجسمه بعد از نصب با توجه به خود اثر، محل نصب و میزان ارزش آن نیازمند محافظت‌های ویژه‌ای است. همانطور که وقتی شما گلی را می‌کارید و حفاظی کوچک دورش می‌کشید یا کنارش تابلویی می‌نویسید مبنی بر اینکه از داخل چمن عبور نکنید؛ برای نگه داری هر مجسمه‌ای هم باید تمهیدات ویژه‌ای داشته باشید.

بر فرض مثال تهمیدات نگهداری مجسمه‌ای که روی یک ستون بزرگ وسط میدان و آب نما نصب شده با مجسمه‌ای که در گوشه یک خیابان پرت و دور و قابل دسترسی برای همه قرار دارد متفاوت است. دوربین‌های حفاظتی یا کنترل و حفاظت گشت‌های انسانی نمونه اقدام برای نگه داری چنین مجسمه‌هایی است. در واقع باید موانع دسترسی به آن را زیاد کرد.

گذشته از این وقتی ما مجسمه‌ای داریم که ارزش ملی و بیش از حدی دارد و به عنوان بخشی از هنر و فرهنگ شهری مطرح است بنابراین نگهداری آن هم حساس‌تر می‌شود. زمانی که یک مجسمه صرفا ارزش هنری دارد می‌توان آن را به یک موزه انتقال داد و جایگزینی برایش انتخاب کرد، اما در حالتی که مجسمه بخشی از خاطره جمعی است و شخصیت منحصربه فردی دارد که هویت خاصی برایش ایجاد کرده است، نباید آن را از زندگی مردم حذف کرد، چون طبق نقش اجتماعی‌اش تاکید بر ماندگاری و جاودانگی همیشگی‌اش می‌شود و درست نیست که از ذهن اشخاص پاک شود.

اما به عقیده من یکی از دلایل خشونت، بی رحمی و اینکه ما می‌توانیم به‌راحتی از وجود هر چیزی چشم پوشی کنیم به نحوه برخورد مدیران شهری و فرهنگ شهری ماست. متاسفانه شهرهای ما ثبات کافی و عناصری ندارند که تعلق ذهنی شهروندان را نسبت به شهر حفظ کنند.

یکی از بزرگ‌ترین محاسن اصفهان این است که شما سعی می‌کنید از چهارباغ تا نقش جهان را تثبیت کنید چون ارزشمند است؛‌ همین رویه را نه فقط نسبت به گذشته بلکه نسبت به فرهنگ امروز هم باید در پیش گرفت؛ در نتیجه نسبت به عناصر والمان ها ی شهری که وظیفه ایجاد عاطفه دارند باید سیاست گذاری دقیق و مشخصی داشت و ارزشیابی‌شان کرد و جایگاهشان را مشخص کرد.

متاسفانه شهرداری‌های ما بیشتر درصد اعمال قدرت،‌ خشونت و حاکمیت نسبت به شهر و شهروندان هستند و از شهرداری انگاره‌ای پادگانی و شهر به عنوان محیطی نظامی ساخته‌اند ولی تا زمانی که چنین شیوه نگاهی داشته باشیم، نه برنامه دقیقی خواهیم داشت و نه مسئولیت عمومی و مشارکت شهروندی را شکل خواهیم داد.

انگار ما فراموش می‌کنیم که باید مشارکت شهر را در محیط شهر تأمین کرد؛ چیزی که از طریق برنامه‌های عمرانی و مدیریت اقتدارگرای شهری شکل نمی‌گیرد و به ایجاد پل‌های ارتباطی عاطفی شهروند نسبت به شهر نیازدارد. باید شهروند را در هنر عمومی و شهری دخالت داد تا خودش به حفاظت از محیط و عناصر شهری بپردازد. برای رسیدن به این موقعیت هم چاره‌ای جز توقف رفتارهای اقتدارگرا و سرکوب گر شهری وجود ندارد و تا زمانی که این نگاه تغییری پیدا نکند نمی‌توان به بقیه امور امیدوار بود. شهرداری‌های ما باید بدانند که به جای بزرگ‌کردن اداره پسماند باید از نقش سازمان زیباسازی و حضور مدیرانی بهره ببرند که بر اساس عواطف شهروند عمل می‌کنند.

مجسمه تقدیس پرویز تناولی و کارهایی با ارزش مادی ومعنوی بالا باید جایگاه مشخصی داشته باشند و هزینه بیشتری برای نگه داری‌شان صرف شود. بعد از این است که باید مرمت این کارها به دلیل ارزش تاریخی وهنری‌شان طبق دستور العمل خاصی که بخش‌هایی از آن هم جهانی است، انجام شود.

بنابراین ما باید در هنگام نصب این مجسمه‌ها و عناصر شهری به هزینه نگهداری و مرمت آنها بیندیشیم و آن را در نظر بگیریم و با توجه به تعداد،‌ کیفیت و اهمیت آثار از 1 تا 5 سال برای بازبینی‌شان برنامه‌ریزی کنیم. تدابیری داشته باشیم تا آثار نیازمند مرمت در محل یا کارگاه تخصصی با مرمت گر متخصص مرمت شوند و آنها را به دست یک جوشکار یا مجسمه ساز عادی نسپاریم بلکه برعهده کارگاه و تیم مخصوص آن بگذاریم.

 بر فرض مثال برای مرمت مجسمه نادرشاه افشار در مشهد،‌ هزینه لازم در نظر گرفته شده و کار به تیمی مخصوص خودش سپرده شده است و با افراد مختلف از جمله مجسمه ساز و مرمت گر و ... صحبت شده تا کار ویژه‌ای روی آن انجام شود. این یک ضرورت است که برای هر اثر به تناسب خودش برنامه ریزی شود و از برخورد کلی نسبت به تمام آثار دست برداریم.

همانطور که ذکر شد،  این مجسمه ملزومات و شیوه نگه‌داری خاص خود را دارد؛ خصوصا که تقدیس برای این محل طراحی نشده و بعدا خریداری شده و تصمیم گرفته شده روبه روی شهرداری نصب شود. از سوی دیگر چون المان‌های داخل مجسمه، این آسیب‌پذیری را دارند که شکسته شوند باید بررسی کرد که آیا داخل محل ضعیف اتصال امکان استفاده از فلز سخت‌تری مثل استیل برای کمک به استقامت آن هست یا نه؟ به طور کلی این اثر آسیب پذیر است و باید از تمهیدات نگهداری ویژه و نگهبانان خاص برای نگه داری‌اش هره گرفت که البته کار سختی هم نیست.

 مهم‌ترین نکته این است؛‌  در شهری که وندالیسم قبح دارد و مردم به شهرشان دلبستگی دارند این رفتارها کم می‌شود. شهرداران ما یادشان نرود که اگر به راه‌های بنیادی برای ایجاد حس تعلق شهروند به شهر نیندیشند 10 سال دیگر باید منتظر اتفاق تازه و دیگری از  همین جنس  بود.

 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/107627

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی