ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

یاران خرازی که در حلب، آسمانی شدند

تاریخ درج : دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸
روایتی از شهادت سه مدافع حرم اصفهانی در شانزدهم آذر 94

سمیه مصور/خبرنگار

 روز اسارت محسن حججی با آن نگاه نافذ و سرشار از صولت حیدری که کوچک‌ترین ترسی در آن دیده نمی‌شد از خاص‌ترین روزهای تقویم مدافعان اصفهانی حاضر در جبهه دفاع از حریم اهل بیت‌(ع) است، روزی که دنیا مبهوت تصویری ناب از ایستادگی و مقاومت شیربچه های ایرانی شد؛ اما این تقویم روزهای خاص و ماندگار دیگری نیز به خود دیده است، روزهایی از حماسه‌آفرینی‌های رزمندگان اصفهانی در صحنه مجاهدت در راه خدا آن هم در خاک و کشوری غریب که چندان به آنها پرداخته نشده است، روزهایی که ناگفتنی‌های بسیاری دارد، همچون روز 16 آذر سال 94 در حلب سوریه. روزی که سه تن از یاران خرازی در لشکر امام‌حسین‌(ع) کیلومترها دورتر از وطن بال در بال ملائک گشوده و هم‌نشین آسمانیان شدند. سرگرد پاسدار سعید کیانی، مسئول روابط عمومی لشکر امام‌حسین (ع)  در گفت و گو با اصفهان زیبا روایتگر روزی می‌شود که شهید «مرتضی زارع»، شهید «سید‌یحیی براتی» و شهید «سجاد مرادی» به وصال معبود رسیدند.محرم سال 1394 درگیری سختی بین رزمندگان اسلام و نیروهای تکفیری وهابی در سوریه با هدف باز‌پس‌گیری مناطق اشغال‌شده اطراف حلب و ضربه به نیروهای دشمن در گرفت. مناطق جنوبی و شرقی حلب، محل اصلی درگیری‌ها بود. در آن روز، آزادسازی شهر خلصه، از مواضع و مقرهای محکم جبهه النصره در دستور کار  قرار گرفته بود. بعد از چندین بار لغو عملیات، بالاخره پیش از اذان صبح برای انجام این عملیات راهی شدیم. نیروها سوار ماشین شدند، شرایط خاص منطقه و موقعیت آن به گونه‌ای بود که امکان پیاده شدن نیروها برای خواندن نماز صبح میسر نبود. شهید براتی که از مربیان عقیدتی لشکر امام‌حسین (ع) بود، احکام این گونه نمازها را برای بچه‌ها تشریح کرد و بعد هم شهید مرادی با صدایی آهسته اذان گفت و در همان حال که در ماشین در حال حرکت بودیم، نماز صبح را به جا آوردیم.با توجه به اینکه از هر طرف احتمال حمله دشمن وجود داشت و منطقه خودی و غیرخودی مشخص نبود. یک سری از نیروها را در ساختمان‌های موجود در مسیر می‌گذاشتیم تا امنیت بچه‌ها را از پشت تأمین کنند. شهید براتی را به همراه تعدادی دیگری از نیروها به همین منظور از ماشین پیاده کردیم؛ اما او اصرار زیادی برای همراهی با ما و رفتن به جلو داشت. برای او توضیح دادیم حضورشان در این ساختمان‌ها با توجه به نامشخص بودن موقعیت دشمن و احتمال حمله، ضرورت بسیاری دارد و اهمیت آن کمتر از پیش‌ روی نیست، اما بر این خواسته پافشاری می‌کرد و خواهان پیوستن به ما در اسرع‌وقت بود.زمانی که به خلصه رسیده و شهر را به تصرف در آوردیم، نیروهای النصره عقب‌نشینی زیادی کردند و همین مسئله موجب شد تا نیروهای خودی بر پیشرویشان به سمت جلو ادامه بدهند. در همان جا بود که به یاد اصرار زیاد شهید براتی برای ملحق شدن به ما افتادیم و از یکی از بچه‌ها خواستیم که با ماشین به دنبال شهید براتی رفته و او را به منطقه‌ای که ما به آن جا رسیده بودیم بیاورد.شهید مرتضی زارع با یک گروهان دیگری که شهید جواد محمدی هم در آن حضور داشت، جلوتر از ما حرکت کرده بودند؛ طی درگیری‌هایی که بین نیروهای خودی و تکفیری‌ها در آن منطقه شکل می‌گیرد، شهید محمدی و تعدادی از بچه‌ها دچار مجروحیت می‌شوند. شهید زارع که به عنوان امدادگر در آن روز فعالیت می‌کرد برای امدادرسانی به این بچه‌ها حرکت می‌کند و در حالی که مشغول باز کردن کوله‌اش بود، در اثر اصابت گلوله مستقیم به شهادت می‌رسد. من در جریان این درگیری‌ها و شهادت مرتضی زارع بودم؛ ولی به بچه‌ها دراین باره حرفی نزدم. شهید مرادی درباره این درگیری‌ها پرسید وزمانی که من گفتم شهید زارع مجروح شده است، گفت ولی من احساس می‌کنم که مرتضی به شهادت رسیده و این اتفاق، تاثیر زیادی روی او گذاشت. می‌گفت من و مرتضی در یک گردان با هم بوده‌ایم و حالا قرعه شهادت به نام او در آمد. سجاد در آن روز حالت عجیبی پیدا کرده بود و مرتب می‌گفت یعنی نفر بعدی که از این گردان به شهادت می‌رسد چه کسی است؟در حال پیشروی به سمت جلو بودیم که شهید علی شاه‌سنایی که در آن روز در منطقه حضور داشت، با ما تماس گرفت و از تیراندازی زیاد یک سری نیروهای تکفیری که زیر یک پل پناه گرفته و اجازه حرکت به نیروهای ما را نمی‌دادند، خبر داد و از ما خواست که با تانکی که در اختیار بچه‌های فاطمیون بود، این پل را منهدم کنیم. با سرعت‌عمل نیروهای خودی توانستیم با انهدام این پل و هلاکت تعداد زیادی از نیروهای دشمن مسیر حرکت را باز کرده و به پیشرویمان به سمت جلو ادامه دهیم. به نزدیکی‌های الحمره رسیده بودیم؛ جایی که دشمن دید زیادی به ما داشت. از این رو مجبور بودیم که خودمان را با عوارض طبیعی که در کنار جاده قرار داشت استتار کنیم. آن تانک هم که با آن موفق شده بودیم پل را منهدم کنیم، در فاصله چند متری ما در حال حرکت بود؛ تانکی که پر از مهمات بود یک‌دفعه در اثر اصابت موشک عناصر کتائب ثوار‌الشام به آن منفجر شد و در اثر ترکش‌های حاصل از آن سجاد مرادی و سید یحیی براتی به فاصله نیم ساعت به شهادت رسیدند.پی‌نوشت:شهید «مرتضی زارع» سال 64 در اسلام‌آباد اصفهان و در خانواده‌ای با چهار خواهر و یک برادر متولد شد. در سال 1392 در رشته مدیریت دولتی دانشگاه پیام نور دولت آباد پذیرفته شد و در زمان شهادت، دانشجوی این دانشگاه بود. او در ۱۷ ربیع الاول سال 92 شمسی مقارن با تولد پیامبر(ص) ازدواج کرد. شهید مرتضی زارع در 16 آذر ماه سال 1394 در عملیات مستشاری در سوریه به دست گروه تروریستی تکفیری داعش به درجه شهادت نائل آمد.پاسدار شهید «سیدیحیی براتی» در سال ۴۹ در محله احمدآباد متولد شد. سال 1373 وارد سپاه پاسداران شد و تا سال‌ها در این نهاد انقلابی خدمت کرد. او دومین شهید شهر «درچه» شهرستان خمینی شهر اصفهان است که آذرماه سال ۹۴ در روستای خلصه در استان حلب سوریه بر اثر انفجار تانک و اصابت ترکش بر پیکرش به شهادت رسید.شهید «سجاد مرادی» متولد 28 دی ماه سال 61 در روستایی از توابع شهر بلداجی بروجن است که در چهار سالگی به همراه خانواده‌اش در اصفهان ساکن شد. در بهمن ماه سال 1381 لباس سبز پاسداری را به تن کرد و به خدمت در این نهاد انقلابی مشغول شد. او پس از گذراندن دوره نظامی در تهران، وارد لشکر عملیاتی 14 امام‌حسین(ع) شد. سال 1390 با حمله ضد انقلاب و گروهک پژاک به کردستان عازم این شهر شد. سجاد آبان ماه سال 1394 عازم جبهه‌های نبرد شد و در 16 آذرماه در منطقه خلصه حلب در اثر اصابت موشک عناصر کتائب ثوار‌الشام و برخورد ترکش به پشت سر به شهادت رسید.

 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/104282

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی