ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

یک فیلم الکن دوست‌داشتنی

تاریخ درج : دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸
شماره روزنامه: 
چرا «خوب، بد، جلف 2» با وجود تمام ضعف‌های ساختاری‌اش، فیلم درستی است؟

مجتبی  اردشیری/خبرنگار

دومین ساخته سینمایی «پیمان قاسم‌خانی» یک نمونه از کمدی‌های سالــمی ‌است که حلقه مفقوده ژانر کــمدی این ســـال‌های سینمای ایران به حساب می‌آید. فیلم اگرچه دیالـــوگ‌های رکـــیک بســـیاری در خود دارد، اما برای موقعیت‌های کمیک خود از تم اروتیک بهره‌ای نمی‌برد. فیلم‌ساز به درک درستی از شخصیت‌پردازی رسیده و حالا از آبشخور همین امتیاز، اقدام به ساخت سری دوم «خوب، بد، جلف» کرده است.برای کسانی که سری نخست این فیلم کمدی را تماشا کرده اند، سری دوم، یک فیلم کاملا مستقل نشان می‌دهد. این از همان شخصیت‌پردازی درستی می‌آید که قاسم‌خانی برای پروسه داستانی خود برگزیده است. او در این کار، دست به قطب‌بندی نزده و ستاره‌های کارش را مقابل یکدیگر قرار نداده است. ریسک بزرگی به خرج داده و دو تیپ متناظر با یکدیگر را در مقام داستان‌گویی قرار داده است و از همان مولفه‌های همیشگی تکرار تکه‌کلام‌ها هم بهره می‌برد تا چگالی طنز کارش را بالاتر ببرد و توانسته در این مسیر به ساختار مستقلی برسد که می‌تواند مانند سریال «پایتخت»، ده‌ها سری از این مجموعه را بدون کلیشه‌سازی برای مخاطبش تولید کند.

 

تفاوت؛ مشخصه تمام کارهای قاسم‌خانی

«پیمـــان قــــاسم‌خـــانی» از هـــمان روزهـــای شکـــوفایی‌اش در نـــیمه دوم دهه 70، نشان داد که فرمول موقعیت‌سازی‌های عادی از یک واقعه شگرف را به خوبی می‌داند. او از این استعداد، در فیلم‌های بسیاری استفاده کرد؛ از «نان، عشق، موتور 1000» و «سن‌پطرزبورگ» بگیرید تا «مارمــولــک»، «شــب‌های بــــرره»، «هیولا» و «خوب، بد، جلف». در تمام این کارها، مخاطب با کمدی‌های متظاهری از جنس آپارتمانی یا جمع دوستانه مواجه نیست.در این کارها، هسته مرکزی داستان در موقعیت‌های ویژه‌ای رقم می‌خورند که یک جنس فانتزی را برای مخاطبانش تداعی می‌کنند. او حالا در سری دوم «خوب، بد، جلف‌2» هم از این امتیاز بهره گرفته است.  اگر در سری نخست این سریال، دوربینش را وارد جمع‌های مافیایی و پلیسی کرده بود حالا کمی عامی‌تر برخورد کرده و روایتش را در خدمت خیال‌پردازی بدون زمان قرار داده است. همین بکر بودن سوژه سبب می‌شود تا نویسنده، از ظرفیت‌های نوینی برای مواجهه تیپ‌هایش با آن فضای جدید بهره برده و فضاهای داستانی متنوعی را برای مخاطبش بیافریند. قاسم‌خانی در حال حاضر، شاخص‌ترین نویسنده این سبک است و تمام تلاشش را به کار می‌گیرد تا از امروزی شدن موقعیت‌های روایی‌اش خودداری کند. به همین دلیل عمده آثارش با وجود عدم قرابت ساختاری با زندگی‌های روز، برای مخاطب، دلنشین و دوست‌داشتنی هستند.

داستانی که به بیراهه رفت

متاسفـــانه ســــری دوم «خوب، بد، جلف» مانند سری نخست این فیلم، مهندسی درستی در تحلیل ماجرا ندارد.استقلال‌بخشی در استفاده از فضاهای نوین و بکر، سبب شده تا وجوه داستانی سری دوم، یک خیال‌پردازی تمام‌عیار است و ممکن است این مهم با روح طنازانه کار که برگرفته از جامعه امروز و شوخی با موضوعات آن است، هم‌خوانی چندانی نداشته باشد. به عنوان مثال داستان در سری نخست «خوب، بد، جلف» از جایی که وارد مانژ می‌شود، یک رنگ و بوی تخیلی به خود می‌گیرد که متناسب با استخوان‌بندی ابتدایی و آنچه مخاطب در ادامه انتظارش را می‌کشد، نیست. در این فیلم هم همین مشخصه تکرار می‌شود؛ یعنی از جایی که فضای داستانی وارد صحنه‌های نبرد در آن باغ عجیب می‌شود، ورق قصه‌گویی به کلی برمی‌گردد. به همین جهت هر دو ساخته سینمایی قاسم‌خانی، از دو نیمه کاملا متفاوت نسبت به یکدیگر برخوردارند؛ نویسنده در نیمه نخست داستان، کاملا متکی به کمدی‌های کـــلامی ‌و شــوخــی‌های پیـــنگ‌پــونگی است و در نیمه دوم، این اکت‌های بصری است که می‌خواهد از مخاطبش خنده بگیرد. طبیعی است که با توجه به قدرت پردازش کلامی‌ قاسم خانی در طراحی شخـصیت‌پردازی، نیمه نخست داستان، با اقبال بالایی مواجه می‌شود؛  اما در نیمه دوم، چون بار عمده بر دوش دوربین و اکـت‌های بصری است، مخاطب به یک باره از آن فضای فشرده طنازی فاصله گرفته و نمی‌تواند با روایت بصری نیمه دوم، آن ارتباط صمیمی ‌را برقرار کند.بـــنابراین در ساخــته‌های ســـینمایی قاسم‌خانی، با «داستان» به آن مفهوم مصطلح و مهندسی‌شده‌اش مواجه نیســتیم. یک جور سلـــیقه فردی نویسنــده در تداعی دنیای ذهنی خاص خودش است که چون از شخصیت‌پردازی‌های منحصر به فردی بهره می‌گیرد، این آفت مسلم به قواره فیلمش زیادی نمی‌کند و مخاطبـش را پس نمی‌زند.

وقتی تخیل به جای کمدی می‌نشیند

«خوب، بد، جلف 2»، یک افتتاحیه شلوغ و پرحجم دارد. شوخی‌هایی جدید در کنار یادآوری شوخی‌های برگزیده سری اول فیلم، لحظات مفرحی را در نیم ساعت ابتدایی برای مخاطب رقم می‌زند. در ادامه، اگرچه قصه، تا حدودی سروشکل پیدا می‌کند، اما از دوز طنازی کاسته می‌شود و آدم‌های جدیدی که وارد قصه می‌شوند، نمی‌توانند نقش آن سکوی استراتژیک برای بالفعل شدن طنازی‌های دو تیپ اصلی فیلم را بازی کنند. به همین دلیل جنس شوخی‌ها، وارد یک تسلسل آزاردهنده می‌شود که مدام در آن سکانس‌های طولانی داخل سوله تکرار می‌شود.در ادامه، بهره‌مندی از تخیل، وارد فاز جدی‌تری شده و آن ماجراهای داخل باغ رقم می‌خورد. از این جا به بعد قصه، اصلا در تراز برند قاسم‌خانی نیست. گویا انگیزه قاسم‌خانی از خلق چنین سکانس‌هایی، تنها یک قدرت‌نمایی در حوزه دکوپاژ بوده؛ چرا که توانسته به خوبی از پس آن سکانس‌های سنگین و شلوغ برآید.اما تمام آن سکانس‌ها، داستان ندارند و این، با روح کلی فیلم منافاتی جدی دارد.حتی در سری نخست این فیلم، وقتی دوربین وارد دنیای مافیایی و آن تعقیب و گریزهای بچگانه می‌شود بار داستانی و الزامات دراماتیک، به خوبی خود را به مخاطب تحمیل می‌کنند؛ اما در سکانس‌های شلوغ باغ، روایت، قافیه را باخته و فضاسازی‌های بصری، جای خود را به آن جریان ملموس و دوست‌داشتنی طنازانه می‌دهند. داستان آشکار از ریتم افتاده و در لحظاتی که مخاطب در انتظار یک نتیجه‌گیری است، فیلم با نوید دادن فصل سوم، ناگهان به پایان رسیده و فرایند عجیبی را تجربه می‌کند.

 

چرا «خوب، بد، جلف 2» فیلم سرگرم‌کننده ای است؟

تمام این ضعف‌ها به نبود مهندسی و طراحی‌های داستانی باز می‌گردد و اینکه قاسم‌خانی نتوانسته میان بعد دراماتیک فیلم و داده‌های کاملا بصری آن، یک توازن دوست‌داشتنی و مرتبط برقرار کند. علاقه‌مندی جدید قاسم‌خانی به تحلیل بصری داده‌ها، از «هیولا» تا سری دوم «خوب، بد، جلف» بیش از آنکه تداعی‌کننده یک مسیر جدید در سینمای ایران باشد، به نقطه‌ای برای خراب کردن وجوه دراماتیک کار تبدیل شده است.با این حال اما «خوب، بد، جلف 2» از تفاوت‌های ساختاری آشکاری به نسبت کلیت آثار کمیکی که طی این سال‌ها برای مخاطب ساخته شده، بهره‌مند است. اینکه تلاش نمی‌کند تا مانند انبوه آثار کمدی این سال‌ها، تنها برمدار کلام باشد، یک تلاش ارزنده برای احیای یک شاخه جدیدی از گونه کمدی است که بیشتر معطوف به سبک‌های ساختاری کمدی‌های موفق جهانی است. این دو اثر اول قاسم خانی در مقام کارگردان، بیشتر حکم آزمون و خطا در این راه را دارند که توانسته با همین الکن بودن، ارتباط خوبی را با مخاطبانش برقرار کند.ضمن اینکه هر دو سری این فیلم، قوام داستانی مشخصی دارند، فارغ از شخصیت‌پردازی‌ها که درخشان نشان می‌دهند، فیلم از دریچه نگاه دو احمق، ساده‌انگاری‌های ملموسی دارد که حکم همان دغدغه داستانی است، در ژانری که تلاش می‌کند با بیان اروتیک و تصاویر ضدقصه، مخاطب را به خنده وادار کند، وجود چنین فیلمی ‌غنیمت بزرگی است.به دلیل همین امتیاز، هر دو سری این فیلم در بخش مسابقه جشنواره فجر مورد پذیرش قرار گرفت و جالب تر  آن‌که بیشتر منتقدان نسبت به حضور این فیلم در جشنواره، گارد منفی چندانی نداشتند.این یعنی آنکه، فیلم توانسته شاخصه‌های هنری گونه کمدی را به خوبی در اثرش پیاده کرده و برخلاف موج سواری این سال‌های سینمای کمدی، از مخاطبش خنده بگیرد. البته که قرار نگرفتن فیلم در میان آثار برتر مردمی‌جشنواره امسال، زنــگ خطـــر بــزرگی برای یــک فیلم کمدی در میان انبوه درام‌های صریح و جدی به حساب می‌آمد، اما افتتاحیه حدودا یک و نیم میلیاردی فیلم در کنار زمان طولانی اکران این فیلم که احتمالا تا پایان اردیبهشت سال آینده خواهد بود، از دومین ساخته «پیمان قاسم‌خانی»، یک فیلم پرفروش در گیشه که شاید بتواند به مرز 40 میلیارد نزدیک شود، خواهد ساخت.  

url : http://www.isfahanziba.ir/node/107328

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی